جمعه 28 شهریور 1393

   
 
 پرسشهای متداول  •  جستجو  •  لیست اعضا  •  گروههای کاربران   •  مدیران سایت  •  مشخصات فردی  •  درجات  •  پیامهای خصوصی


فهرست انجمن‌ها » بحث‌هاي عمومي » شهدا و قربانيان مظلوم حملات و بمبارانهاي شيميايي در ايران

ارسال موضوع جدید  پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک رفتن به صفحه 1, 2  بعدی
 شهدا و قربانيان مظلوم حملات و بمبارانهاي شيميايي در ايران « مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی » 
نویسنده پیام
Aliabadi
پستتاریخ: یکشنبه 13 شهریور 1390 - 08:21    عنوان: شهدا و قربانيان مظلوم حملات و بمبارانهاي شيميايي در ايران پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

مدیر انجمن
مدیر انجمن

عضو شده در: 30 بهمن 1388
پست: 2217

blank.gif


امتياز: 58880

شهدا ي مظلوم حملات و بمبارانهاي شيميايي در ايران

ترجمه آزاد از مولف

Schon zu Beginn des Ersten Golfkriegs setzte die irakische Armee auf Weisung Saddam Husseins chemische Waffen gegen den Iran ein. So warf die irakische Luftwaffe bereits 1980 speziell dafür entwickelte Kanister mit chemischen Kampfstoffen über iranischen Stellungen ab.[Bekanntheit erlangte der Giftgasangriff auf die Fernverkehrsstraße am 9. August 1983 Rawanduz–Piranshahr.(Fürtig, S. 81).


با شروع جنگ اول خليج( جنگ صدام عليه ايران) برياست صدام حسين ، صدام سلاح هاي شيمايي عليه ايران بكار برد وازان استفاده كرد. نيروي هوايي عراق از سال 1980 مقادير زيادي سلاحهاي شيمايي بروي مقرهاي ايراني پرتاب ميكردتد. معروفترين حمله شيمايي عراق به ايران در نه اگوست سال 1983 در منطقه رونددوز پيرانشهر بود.

Insgesamt wurden etwa 100.000 iranische Soldaten Opfer von Gasangriffen. Viele davon wurden durch Senfgas verwundet. Etwa 20.000 davon wurden während des Einsatzes sofort hauptsächlich durch die Nervengase Tabun und VX getötet. Diese Zahlen schließen allerdings keine Zivilisten ein. Da Giftgas während der Kämpfe auch auf Stellungen und Posten abgeworfen wurde, die sich in oder um Dörfer befanden und deren Einwohner keine Möglichkeit hatten sich gegen die Gase zu schützen, gab es auch unter der Zivilbevölkerung sehr viele Opfer. Außerdem wurden durch den Einsatz verschiedener Gase Gebiete mit gefährlichen chemischen Schadstoffen kontaminiert.


ميزا ن سربازان قرباني ايراني درحملات شيميايي( صدام) 100000 نفر است كه اين افراد بوسيله سلاح هاي شيمايي وگازهاي شيمايي قرباني شده اند. بسياري از سربازان ايراني بوسيله گاز خردل مجروح شده اند. درحدود 20000 نقر از اين قربانيان درحين بمب بارانهاي شيمايي بوسيله گازهاي شيميايي كه به سلاح گاز اعصاف تابون و فاو ايكس معروف است، فوري از ميان رفته اند. اين امار شامل افراد غير نظامي نميشود( يعني فقط امار افراد نظامي را شامل ميشود) . اين بمب هاي شيميايي در حين جنگ( از سوي صداميان) به اماكن و مقرهاي نظامي( ايراني) پرتاب ميشدند كه حتي اين اماكن در روستاهايي قرار داشته اند كه در ان افراد غير نظامي زندگي مي كرده اندو اين افراد غير نظامي هيچ گونه امكان نجات در مقابله با اين گازها برايشان مقدور نبوده.علاوه بر اين با پرتاب انواع مختلف بمب هاي شيميايي اين مناطق به مواد خطرناكي الوده شده اند.

منبع گزارش
ويكي پديا

-------------------------------------------------------------------------------------------------

Man fragt, von welchen Waffenkonzernen kaufte der Irak seine Chemiewaffen?

In welchen Ländern wurden die irakischen Chemiewaffen hergestellt und dann in den Irak exportiert?

----------------------
ميزان حملات شيميايي به ايران

رژيم بعث عراق در سالهاي جنگ تحميلي، ۳ هزار و ۵۰۰ بار به ايران حمله شيميايي كرد كه ۳۰ مورد آن در مناطق مسكوني بوده است.
- 25/6/65؛ یک شرکت هلندی تولید کننده فرآورده های شیمیایی به خاطر صدور غيرقانونی محصولات خود به عراق، در دادگاه شهر ارهم به پرداخت 100 هزار فلورن محکوم شد.
کد:
http://chemical-victims.blogfa.com/post-362.aspx


--------------------------------

اسامي شهداي بمبارانهاي شيميايي توسط صدام يزيد

شهيداصغر مرادی
شهيد اصغرمرادی در نخستين روز شهريور ماه سال1351 شهرستان "سقز" استان کرمانشاه چشم به جهان گشود. پدر اين شهيد" غلام حسين" و مادرش" سمرقند واحدی" نام داشتند. با آغاز جنگ تحميلی عراق بر عليه ايران ،وی به عضویت بسيج درآمد و پس از طی دوره های آموزشی و از شهر سقز به جبهه اعزام شد . شهيد اصغرمرادی به عنوان رزمنده نيروی زمينی سپاه خدمت می کرد. سرانجام شهيد اصغرمرادی در جريان عمليات بيت المقدس چهار در دومين روز فروردين ماه 1367در اثر بمباران منطقه شيخ صالح توسط دشمن به درجه رفيع شهادت نايل آمد. شهيد اصغرمرادی در زمان شهادت 16 سال داشت و مجرد بود. پيکر پاک اين شهيد در گلزار شهدای باغ فردوس شهرستان "کرمانشاه" به خاک سپرده شده است.

----------------------------------------------------------------------
شهيد همت علی رنجبر
شهيد همت علی رنجبر دراولين روزدی ماه سال 1345 درروستای "گيخ"از توابع شهرستان کازرون استان فارس چشم به جهان گشود. پدر اين شهيد"اسماعيل" و مادرش" سکينه طيبی" نام داشتند.با آغاز جنگ تحميلی عراق بر عليه ايران ،وی به عضويت بسيج درآمد و پس از طی دوره های آموزشی به از شهرستان کازرون به جبهه اعزام شد. شهيد همت علی رنجبر به عنوان رزمنده در لشکر 19 فجر نيروی زمينی سپاه خدمت می کرد سرانجام شهيد همت علی رنجبردر جريان عمليات والفجر 10 در دومين روز فروردين ماه 1367 دراثر بمباران شيميايی دشمن به درجه رفيع شهادت نايل آمد. شهيد همت علی رنجبر در زمان شهادت 22 سال داشت و مجرد بود.
پيکر پاک اين شهيد در گلزار شهدای روستای " گيخ"(زادگاهش) از توابع شهرستان کازرون استان فارس به خاک سپرده شد.
----------------------------------------------------------------------

سيد هادي مرقاتي خويي

(1337- 1363)
نام و نام خانوادگي: سيدهادي مرقاتي خوئي
نام پدر: سيد علي نقي
تاريخ تولد: بيست و چهارم فروردين ماه سال 1337
محل تولد: شهرستان خوي – استان آذربايجان غربي
تحصيلات: كارداني رشته عمران از دانشگاه مشهد
شغل: سرتيپ دوم پاسدار
يگان: لشگر 31 عاشورا نيروي زميني سپاه پاسداران
نحوه شهادت: بمباران شيميايي
نوع عامل شيميايي: گازخردل
تاريخ و محل شهادت: بيست و سوم اسفند ماه سال 1363- جزيره مجنون
مزار: گلزار شهداي خوي.

شهيد سيد هادي مرقاتي خويي، در روز بيست و چهارم فروردين ماه سال 1337 - همزمان با نيمه شعبان، سالروز ولادت حضرت ولي عصر (عج) - در شهرستان خوي از توابع استان آذربايجان غربي به دنيا آمد. درش سيد علي نقي و مادرش طاهره نام داشت. از دوره كودكي به شركت در مجلس ديني و مذهبي علاقه داشت. در جلسات قرآن و احكام شركت مي كرد. او عاشق شركت در مجلس روضه اباعبدالله الحسين(ع) بود. سيد هادي پس از گذراندن دوره تحصيلات ابتدايي و متوسطه وارد «هنرستان صنعتي خوي» شد و در رشته «راه و ساختمان» مشغول تحصيل گرديد. سال آخر هنرستان عازم تهران شد و پس از اخذ ديپلم همزمان با اوج‌گيري مبارزات ملت ايران به رهبري امام خميني (ره) وارد دانشگاه مشهد گرديد. سيد هادي در آبان ماه 1357 به اتهام اقدام عليه امنيت ملي و اخلال و نقض حكومت نظامي دستگير و روانه زندان شد. پس از تحمل شكنجه عناصر ساواك و حبس در چند زندان شش ماه بعد آزاد شده و به زادگاهش – شهرستان خوي- بازگشت. با شروع انقلاب فرهنگي به اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشگاهها و مدارس عالي كشور پيوست. بعد از مدتي فعاليت با شركت در چند اردوي عقيدتي - سياسي در تهران از محضر اساتيدي چون شهيد دكتر بهشتي استفاده كرد. پس از تشكيل جهاد دانشگاهي به عضويت آن نهاد درآمد و در اواخر بهمن ماه 1359 وارد سپاه پاسداران شد و به صورت نيمه وقت در روابط عمومي سپاه مشغول به كار گرديد. سيد هادي در سال 1360 به سنت حسنه نبوي پيوست و ازدواج نمود و صاحب دو فرزند دختر به نام «فاطمه السادات» و «عاطفه» شد. وي در سال 1361 به صورت تمام وقت در بهداري سپاه در مشهد فعاليت مي كرد و پس از بازگشايي دانشگاهها وارد آموزشكده فني مشهد شد و پس از مدتي تحصيل و مسئوليت در بسيج به عنوان داوطلب با عده‌اي از دانشجويان راهي جبهه نبرد حق عليه باطل شد(لشگر31 عاشورا). پس از بازگشت از جبهه و فراغت از تحصيل وارد دفتر مهندسي رزمي سپاه شد و از آنجا براي نصب «پل خيبر» عازم جزيره مجنون شد. او همزمان ماموريت هاي پشت جبهه را مبني بر احداث پايگاههاي سپاه پاسداران در استان خراسان انجام مي داد. سرتيپ دوم پاسدار سيد هادي مرقاتي در اواخر دي ماه سال 1363 در جريان عمليات بدر، براي راه سازي عازم جزيره مجنون گرديد و سرانجام در روز بيست و سوم اسفند ماه همان سال پس از نصب پلي در جزيره، همراه با فرمانده لشگر محمد رسول الله و دو نفر از روحانيون دفتر امام(ره) توسط هواپيماهاي دشمن مورد هدف بمباران شيمايي قرار گرفت و ساعاتي بعد به فيض شهادت رسيد.

----------------------------------------------------------------------
شهيد باقر حسين محسني
(1320-1367)
نام و نام خانوادگي: باقر حسين محسنی
نام پدر: علي
تاريخ و محل تولد: 1320/01/20
تحصيلات: دیپلم متوسطه
شغل: کارمند بهداری(راننده)
تاريخ و محل شهادت: 67/01/07
محل خاکسپاری: گلزار شهدای کوهان - دماوند
سن در زمان شهادت:47 سال
نحوه شهادت: بمباران شیمیایی در منطقه عملیاتی
نوع عامل شيميايی: گاز خردل و اعصاب

شهيد باقر حسين محسني، در روز بيستم فروردين ماه سال 1320 در روستای «کوهان» از توابع شهرستان دماوند در استان تهران ديده به جهان گشود. پدرش «علی» و مادرش «زليخا زين المحسنی»نام داشتند.او فرزند اول و ارشد خانواده بود و سه برادر و يک خواهر داشت.
باقر در روستايی محروم زندگی می کرد. در دوره نوجوانی به کمک پدرش به کشاورزی و دامداری می پرداخت.او در سن 19 سالگی به محله «آب سردار» در شهر دماوند نقل مکان کرد و ضمن اینکه کار می کرد و مخارج زندگی خود را تامين می نمود به مدرسه هم می رفت. باقر در دروس رياضی و شيمی دارای استعداد و علاقه بود. در سن 21 سالگی از دبيرستان «بهار» در رشته رياضی ديپلم متوسطه گرفت و یک سال بعد به خدمت سربازی اعزام شد. او در سال 1355 به عنوان راننده به استخدام اداره بهداری شهرستان دماوند درآمد. در همان سال با بانويی پارسا به نام مهين قباخلو پور ازدواج نمود که ثمره آن دو فرزند به نام های مصطفی(متولد1358) و حميده(متولد1362) می باشد. وی در سال 1366 به صورت داوطلبانه از طرف بهداری به جبهه اعزام شد و در تيپ 24 امام سجاد(ع) در انديمشک خدمت نمود. در اواخر اسفند ماه همان سال به مريوان اعزام گردید و در تاريخ بيست و هفتم اسفند ماه در حومه شهر مريوان در حال تخليه مجروحين بمباران شيميايی آن منطقه، خود نیز در معرض گازهای شيميايی قرار گرفت و چند ساعت بعد دچار عوارض حاد ناشی از استنشاق گاز خردل گردید. پس از مجروحیت به سنندج، گرگان و ساری و از آنجا به تهران – بیمارستان رازی- منتقل و تحت مداوا قرار گرفت،اما با توجه به نوع و شدت ضایعه، به درمانها جواب نداد و سرانجام در ساعت3 صبحگاه هفتم فروردین ماه 1367 در بیمارستان امام خمینی(ره)- با ذکر «یا امام زمان ادرکنی» به فیض شهادت رسید.
منبع: اطلاعات و آثار فرهنگی موجود در اداره بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان دماوند.


----------------------------------------------------------------------

نام و نام خانوادگی: علي محمدي
نام پدر: عباس
تاريخ و محل تولد: اول شهريور ماه سال 1333 شهرستان آوج
مدرك تحصيلي: پنجم ابتدايی
وضعيت تاهل: متأهل (سه پسر و سه دختر)
شغل شهيد: بنا
تاريخ و محل مجروحيت: 1364 آزادسازي فاو
تاريخ و محل شهادت: هجدهم خرداد ماه 1371 - بيمارستان امام خميني كرج
نام گلزار: امامزاده محمد (کرج)
مدت حضور در جبهه: از سال 1360 تا 1367 به طور مداوم و مستمر
يگان اعزام‌كننده: بسیج
مسؤوليت در جبهه: پشتيباني
درصد مجروحيت: 70% مجروحيت ريه – گاز خردل
شهيد علی محمدی
1333-1371

شهید علي محمدي در روز اول شهریور ماه سال 1333 در شهرستان «آوج» از توابع استان قزوين به دنيا آمد. علی در دوره نوجوانی به مکتب خانه رفت و قرائت قرآن و ادعيه دينی را فرا گرفت و سپس وارد مدرسه شد و تا سال پنجم ابتدايی ادامه تحصيل داد. به دليل فقر خانوادگي و نبود امكانات تحصيلی مجبور به ترك تحصيل شده و همراه پدر و مادر خود به كار كشاورزي و دامداری پرداخت. وي در سن 16 سالگي به شهر ستان كرج مهاجرت نموده و به بنايي و نقاشی ساختمان مشغول به كار شد. در سن 19 سالگی با خانم طاهره قدياني از بستگان خود ازدواج نمودند. با آغاز جنگ تحميلي، همانند هزاران جوان پرشور و انقلابی بسیجی، برای دفاع از کیان اسلامی به جبهه رفت. او در واحد های پشتيباني سپاه در بخش آبرساني به رزمندگان خدمت مي‌كرد.
درسال 67 در منطقه فاو، بر اثر بمباران های شيمیايی دشمن دچار جراحات ريوی شد، اما تا پايان جنگ و دفع متجاوز از خاک مهين جبهه را ترك نکرد. شهيد محمدی پس از بازگشت از جبهه متوجه آثار جراحات شيميايی خود شد و مدتها در رنج و درد به سر برد. او چندين بار مورد عمل جراحی قرار گرفت و سرانجام در روز هجدهم خرداد ماه سال 137 در بيمارستان امام خميني كرج به فيض شهادت رسيد. چنانکه از نقل قول همسر و فرزندانش بر می آيد:از نکات بارز اخلاقی شهيد می توان به شوخ‌طبعي،مهارت در دوست‌يابي و اهميت دادن به حلال و حرام و احترام به خانواده و اطرافيان اشاره کرد.
منبع:پرونده فرهنگی و پژوهشی شهيد در اداره بنياد شهيد شهرستان کرج.

----------------------------------------------------------------------
شهيده كبري اميني
(1351- 1367)
نام و نام خانوادگي: كبري اميني
نام پدر: احمد
تاريخ تولد: هشتم آذرماه 1351
محل تولد: روستای کمينه - شهرستان پاوه
تحصيلات: ابتدايی
شغل: خانه دار
نحوه شهادت: بمباران شيميايي
نوع عامل شيميايي: گازخردل
تاريخ و محل شهادت: چهارم فروردین ماه سال 1367
مزار: گلزار شهداي روستای قلعه جی
بانوي شهيده كبري اميني، در روز هشتم آذر ماه سال 1351 در روستاي «كي منه» از توابع شهرستان پاوه در استان كردستان در خانواده‌اي از اهل سنت ـ شافعي مذهب ـ ديده به جهان گشود. پدرش «احمد» و مادرش «مريم» نام داشت. کبری از همان دوران كودكي علاقه خاصي به مسائل مذهبي و ديني داشت و در انجام واجبات و ترك محرمات مي‌كوشيد. او در دوره نوجوانی به مدت 2 سال در مکتب خانه به آموزش قرآن و زبان و ادبیات فارسی پرداخت اما به دليل نبود امكانات تحصيلي و فقر مالي خانواده موفق به ادامه تحصيل نشد. خانواده او با آغاز جنگ تحميلي، از نوار مرزي آواره شدند و در روستاي« قلعه جي» ساكن شدند. اين بانوي جوان شهيده، سرانجام در روز چهارم فروردين ماه سال 1367 بر اثر بمباران شيميايي روستاي «قلعه جي» توسط رژيم بعثي عراق به شهادت رسيدند. شهيده كبري اميني در زمان شهادت 16 سال داشت و در گلزار شهداي روستاي «قلعه جی» به خاك سپرده شد.
----------------------------------------------------------------------
شهيد داوود اختراعي
جانباز شيميايی شهيد، دکتر داوود اختراعي، فرزند مصحف الله، در روز هشتم شهريور ماه سال 1333 در تهران به دنيا آ مد ونيز همانند بسياری از همسالان خود در سن 7 سالگی وارد مدرسه شد. معلمين او در مدرسه ستارخان متوجه شاگردی نمونه و با استعداد شدند که هر کس از او می پرسيد در آينده می خواهی چکاره شوی؟ بلافاصله می گفت: «می خواهم دکتر شوم».آن دانش آموز برجسته و مستعد کسی نبود جز داوود اختراعی. داوود درسنين نوجوانی و سالهای تحصيل در دبيرستان الوند، به مطالعات گسترده غير درسی می پرداخت؛ سال سوم نظری را در رشته تجربی در حالی به پايان برد که بسياری از جزوات دانشگاهی را مطالعه می کرد. داوود در سال 1351 در کنکور سراسری با رتبه ششم کشوری، در رشته پزشکی عمومی پذيرفته شد. در سال 1357 ضمن فارغ التحصيلی؛ با عنوان «متخصص قلب و عروق» از چندين بيمارستان و دانشگاه پيشنهاد کار دريافت کرد. او در نیمه دوم سال 1357 فعالانه وارد مبارزات سياسی و انقلابی شد. دکتر داوود اختراعي در سال 1360 و پس از پايان تعطيلی دانشگاه ها به عضويت هیات علمی دانشگاه تهران درآمد. او همزمان در بيمارستان امام خمينی (ره) به فعاليت (طبابت و تدريس) می پرداخت. وی در سال 1361 با خانم دکتر نغمه زند خانی ازدواج کرد و صاحب يک فرزند دختر شد. او در سا ل 1364 از طريق دانشگاه تهران، عازم منطقه عملياتی فاو شد. در منطقه عملياتی والفجر 8 در فاو، در روز هشتم اسفند ماه سال 1364 بر اثر بمباران شميايی دشمن از ناحيه چشم، ريه و پوست دچار مصدوميت شد. پس از پايان جنگ تحميلی به تدريج با بروز علائم مصدوميت شيمايی بستری و تحت درمان قرار گرفت. دکتر داوود اختراعي چندين بار مورد عمل جراحی قرار گرفت، در سال 1378 به بيمارستان سن خوزه ایالت کاليفرنيا در امريکا رفت و ده روز بعد در همان بيمارستان به شهادت رسيد.

----------------------------------------------------------------------
زندگي نامه شهيد رضا مهراني
جانباز شهيد، رضا مهراني، فرزند علي اكبر، در روز بيست و ششم دی ماه سال 1340 در يکی از محله های شرق تهران (خيابان پیروزی) به دنيا آمد. رضا چهارمين فرزند خانواده بود. پس از طی دوران طفوليت در سن 7 سالگی وارد مدرسه شد. او تا پايان دوره ابتدايی ادامه تحصيل داد. با آغاز جنگ تحيملی به صورت داوطلبانه به خدمت سربازی رفت و پس از طی دوره های آموزشی عمومی در روز هيجدهم بهمن ماه سال 1359 به عنوان بيسيم چی در يکی از يگانهای لشگر 77 زرهی خراسان در آبادان مشغول به خدمت شد. او در مورخه هفدهم آذرماه 1360 در جريان عمليات شکست حصر آبادان در جاده اهواز- آبادان بر اثر اصابت ترکش خمپاره به سر و صورت و چشم و ستون فقرات به شدت مجروح شد. او همچنين مورد اصابت ترکش بمب شيمايی نيز قرار گرفته بود. ابتدا به بيمارستان طالقانی آبادان، سپس به بيمارستان اهواز، بعد از آن به بيمارستان خليلی شیراز و مدتی بعد به بيمارستان فيرزوگر تهران منتقل و تحت درمان قرار گرفت. ابتدا چشم راستش تخليه شد و مدتی بعد از بينايی هر دو چشم محروم شد. ترکش ها برای هميشه در کمر او باقی ماند. رضا ماهها در بيمارستان های مختلف بستری شد و مورد مداوا قرار گرفت. پس از بهبودی نسبی؛ ديگر نمی توانست به ميدان نبرد بازگردد و اين موضوع به شدت او را متاثر می ساخت. رضا مهرانی از آن به بعد به فعاليت های اجتماعی پرداخت؛ او ادامه تحصيل داد و در رشته رياضی ديپلم متوسطه گرفت. در سال 1364 ازدواج نمود و صاحب دو فرزند به نام های محمد و مصطفی شد. او همزمان با کار در مخابرات به ورزش روی آورد:

رتبه های ورزشی او عبارتند از:
1- کسب مقام اول در مسابقات وزنه برداری کشوری جانبازان و معلولين در سال 1364 با مهار وزنه 5/157 کيلوگرم در حرکت يک ضرب.
2- کسب مقام اول در سومين دوره مسابقات وزنه برداری کشوری جانبازان و معلولين در سال 1367با مهار وزنه 5/110 کيلوگرم در حرکت يک ضرب.
3- کسب مقام قهرمانی کشور در مسابقات دو ميدانی در رشته پرتاب وزنه کلاس پزشکی B1 از استان تهران در سال 1374

پس از پايان جنگ تحميلی به تدريج با بروز علائم مصدوميت شيمايی بستری و تحت درمان قرار گرفت. او چندين بار مورد عمل جراحی قرار گرفت، و سرانجام در روز هشتم مهر ماه سال 1375 در بيمارستان آراد به شهادت رسيد.

----------------------------------------------------------------------
حسين فرجي (برزگر)
1350- 1367
نام و نام خانواذگي: حسين فرجي برزگر
نام پدر: اسد الله
تاريخ و محل تولد: اول فروردين 1350 – تهران
تاريخ و محل شهادت: بيست و سوم خرداد 1367 – شلمچه(پاسگاه زيد)
تحصيلات: دوم راهنمايي
شغل: رزمنده بسيجي – كمك آرپي جي زن
يگان محل خدمت: گردان عاشورا – لشگر 27 محمد رسول الله
سن در زمان شهادت: 17 سال
شهيد حسين فرجي برزگر در سال 1350 در شهر تهران ديده به جهان گشود. پدرش اسدالله و مادرش عاطفه نام داشت. او کوچکترین فرزند خانواده بود و تحصيلاتش را تا سال دوم راهنمايي ادامه داد. حسين عضو بسيج پايگاه زينبيه (س) بود و فعاليت‌هاي سياسي، مذهبی خود را از آنجا آغاز کرد. در سال 1365 بارها از طريق بسيج برای اعزام به جبهه اقدام به ثبت نام نمود،اما به دليل صغر سن(سن و سال کم)، از ثبت نام وي جلوگيري به عمل آمد. حسين عضو فعال پايگاه بسيج بود. در سال 1366 دوره آموزشي را در پادگان توحيد با موفقيت سپري كرد و سپس عازم جبهه غرب گرديد. او در عمليات بيت المقدس 2 در گردان عاشورا به عنوان كمك «آرپي جي زن» شركت داشت. پس از 5 ماه به لشكر محمد رسول الله(ص) پيوست و در گردان ابوذر- گروهان قيس- سازماندهي شد. پس از يك ماه حضور در عمليات بيت المقدس 7 به عنوان تيربارچي خدمت نمود. نوجوان رزمنده - حسين فرجی- سرانجام در ساعت 3 بعد از ظهر روز بيست و سوم خرداد ماه 1367 در منطقه شلمچه در اثر استنشاق گازهای شيميايی و جراحات ريوی وارده به شهادت رسيد.
----------------------------------------------------------------------
شهيد عزيزالله نيك ضمير(1338- 1381)
عزيزالله نيك ضمير در روز سوم تيرماه سال 1338 در خانواده‌اي متدين و شهيد پرور در شهرستان بروجرد از توابع استان لرستان به دنيا آمد. پدر با شوق فراوان به تربيت اسلامي او همت گماشت و عزيز الله در سايه زحمات بي‌دريغ او و مادرش رشد و نمو نمود. عزیز در سال 1357 دوره خدمت سربازی خود را در تهران به پايان رساند. در سال 1360 با دوشيزه‌اي پارسا ازدواج کرد و صاحب 4 فرزند شد. او در جريان جنگ تحميلي به ميادين نبرد شتافت و مردانه از حريم ايران اسلامي دفاع نمود و در اسفند ماه 1364 در منطقه فاو در نبرد با دشمن بعثي به علت استشاق گازهاي شيميايي به شدت مجروح گرديد. برادرش «عبدالله نيک ضمير» در سال 1365 در منطقه طلائيه به فيض شهادت نائل آمد. عزيزالله دو مرتبه به علت جراحات شيميايي تحت عمل جراحي قرار گرفت و سرانجام در روز هفدهم فروردين ماه سال 1381 در سن 43 سالگي جان به جان آفرين تسليم نمود و به فيض شهادت رسيد. پيکر پاک اين شهيد در بهشت زهرای تهران در قطعه 26 رديف 540 شماره 21 به خاک سپرده شد.
----------------------------------------------------------------------
نام و نام خانوادگی: عباس آزادی
نام پدر: طفرقه
تاريخ و محل تولد: دوم مرداد 1343 – مرودشت
تاريخ و محل شهادت: 12 ارديبهشت 1375 – بيمارستان ساسان
تحصيلات: دکترای الهيات و معارف اسلامی
شغل: استاد حوزه علميه قم
يگان محل خدمت: بسيج
سن در زمان شهادت: 32 سال

شهيد عباس آزادی
(1343-1375)
روحانی شهيد عباس آزادی، فرزند طفرقه در دوم مرداد ماه 1343 در شهر مرودشت به دنيا آمد. در سال 1360 وارد حوزه علميه ياسوج و بعد از دو سال برای ادامه تحصيل راهی مشهد مقدس شد و در مدرسه آيت ا... موسوی نژاد به فراگيری علوم دينی پرداخت. پس از سه سال اقامت در آن شهر در سال 1365 راهی قم شد و در آن جا نيز دروس خارج فقه و اصول را فرا گرفت. اين روحانی شهيد بارها در جبهه های جنوب و غرب حضور يافت و در عمليات کربلای چهار در سال 1365 مصدوم شيميايی شد. از آن سال تا لحظات آخر عمر از ناحیه ريه و گوارش رنج می کشيد که در نهايت در روز 12 ارديبهشت 1375 در بيمارستان ساسان تهران به شهادت رسيد. مزار اين شهيد در گلزار شهدای ياسوج است.
----------------------------------------------------------------------
نام و نام خانوادگی: اسدالله اکبری
نام پدر: عبدالله
تاریخ و محل تولد: 30 بهمن 1343 – روستای قلقله شهر قروه کردستان
تاریخ و محل شهادت: 22 تیر 1367 – موسيان
یگان محل خدمت: گردان 275 لشگر 21 حمزه نيروی زمينی ارتش
سن در زمان شهادت: 24 سال
شهید اسدالله اکبری
(1343-1367)
سرباز شهيد اسدالله اکبری فرزند عبدالله در روز 30 بهمن ماه 1343 در روستای قلقله شهر قروه کردستان درخانواده ای روستايی و مذهبی به دنيا آمد. به دليل گرفتاری های متعددی که داشت نتوانست تحصيل خود را ادامه دهد و در روز 18 اسفند ماه 1366 به خدمت سربازی اعزام گرديد و در يکی از يگانهای عملياتی لشگر 21 حمزه نيروی زمينی ارتش جمهوری اسلامی ايران در منطقه جنوب کشور مشغول انجام وظيفه شد. در عملياتهای مختلفی شرکت نمود تا اينکه در روز 22 تير ماه 1367 دشمن بعثی از سلاح شيميايی استفاده کرد و منطقه عملياتی زبيدات را مورد آماج حملات شيميايی قرار داد. در اين حملات، شهيد اکبری نيز به خيل شهيدان پيوست. او در زمان شهادت 24 سال سن داشت و هم اکنون مزار مطهرش در زادگاهش زينت بخش آن خطه می باشد.
نام و نام خانوادگی: باقر رشيدی
نام پدر: منوچهر
تاريخ و محل تولد: اول فروردين 1338 – روستای گارزگاه شهرتان نورآباد ممسنی استان فارس
تاريخ و محل شهادت: 21 آبان ماه 1372
تحصيلات: ديپلم
شغل: پاسدار
یگان محل خدمت: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
سن در زمان شهادت: 34 سال
----------------------------------------------------------------------
شهيد باقر رشيدی
(1338-1372)
شهيد باقر رشيدی، فرزند منوچهر در اول فروردين ماه 1338 در روستای گازرگاه شهرتان نورآباد ممسنی استان فارس به دنيا آمد. يک سال پس از پيروزی انقلاب، در سال 1358 در سال آخر دبيرستان بود که لباس سبز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را به تن کرد و پس از چندی مدرک ديپلم خود را اخذ نمود. پس از مدتی مسئول آموزش بسيج شهرستان نورآباد شد. با آغاز جنگ تحميلی به جبهه عزيمت نمود و مسئوليتهايی همچون پدافند تيپ امام سجاد (ع)، مسئول عمليات تيپ حضرت فاطمه (س) و ... را بر عهده داشت.
او در روز 10 خرداد ماه 1364 ازدواج کرد و مجدداً به جبهه بازگشت که در يکی از مناطق عملياتی در سال 1365 دچار مصدوميت شيميايی شد و به دليل ضعف جسمانی ناشی از همين جراحات به زادگاهش برگشت. تصميم گرفت به تحصيلاتش ادامه دهد، دوره آموزش فرماندهی را در دانشگاه امام حسين (ع) سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با موفقيت به پايان رساند و سپس در استان سيستان و بلوچستان به نبرد با اشرار پرداخت.تا اينکه در سال 1369 مجروحيت شيميايی اش شدت يافت و پس از انتقال به تهران به ناچار او را جهت مداوا عازم انگلستان کردند اما سرانجام در تاريخ 21 آبان ماه 1372، هنگامی که فقط 34 سال سن بيشتر نداشت، در يکی از بيمارستانهای انگلستان به شهادت رسيد.پس از انتقال پيکر مطهرش، در زادگاهش به خاک سپرده شد.
----------------------------------------------------------------------
نام و نام خانوادگي: اكبر ترهنده
نام مستعار: محمد زاهدی
نام پدر: حسن
تاريخ و محل تولد: اول فروردين ماه سال 1350- تهران
تحصيلات: دیپلم
شغل: پاسدار
تاريخ و محل مجروحيت: ارديبهشت ماه 1367 - منطقه عملياتی شلمچه
تاريخ و محل شهادت:دهم اسفند ماه 1372
محل خاکسپاری: بهشت زهرا – قطعه 26
سن در زمان شهادت:22 سال
نحوه شهادت: بمباران شيميايی مناطق عملياتی
نوع عامل شيميايی: گاز خردل
شهيد اكبر ترهنده
(1350- 1372)
اكبر ترهنده، در روز اول فروردین ماه سال 1350 در محله «شهرری» در جنوب تهران در خانواده ای متوسط و مذهبی به دنيا آمد. پدرش «حسن» و مادرش «فاطمه» نام داشت. اکبر در سن 7سالگی به مدرسه رفت. او در اوايل دوره نوجوانی به عضويت بسيج درآمد. در اواخر سال 1366 در حالی که نوجوانی شانزده ساله و در سال اول متوسطه مشغول به تحصيل بود، به صورت داوطلبانه عازم جبهه شد. نام مستعار وی در سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی؛ «محمد زاهدی» بود. اکبر در ارديبهشت ماه سال 1367 در منطقه عملياتی شلمچه بر اثر استنشاق گازهای ناشی از بمباران شيميايی رژیم بعثی عراق، به شدت مجروح شد. وي دچار مصدوميت شديدي ريوي و پوستي شده بود. او در سال 1368، ازدواج نمود که ثمره آن يک فرزند پسر به نام «مهدي» می باشد. اكبر ترهنده در سال 1369 پس از اخذ ديپلم متوسطه به استخدام رسمی سپاه پاسداران درآمد. ادب، متانت و تواضع او باعث شده بود که از محبوبيت بسياری در جمع دوستان و اطرافيانش برخوردار باشد. او جوانی انقلابی، مذهبی و عاشق امام خمينی(ره)بود. از سال 1370 به بعد آثار جراحات شيميايی نمايان شد.ماهها در بيمارستان بستري بود و چندين بار مورد عمل جراحي قرار گرفت. آن جانباز سرافراز، سرانجام در روز دهم اسفند ماه سال 1372 در بيمارستان ساسان در تهران به فيض شهادت رسید. شهيد اکبر ترهنده در زمان شهادت 22 سال داشت و در قطعه 26 بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
منبع: اطلاعات و آثار فرهنگی موجود در اداره بنیاد شهید و امور ایثار گران استان تهران- منطقه 2
----------------------------------------------------------------------
نام و نام خانوادگی: حسن دهقان منشادی
نام پدر: عبدالحسین
تاریخ تولد: بيست و يکم آذرماه 1338
محل تولد: تهران
تحصیلات: ديپلم متوسطه- رياضی و فيزيک
شغل: معلم – مقطع ابتدايی
محل شهادت: هشتم اسفند ماه 1366
محل شهادت: سليمانيه عراق (کرکه)
محل گلزار: تهران- بهشت زهرا- قطعه 29
حسن دهقان منشادی
(1338-1366)
شهيد حسن دهقان منشادی، فرزند عبدالحسين، در روز بيست و يکم آذر ماه 1338 در تهران ديده به جهان گشود. پس از طی دوره طفوليت در سن 7 سالگی به مدرسه «تيسفون»رفت.دوره راهنمايی را در مدرسه «هاديان» و مقطع متوسطه را در دبيرستان «مقداد» در خيابان دماوند- در شرق تهران- سپری نمود. او در دوره نوجوانی به هنر «خطاطی» علاقه داشت و در اين زمينه دارای استعداد بود و در چند مسابقه نيز حائز رتبه شده بود. پس از اخذ ديپلم متوسطه در سال 1360 به استخدام «آموزش و پرورش» درآمد و به عنوان معلم و مدیر مدرسه در مقطع ابتدایی مشغول به کار شد. حسن دهقان منشادی در سال 1363 ازدواج نمود که ثمره آن يک فرزند دختر می باشد.
وی در سال 1365 در رشته «روانشناسی» در دانشگاه آزاد اسلامی تهران پذيرفته شد و به تحصيل پرداخت. او معلمی متدين، متين، دلسوز و بسيجی بود. در اوايل زمستان سال 1366 به صورت داوطلبانه به جبهه رفت و در «يگان هوابرد سپاه پاسداران» در منطقه کردستان عراق (حلبچه، سليمانيه) حضور يافت. اين معلم و رزمنده جان بر کف در اولين روزهای اسفند ماه 1366 به همراه جمعی از همرزمانش با لباس کردی و محلی در منطقه سليمانيه در حال انجام ماموريتی بود که به واسطه گزارش خبرچينان و ستون پنجم به دشمن، موقعيت گروه در روز هشتم اسفند ماه لو رفت و بلا فاصله مورد حمله شيميايی قرار گرفت که بر اثر اين حمله
دد منشانه و غير انسانی:«حسن دهقان منشادی» و دو تن از همرزمانش به نام های «مجيد عاطفي نژاد» و «عبدالله دژدان» به علت استنشاق گازهای شيميايی به شهادت رسيدند.
----------------------------------------------------------------------
نام و نام خانوادگی: حفيظ ا... اسدی
نام پدر: لطف الله
تاريخ و محل تولد: پنجم شهريور 1346 – روستای تينعن شهرستان باغملک
تاريخ و محل شهادت: 20 دی 1365 – کربلای پنج
تحصيلات: دانشجوی رشته علوم دينی و عربی، تربيت معلم شهيد رجايی شهر بابل
شغل: معلم
يگان محل خدمت: لشگر 23 انصارالحسين سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
سن در زمان شهادت: 19 سال
شهيد حفيظ ا... اسدی
(1346-1365)
دانشجوی شهيد حفيظ ا... اسدی، فرزند لطف ا... در روز پنجم شهريور ماه 1346 در روستای تينعن شهرستان باغملک متولد شد. تحصيلات ابتدايی را در زادگاه خود و راهنمايی و دبيرستان را در روستاهای مجاور به پايان رساند. پس از پيروزی انقلاب در سال 1364 ديپلم علوم اقتصادی را گرفت و سپس در کنکور تربيت معلم شرکت نمود که در رشته علوم دينی و عربی در مرکز تربیت معلم شهيد رجايی بابل پذيرفته شد. وی در کنار تحصيل در روستای زادگاهش به تدريس اشتغال داشت و در همين ايام به دفعات از طريق بسیج، عازم مناطق عملياتی شد. سرانجام هنگامی که دانشجوی سال دوم و در آستانه فارغ التحصيلی بود، برای چهارمين بار عازم جبهه ها گرديد و در عمليات کربلای پنج حضور داشت که در روز 20 دی ماه 1365 رژيم صدام از سلاح شيميايی استفاده کرد و وی بر اثر عامل شيميايی در سن 19 سالگی به شهادت رسيد.
مزار اين شهيد در ميداود شهرستان رامهرمز استان خوزستان قرار دارد.
منبع:
1- آرشيو اطلاعات شهدای شيميايی در تحريريه پايگاه اطلاع رسانی قربانيان سلاح های شيميايی.
2- اطلاعات پرونده فرهنگی شهيد در اداره بنياد شهيد و امور ايثارگران تهران - منطقه 4.

----------------------------------------------------------------------
نام و نام خانوادگی: حجت ا... اختری
نام پدر: ابوالفضل
تاریخ و محل تولد: دوم آبان 1345 – شاهرود استان سمنان
تاریخ و محل شهادت: 21 تير 1367 – زبيدات
تحصيلات: ديپلم علوم انسانی
يگان محل خدمت: لشگر 21 حمزه نيروی زمينی ارتش
سن در زمان شهادت: 22 سال
شهيد حجت ا... اختری
(1345-1367)
سرباز شهيد حجت ا... اختری، فرزند ابوالفضل در دوم آبان ماه 1345 در شهر شاهرود استان سمنان متولد شد. وی تحصيلاتش را تا ديپلم متوسطه در رشته علوم انسانی ادامه داد و به محض اينکه از روزنامه ها اعلام شد متولدين سال 1345 خود را برای خدمت سربازی معرفی کنند، با علاقه خود را معرفی نمود. پس از سه ماه آموزش در رسته پياده لشگر 21 حمزه نيروی زمينی ارتش جمهوری اسلامی ايران به جبهه اعزام گرديد و پس از چندی به جبهه جنوب اعزام شد. وی در منطقه زبيدات بود که در روز 21 تیر ماه 1367 توسط دشمن با سلاح شيميايی مورد حمله قرار گرفتند و بر اثر استنشاق گاز سمی به فيض شهادت نائل آمد. شهيد اختری در زمان شهادت 22 سال سن داشت و مزارش در گلستان شهدای شاهرود قرار دارد.

----------------------------------------------------------------------
نام و نام خانوادگی: جواد مير
نام پدر: علی
تاريخ و محل تولد: ششم تير 1346 – زاهدان
تاريخ و محل شهادت: يکم دی 1365 – سومار
تحصيلات: سیکل
يگان محل خدمت: لشگر 88 زاهدان
سن در زمان شهادت: 19 سال
شهيد جواد مير
(1346-1365)
سرباز شهيد جواد مير، فرزند علی در ششم تير ماه 1346 در شهر زاهدان به دنيا آمد. پس از پيروزی انقلاب اسلامی و اندکی بعد از شروع جنگ تحميلی عراق عليه ايران، در سن 18 سالگی مدرسه را رها کرد و به خدمت سربازی در لشگر 88 زاهدان رفت. پس از يادگيری فنون نظامی به شهرستان خاش عزیيت نمود و سپس برای دفاع از مرز و بوم ميهن اسلامی به جبهه سومار در غرب کشور اعزام گرديد. وی در روز يکم دی ماه 1365 بر اثر بمباران شيميايی سومار به شهادت رسید. در زمان شهادت19 سال سن داشت و اکنون مزارش در گلزار شهدای بهشت مصطفی در شهر زاهدان قرار دارد.
----------------------------------------------------------------------
نام و نام خانوادگی: بياض هيکلی
نام پدر: محمود
تاريخ و محل تولد 16 آذر 1345 – روستای آرپا دره سی شهرستان ملکان آذربايجان غربی
تاريخ و محل شهادت: 21 تير 1367 – نهرعنبر موسيان دهلران
شغل: کشاورز
یگان محل خدمت: تيپ 3، لشگر 21 حمزه نيروی زمينی ارتش
سن در زمان شهادت: 22 سال
شهيد بياض هيکلی
(1345-1367)
سرباز شهيد بياض هيکلی فرزند محمود در روز 16 آذر ماه 1345 در روستای آرپا دره سی شهرستان ملکان آذربايجان غربی در خانواده ای کشاورز ديده به جهان گشود.
پس از پيروزی انقلاب به فعاليت های خود در زمينه کشاورزی ادامه داد تا اينکه تصميم گرفت به خدمت سربازی برود و پس از ورود به لشگر 21 حمزه در تیپ 3 مشغول به خدمت شد. سپس به دهلران اعزام و وارد منطقه عملياتی نهرعنبر موسیان شد که در آن جا دشمن از سلاح شيميايی استفاده کرد و وی بر اثر استنشاق مواد شيميايی در روز 21 تیر ماه 1367 به شهادت نائل آمد. شهيد هيکلی در زمان شهادت 22 سال سن داشت و مزار ايشان در گلزار شهدای ملکان قرار دارد.
----------------------------------------------------------------------
نام و نام خانوادگی: بهرام جاهی الماسی
نام پدر: سليمان
تاريخ و محل تولد: چهارم فروردين 1335 – شميران
تاريخ و محل شهادت: 28 ارديبهشت 1375 - بيمارستان ساسان
تحصيلات: سوم ابتدايی
شغل: کارمند بيمارستان جهادگر
يگان محل خدمت: پشتيبانی جهاد سازندگی
سن در زمان شهادت: 40 سال
شهيد بهرام جاهی الماسی
(1335-1375)
شهيد بهرام جاهی الماسی، فرزند سليمان در چهارم فروردين ماه 1335 در شهر شميران تهران به دنيا آمد. به دليل فقر مالی، تحصيلاتش را تا سوم ابتدايی ادامه داد و به ناچار در سن 10 سالگی برای کمک به خانواده به کارگری پرداخت. پس از پيروزی انقلاب اسلامی در بيمارستان بوعلی تهران به عنوان مددکار مشغول به کار شد و سپس به جهاد سازندگی راه يافت و در عملياتهای مختلف حضور فعال داشت. رژيم عراق، منطقه عملياتی جزيره مجنون را بمباران شيميايی کرد و شيید الماسی نيز به شدت مجروح شيميايی گرديد به طوری که برای مدت 10 سال درد و رنج ناشی از جراحات آن را تحمل کرد. در نهايت در روز 28 ارديبهشت ماه 1375، هنگامی که 40 سال از عمرش می گذشت و دو پسر و يک دخترش داشت، در بيمارستان ساسان چشم از جهان فرو بست و به شهادت رسيد. مزار اين شهيد جهادگر در قطعه 32 بهشت زهرا (س) تهران قرار دارد.

کد:
http://www.chemical-victims.com/


ادامه دارد................................


این مطلب آخرین بار توسط Aliabadi در چهار‌شنبه 10 اسفند 1390 - 04:33 ، و در مجموع 1 بار ویرایش شده است.
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی [وضعيت كاربر:آفلاین]
تشکرها از این تاپیک
Aliabadi از این تاپیک تشکر میکنم 
Aliabadi
پستتاریخ: یکشنبه 13 شهریور 1390 - 08:39    عنوان: شمارحملات و بمب بارانهاي شيميايي عليه ايران پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

مدیر انجمن
مدیر انجمن

عضو شده در: 30 بهمن 1388
پست: 2217

blank.gif


امتياز: 58880

شمارحملات و بمب بارانهاي شيميايي عليه ايران

رژيم عراق از ابتدای جنگ به طور محدود از گلوله های شيميایی استفاده می کرد. در جريان عمليات «والفجر – 2» عراق به طور وسيع با استفاده از هواپيما مبادرت به بمباران شيميایی غرب جاده پيرانشهر – رواندوز کرد. اين حمله که در ساعت 7 صبح روز سه شنبه 18 مرداد ماه سال 62 به وقوع پيوست، منجر به مصدوم شدن جمعی از رزمندگان شد.

عراق از تاريخ 19/5/1362 تا 4/9/1362 دوازده بار با استفاده از توپ، خمپاره و هواپيما اقدام به کاربرد گازهای شيميایی، عمدتاً در غرب کشور از جمله مناطق نظامی و غير نظامی پيرانشهر، بازی دراز، مريوان، بانه، پنجوين و پاوه کرد.

موارد ديگری ازکاربرد سلاح شيميايی توسط دشمن به شرح زير است:
- ساعت 5 بامداد 3 آبان ماه 62، هواپيماهای دشمن روستای باينجان از توابع بانه را بمباران شيميايی کردند که منجر به شهادت و مصدوم شدن جمعی از اهالی روستا شد. در اين حمله از بمب های شيميايی حاوی ترکيبی از آرسنيک و نيتروژن موستارد، موسوم به بمب های تاول زا استفاده شد.

- ساعت 17 روز 16 آبان ماه سال 62، 4 فروند هواپيمای دشمن منطقه ای بين رودخانه شيلر و ارتفاعات لری را هدف حملات شيميايی قرار دادند که منجر به تحريکات چشمی شديد در مجروحين شد.

- 19/1/1364؛ چهار نقطه از منطقه عملياتی« بدر» در هورالهويزه در داخل خاک ايران هدف بمب های و گلوله های شيميايی عراق قرار گرفت که اين بمب ها حاوی گاز خردل و اعصاب بودند.

- ساعت 17 روز 20/1/1364 مجدداً منطقه عملياتی «بدر» در هورالهويزه از سوی عراق گلوله باران شيميايی شد.

- 26/10/1365؛ يک فروند هواپيمای عراقی که منطقه عملياتی «کربلا – 6» را بمباران شيميايی کرد، سرنگون شد.

- 23/10/1365؛ هواپيماهای عراقی مواضع رزمندگان اسلام در منطقه عملياتی«کربلا – 5» را بمباران شيميايی کردند که منجر به مصدوم شدن عده ای شد.

وزش باد موجب شد مقاديری گازی سمی به سوی مواضع مقدم نيروهای عراقی منتقل و در نتيجه جمعی از آنان نيز مصدوم شدند.

- 24/10/1365؛ سرهنگ دوم وليد الوان حمادی رييس ستاد تيپ 59 عراق که در منطقه عملياتی «کربلا – 5» به اسارت درآمد، اعتراف کرد که رژيم عراق به کرات از بمب ها و گلوله های شيميايی عليه نيروهای ايران بهره برده است.

- 25/10/1365؛ در جريان دفع پاتک دشمن در منطقه عملياتی «کربلا – 6» عراق مواضع نيروهای ايران را بمباران شيميايی کرد.

- در پی بکارگيری مجدد سلاح شيمیايی توسط عراق در دسامبر 86، دبيرکل سازمان ملل متحد روز 16/10/1365 نگرانی خود را از نقض قوانين بين المللی اعلام کرد.

- 15/10/1365؛ يک انبار مهمات شيميایی دشمن در ساحل غربی اروند رود، حدفاصل جزيره ام الرصاص و مينو، هدف آتش توپخانه نيروهای اسلام قرا گرفت ومنفجر شد که بر اثر آن صدها نظامی عراقی کشته و زخمی شدند.

- 7/12/1365؛ عراق اقدام به کاربرد سلاح شيميايی در شمال جاده شلمچه – بصره کرد که با آمادگی کامل پدافند شيميايی ايران، آثار آن خنثی شد.

- 7/4/1366؛ رژيم عراق چهار نقطه شهر کردنشين سردشت را هدف حملات شيميايی قرار داد که منجر به شهادت 60 تن از مردم این شهر شد.

- 16/7/1366؛ يک منطقه عملياتی در شمال سومار توسط هواپيماهای عراقی بمباران شيميايی شد که شهادت جمعی از رزمندگان را در پی داشت.

- 21/10/1366؛ عراق مبادرت به پرتاب گلوله شيميايی در يک منطقه عملياتی مقابل سردشت کرد.

- 27/12/1366؛ رژیم عراق هم زمان با پيشروی نيروهای ايران به سوی حلبچه، چندين بار اقدام به بمباران شيميايی اين شهر کرد و دست به کشتار مردم اين شهر زد.

- 30/12/1367؛ هلال احمر جمهوری اسلامی تعداد شهدای بمباران شيميايی رژيم عراق در شهرهای آزاد شده در عمليات «والفجر – 10» را بیش از 5 هزار نفر اعلام کرد. رژیم عراق در اين حملات از گازهای سيانور، خردل و اعصاب استفاده کرد.

- 10/1/1367؛ هواپيماهای عراقی روستای کلال در حومه پاوه را هدف بمباران شيميايی قرار دادند.

- 21/1/1367؛ هواپيماهای عراقی يک روستا در منطقه مريوان و هم چنين شهر مريوان را بمباران و گلوله باران شيميايی کردند.

- 27/1/1367؛ رژيم عراق در حمله به مواضع نيروهای اسلام در فاو مبادرت به استفاده وسيع ازسلاح شيميايی کرد.

- 28/2/1367؛ چند روستا از جمله مرزن آباد و بيتوش از توابع سردشت توسط هواپيماهای عراق بمباران شد.

- 24/3/1367؛ يک منطقه مسکونی در يک روستای بانه توسط هواپيماهای عراق بمباران شيميايی شد.

- 4/4/1367؛ نيروهای عراقی با استفاده گسترده از سلاح شيميايی به رزمندگان اسلام در جزاير مجنون حمله کردند.

- 3/5/1367؛ نيروهای عراق با بهره گيری گسترده از سلاح های شيميایی به مناطق گيلان غرب و سرپل ذهاب پيشروی کرده و مناطقی را به اشغال خود در آوردند.

- 11/5/1367؛ هشت نقطه در منطقه غرب اشنويه هدف بمباران شيميايی عراق قرار گرفت که در اثر اين جنايت، بیش از 2 هزار و 400 تن از مردم غيرنظامی منطقه مصدوم شدند.

- جمهوری اسلامی ايران در پی استفاده وسيع رژيم عراق از سلاح های شيميايی و سکوت مجامع جهانی تصميم گرفت برای افشا نمودن اين جنایت ضد بشری و روشن شدن اذهان مردم جهان، مجروحين را برای ادامه مداوا، به کشورهای مختلف اعزام کند.

بر اساس آمار موجود، در سال 62 حدود 58 نفر، در سال 63 تعداد 3 نفر، در سال 65 تعداد 6 نفر، در سال 66 تعداد 24 نفر و در سال 1367 تعداد 53 نفر از مجروحين شيميايی که شدت جراحت آنان بيشتر بود، به کشورهای انگليس، فرانسه، آلمان، اتريش، هلند، سوئد، سوييس، بلژيک، ژاپن، اسپانيا و امريکا اعزام و تحت مراقبت های ويژه قرار گرفتند.

شدت جراحت بعضی از اين قربايیان حملات شيميايی دشمن به حدی بود که معالجات در مورد آنان مؤثر واقع نشد و به شهادت رسيدند.

به طور کلی آمار موجود از کاربرد سلاح های شيمیايی توسط رژیم عراق عليه نيروهای ايران حکايت از اين دارد که از 22 سپتامبر 1980 تا 30 مارس 1984 رژیم عراق 83 بار سلاح شيميايی به کاربرد که بر اثر آن 116 تن شهيد و 4450 تن مجروح شدند.

از 30 مارس 1984 تا 25 آوريل 1985 عراق 29 بار از گازهای شيميايي عليه نيروهای ايران استفاده کرد که بر اثر آن 42 شهيد و 2966 تن مجروح شدند.

از 25 آوريل 1985 تا 21 مارس 1986 این رژيم مجموعاً 69 بار سلاح شيميايی به کاربرد که در نتيجه 104 تن شهيد و 15000 تن مجروح شدند.

همچنين از 21 مارس 86 تا 8 آوريل 87 دفعات استفاده عراق از سلاح شيميايی و تعداد شهدا مشخص نيست، ولی تعداد مجروحين 3893 نفر برآورد شده است.

و در مجموع از 22 سپتامبر 1980 تا 8 آوريل 87 عراق حداقل 196 بار از سلاح شيميايي استفاده کرد که 262 شهيد و 27309 مجروح به جای گذاشته است.

در اين بخش از گزارش به بررسی بازتاب و انعکاس کاربرد سلاح شيميايی توسط عراق، از ديدگاه مجامع پزشکی، رسانه های گروهی، مجامع بين المللی و شخصيت های سياسی جهان می پردازيم:

- 20/12/1362؛ پروفسور هندريکس، رييس مؤسسه سم شناسی گهنت بلژيک، گفت که نيیجه تحقيقات نشان می دهد که مجروحين ايرانی بستری در اتريش بر اثر ماده شيميايی گاز ازت معروف به «صليب زرد» و ماده ای به نام ميتوتوکسين يا «باران زرد» مسموم شده اند.

- 25/12/1362؛ عصمت کتانی، معاون وزير خارجه عراق، در واشنگتن تلويحاً به استفاده عراق از بمب های شيميايی عليه نيروهای ايران اعتراف کرد.

- 29/10/1363؛ دبيرکل سازمان ملل در جلسه شورای امنيت گفت که نتوانسته است از عراق در مورد عدم استفاده از سلاح های شيميايی در جنگ با ايران تعهد بگيرد.

- 15/12/1362؛ حدود 65 تن از نمايندگان سازمان های خبری داخلی و خارجی از يک صد تن از مجروحين بمباران شيميايی عراق در عمليات «خيبر» که در تهران بستری هستند، بازديد کردند.

- 12/1/1364؛ دبیرکل سازمان ملل با انتشار بيانيه ای، استفاده عراق از سلاح های شيميايی را تأييد و قوياً آن را محکوم کرد.

- 14/10/1365؛ وزير امور خارجه ايران در پيامی به دبير کل سازمان ملل با اشاره به کاربرد سلاح شيميايی توسط عراق، اعلام کرد که ايران در صورت عدم اتخاذ تصميم فوری باز دارنده عليه اعمال عراق، خود را ملزم می داند در جهت دفاع مشروع، به هر وسيله بازدارنده متوسل شود.

- 16/11/1365؛ روزنامه «ديلی تلگراف» به نقل از خبرنگار اعزامی خود به تهران نوشت که يک خلبان اسير عراق اعتراف کرد قبل از اين که هواپيمايش سقوط کند، مواضع ايرانی ها را مورد حمله شيميايی قرار داده بود.

- 10/11/1365؛ نماينده ايران در سازمان ملل در نامه ای به دبيرکل ضمن اعلام اين که عراق در روزهای 26، 28، 30 دی ماه 65 از سلاح شيميايی استفاده کرده است، خواستار اعزام هيأتی به ايران برای بررسی اين مسئله شد.

- 18/11/1365؛ با شهادت يک تن ديگر از مجروحين شيميايی در آلمان، جمع مجروحين شيميايی که در بيمارستان های آلمان به شهادت رسيدند، به 11 نفر رسيد.

- 25/12/1365؛ ستوان کاظم دوغير، افسر متخصص سلاح های شيميايی عراق، که در منطقه «کربلا – 5» به اسارت درآمد، گفت که عراق علاوه بر هواپيما، از توپ های 55 و 175 ميليمتری برای شليک گلوله های شيميايی استفاده می کند.

- 29/1/1366؛ دکتر ولايتی در پيامی به مدير اجرايی برنامه محیط زيست سازمان ملل، خواستار اعزام هيأتی جهت رسيدگی به جنايات عراق در به کارگيری سلاح های شيميايی شد.

- 17/4/1366؛ کميسیون بين المللی حقوق بشر در پاريس رژيم عراق را به دليل استفاده از سلاح های شيميايی محکوم کرد.

- 9/4/1366؛ سازمان بهداشت جهانی حملات شيميايی عراق به مناطق مسکونی شهر «سردشت» را تقبيح کرد.

- 8/4/1366؛ در پی به کارگيری مجدد سلاح های شيميايی توسط عراق و بمباران شيميايی شهر سردشت وزارت امور خارجه ايران طی يادداشتی به دبيرکل سازمان ملل از امضا کنندگان پروتکل 1925 ژنو خواست تا برای جلوگيری از اين اعمال، تلاش کنند.

- 23/4/1366؛ ديويد ملور، معاون وزير خارجه انگيیس، گفت که کاربرد سلاح های شيميايی توسط عراق در جنگ، فوريت دست يافتن به توافقی در زمينه منع کامل استفاده از اين گونه سلاح ها را طلب می کند.

- 2/5/66؛ هانس ديتريش گنشر، وزير خارجه آلمان، گفت که عراق آغاز کننده جنگ و به کار گيرنده بمب های شيميايی در جنگ با ايران بوده است.

- 12/5/1366؛ سازمان ملل بنا به درخواست ايران يک سری اسناد شامل 30 صفحه عکس مربوط به زنان و کودکان مجروح شيميايی سردشت را منتشر کرد.

- 20/7/1366؛ 2 تن از نمايندگان صليب سرخ جهانی و 31 خبرنگار خارجی از آثار بمباران شيميایی عراق در سومار و اجساد شهدا بازديد کردند.

- 10/9/1366؛ دادستان آلمان عليه 12 شرکت آلمانی متهم به ارسال تأسيسات شيميایی به عراق، اعلام جرم کرد.

-6/12/1366؛ سازمان ملل عراق را متهم کرد که عليه ايران از سلاح های شيميايی استفاده کرده و دست کم به يک هزار تن از اين طريق جان سپرده اند.

- 10/1/1367؛ راديو استراليا ضمن تأکيد بر استفاده عراق از سلاح شيميايی عليه مردمحلبچه گفت که نخستين بار نيست که عراق هنگامی که در تنگنا قرار می گيرد، از سلاح شيميايی استفاده می کند.

- 10/1/1367، روزنامه ايتاليایی «آل ژورنو» حمله عراق به حلبچه را اولين مورد قتل عام اهالی غيرنظامی يک شهر توسط سلاح شيميايی دانست.

- 10/1/1367؛ وزرای خارجه نيوزلند و استراليا و دبير کل سازمان ملل و نخست وزير انگليس و وزير خارجه کانادا بمباران شيميايی شهر حلبچه را محکوم کردند.

- 10/1/1367؛ دکتر موريس و دکتر ژرژ از سازمان «پزشکان بدون مرز» بلژيک پس از بازديد از شهر حلبچه و معاينه مجروحان شيميايی، در بروکسل به کارگيری گاز خردل و احتمالاً سيانوژن توسط عراق را تأييد کردند.

- 11/1/1367؛ حدود 48 نماینده پارلمان انگلیس، گروهی از نمایندگان مجلس ژاپن، گروه حقوق بشر پارلمان انگلیس، صلیب سرخ جهانی و نخست وزیر لهستان خواستار محکومیت صدام به خاطر بمباران شیمیایی حلبچه شدند.

- 15/1/1367؛ وحيد منجی اوغلو، قائم مقام کميساريای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان، پس از بازديد از مهاجرين کرد عراق در دو استان کشورمان گفت که خود شاهد بمباران شيميايی محل اقامت مهاجرين کرد بوده که در تاريخ پناهندگی کميساريای عالی بی نظير بوده است.

- 25/1/1367؛ ژاک دو ميليانو مدير گروه پزشکی هلند پس از بازديد از حلبچه و معاينه مجروحين گفت که عراق در حلبچه از گازهای شيميايی اعصاب استفاده کرده است.

-11 /3/1367؛ دکتر ولايتی در اجلاس ويژه خلع سلاح سازمان ملل گفت که موضع اخير شورای امنيت در قبال بمباران های شيميايی عراق در سردشت و حلبچه موجب خواهد شد که جنگ افزارهای شيميايی به عنوان سلاح هايی برای انهدام سريع بشر به زودی به کليه نقاط جهان سرايت کند.

- 3/4/1367؛ اعضای مجلس سنای امريکا با صدور قطعنامه ای ضمن محکوم کردن عراق به خاطر استفاده از سلاح های شيميايی در جنگ با ايران، از ريگان خواستند با ادامه فشارهای سياسی، مانع استفاده بيشتر عراق از اين سلاح شود.

- 10/4/1367؛ طارق عزيز، وزير خارجه عراق، در آلمان اعلام کرد که عراق در جنگ عليه ایران از سلاح شيميايی استفاده کرده است.

- 11/4/1367؛محمد مشاط، سفير عراق در انگليس، در مصاحبه با راديو لندن گفت که از زمانی که ايران حملات خود را به خاک عراق آغاز کرد، عراق از سلاح های شيميايی استفاده کرده است.

- 10/5/1367؛ کارشناسان اعزامی سازمان ملل که از عراق و ايران ديدن کردند، به اين نتيجه رسيدند که نيروهای عراقی در جنگ با ايران مکرراً از سلاح شيميايی استفاده کرده اند.

- 25/6/65؛ يک شرکت هلندی توليد کننده فرآورده های شيميايی به خاطر صدور غيرقانونی محصولات خود به عراق، در دادگاه شهر ارهم به پرداخت 100 هزار فلورن محکوم شد.

منبع: فصل نامه سیاست خارجی بهار 1367
سايت تبيان

کد:
www.tebyan.net


این مطلب آخرین بار توسط Aliabadi در چهار‌شنبه 10 اسفند 1390 - 04:35 ، و در مجموع 1 بار ویرایش شده است.
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی [وضعيت كاربر:آفلاین]
Aliabadi
پستتاریخ: یکشنبه 13 شهریور 1390 - 10:42    عنوان: پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

مدیر انجمن
مدیر انجمن

عضو شده در: 30 بهمن 1388
پست: 2217

blank.gif


امتياز: 58880

Chemeische Angriffe gegen Iraner und Massenmord Iraner durch den kriegverbrecher Sadam

---------------------------------------------------------------------------------------------------

سلاح‌هاي شيميايي در عمليات بدر؛ تنها در يك حمله شيميايي عراق بيش از 500 نفر مجروح بر جاي ماند

دشمن بعثي در سال‌هاي دفاع مقدس بارها از سلاحهاي شيميايي به طور وسيع در مقابل رزمندگان اسلام و در راستاي سرپوش گذاشتن بر ناتواني خود در برابر آنها، استفاده کرد، مقاله حاضر گزارش بهداري کل سپاه در خصوص پدافند شيميايي ـ ميکروبي در عمليات بدر و تاريخچه مختصر از استفاده دشمن از اين سلاح در جنگ اشاره دارد.

نحوه دستيابي به سلاح:
از حدود سال ‌‌1355، رژيم عراق با حمع‌آوري برخي از استادان دانشگاه و صرف بودجه لازم به جمع‌آوري اطلاعات درباره سلاحهاي شيميايي ـ ميکروبي و راديواکتيو پرداخت و در هر سه زمينه موفقيتهايي را بدست آورد. مسلماً تأمين سلاح شيميايي عراق تا حد زيادي به خارج وابسته است اما نمي‌توان اين را انکار کرد که اين کشور از توانايي توليد بسياري از انواع اين سلاحها که پيچيدگي خاصي ندارند برخوردار است. چند سال پيش برخي از مجاهدين عراقي نقل کردند که نيروهاي عراقي از طريق کويت شبانه، محموله‌هاي سلاح شيميايي را تحويل مي‌گيرند محموله‌هايي که در ميان آنها ماسک‌هاي ضدگاز نيز ديده مي‌شود.
به گزارش سبکبالان به نقل از ایسنا هر چند توسل عراق به سلاح‌هاي شيميايي به طور محدود از زمان آزادسازي خرمشهر بوده است اما مي‌توان کاربرد گسترده آن را پس پيروزيهاي بزرگ ايران و شکست نيروهاي عراقي به ترتيب در عملياتهاي والفجر‌‌2، والفجر‌‌4، خيبر و بدر دانست. در عمليات والفجر‌‌2، عراق در دو مرحله در بمبارانهاي هوايي خود در اطراف پادگان حاج عمران از گاز خردل استفاده کرد که در نتيجه آن حدود ‌‌100 نفر به شدت مجروح شدند. افرادي را که ما در تهران معاينه کرديم همگي بهبود يافتند. در عمليات والفجر‌‌3، عراق از گاز شيميايي استفاده نکرد و بر عکس در عمليات والفجر‌‌4، به طور وسيعي مجدداً گاز خردل را عليه نيروهاي ما به کار برد که بدين ترتيب، حدود بيست تن شهيد شدند. عراق هم زمان با اين عمليات در بسياري از شهرها و روستاها نيز از گلوله‌هاي توپ و بمبهاي شيميايي استفاده و تعدادي از مردم غير نظامي را شهيد و مجروح کرد. در عمليات خيبر نيز، همانند عملياتهاي گذشته چند روز پس از تصرف جزيره و پيشروي نيروها بمبارانهاي وسيع شيميايي آغاز شد اين بمبارانها نخست در منطقه پشتيباني (شط علي) صورت گرفت و سپس به تدريج تمام جزيره را در بر گرفت. اين در حالي بود که توپخانه شيميايي دشمن نيز به شدت کار مي‌کرد براي نمونه تنها در يکي از اين روزها بيش از صد بمب خردل پرتاب شد که هر يک از آنها حاوي بيش از چهل ليتر مايع خردل بود که پس از انفجار، بخار مي‌شد و چند کيلومتر را آلوده مي‌کرد.
از تاريخ ‌‌7/12/62 تا ‌‌27/12/62 عراق همچنان گاز خردل را عليه نيروهاي ما به کار مي‌گرفت. در ‌‌2 اسفند ماه سال ‌‌1362 رژيم بغداد براي نخستين بار در تاريخ جنگهاي دنيا از گاز اعصاب استفاده کرد.
اين گاز در جنگ اول جهاني هنوز کشف نشده بود و در جنگ دوم نيز آلمانها پس از تهيه اين گاز از به کار گيري آن خودداري کردند، در مجموع عراق سه حمله هوايي براي به کارگيري عامل اعصاب در روزهاي ‌‌27 و ‌‌30 اسفند ماه سال ‌‌1362 در منطقه جفير، پاسگاه شهيد برزگر و جزيره انجام داد. دستاورد استفاده از اين عامل براي عراق بسيار عالي بود زيرا از آغاز عمليات تا آن تاريخ با آن همه بمب و گلوله توپ حاوي عامل خردل کلاً ما در حدود ‌‌1500 نفر مجروح داشتيم در حالي که با مصرف مقداري کمي از گاز اعصاب حدود ‌‌850 نفر از رزمندگان مجروح شدند. به هر حال عراق تا آغاز عمليات بدر ديگر از گاز اعصاب استفاده نکرد اما مصرف گاز خردل را همچنان ادامه داد. در تاريخ ‌‌21 فروردين ماه سال ‌‌1363 عراق شايد براي نخستين بار استفاده از گازهاي خفه کننده (احتمالاً از نوع کلر پيکرين) را با بهره‌گيري از بمب‌هاي قابل پرتاب از هواپيما آغاز کرد؛ حمله‌اي که بيش از پانصد نفر را مجروح کرد. در کل در عمليات خيبر در اثر حملات شيميايي بيش از ‌‌3500 تن مجروح و ‌‌70 تن شهيد داشتيم. اين در حالي بود که تعداد زيادي بمب و گلوله عمل نکرده به دست ما افتاد که ايراد آنها نقص در فيوز بود. در عمليات بدر، دشمن از همان ابتداي عمليات بمبها و گلوله‌هاي توپ حاوي مواد شيميايي، به ويژه گاز اعصاب را د سطح گسترده‌تر نسبت به عمليات خيبر به کاربرد چرا که در عمليات پيشين نتيجه خوبي گرفته بود. در واقع اين بار عراق برخي از گازها را با بهره‌گيري از هواپيما به صورت سمپاشي از ارتفاع بالا روي جزيره پخش مي‌کرد. بايد يادآور شد که در اين عمليات گاز خردل به طور بسيار محدودي به کار گرفت شد. نکته در خور توجه ديگر در مورد اين عمليات آنکه دشمن براي نخستين بار در جنگ با ما و نيز براي سومين بار در طول جنگهاي دنيا (دو بار نخست در جنگ جهاني اول بوده است) از مشتقات سيانور استفاده کرد. همچنين، عامل ديگري که به مقدار زياد در عمليات بدر به کار رفت، يک عامل خارش‌زا بود که تکنيک‌هاي ما نيز توانايي مقابله با آن را نداشتند. تنها عوارض اين گاز خارش و قرمز شدن پوست بود.
بعد از اين چهار نوع گاز که اشاره شد، دشمن از يک نوع گاز ديگر استفاده کرد که هيچ يک از نشانه‌هاي باليني آن با گازهاي قبلي مطابقت نداشت و ظرف ‌‌24 ساعت نخست دو تن از رزمندگان را شهيد کرد. البته اين گاز بسيار محدود به کار گرفته شد. همچنين دشمن در همان روز نخست عمليات بدر، به مقدار زياد از بمب‌هاي فسفري استفاده کرد و با انجام چند حمله با گاز اعصاب و سيانور توانست حدود دو هزار نفر از نيروهاي ما را به پشت جبهه تخليه کند، گاز سيانور در مدت دو دقيقه برخي از رزمندگان را شهيد کرد.
بهداري سپاه درفاصله عمليات خيبر تا بدر، به مطالعه پرداخت و روشهاي نوين درمان مجروحان را بررسي کرد و نتيجه گرفت که بايد درمان مجروحان شيميايي‌ و ميکروبي از همان اورژانسهاي خط مقدم آغاز شود از اين رو تعدادي از پزشکياران آموزش ديده را در اورژانسها، بيمارستانهاي صحرايي و مرکز درماني حميد مستقر کرد که خوشبختانه با ياري امام زمان (عج) درمان مجروحان را به خوبي انجام دادند و تقريباً مي‌توان گفت تمامي مجروحان (حتي با حال اغما يا وقفه تنفسي) در صورت رسيدن به اورژانس‌ها، بهبود مي‌يافتند.
علت مرگ بيشتر شهيدان ما در عمليات بدر به علت آلوده شدن به گاز سيانور بود که حتي فرصت ماسک‌گذاري را به رزمندگان نداد. در اين عمليات جمعاٌ حدود بيست تا سي تن شهيد شيميايي داشتيم که حدوداً پنج مورد مربوط به گاز اعصاب ‌‌2 مورد يک عامل مشکوک و ديگران به گاز سيانور مربوط بوده است. البته تا اين تاريخ نيز در اثر آلودگي با گاز خردل در حدود پنج نفر ديگر به شهادت رسيده‌اند.
تنها در تاريخ‌‌23/12/63 تا ‌‌25/12/63 که بيشترين حملات شيميايي صورت گرفت، حدوداً ‌‌1500 مجروح شيميايي گاز اعصاب و سيانور به پشت جبهه تخليه شدند که ‌‌800 نفر مجروح بدحال در بين آنان وجود داشت، از اين ميان، ‌‌250 نفر در حالت اغماي کامل بودند که برخي، حتي نفسشان نيز قطع شده بود و کف از دهانشان خارج مي‌شد. با وجود اين، از گروه مزبور هيچ کس شهيد نشد و همگي با هوشياري کامل و حال عمومي تقريباً خوب مرخص شدند.
در درمان تعدادي از مجروحان (حدوداً ‌‌100 ـ ‌‌150 نفر) که با گاز خردل آلوده شده بودند، از روشهاي جديدي استفاده شد که بسيار مؤثر بودند.
کل مجروحان بدحال در عمليات خيبر ـ که طي آن عراق بيش از يک ماه از سلاحهاي شيميايي‌ استفاده کرد ـ حدود هزار نفر بود، در حالي که در عمليات بدر پس از درمان اوليه تعداد آن بيش از بيست تا سي مورد نبود. بررسي اجمالي پرونده‌هاي موجود در بيمارستان‌هاي تهران نشان مي‌دهد که بيشتر مجروحان شيميايي عمليات بدر مرخص شده يا از حال عمومي خوبي برخوردارند. با بررسي ساده‌اي متوجه مي‌شويم که دشمن در استراتژي خود در استفاده از سلاحهاي شيميايي به تدريج، تغييراتي داده و پيشرفتهايي را بدست آورده است. در ضمن، بايد يادآور شد برخلاف عمليات خيبر که تعدادي بمب عمل نکرده در اختيار ما قرار گرفت در عمليات بدر، تمامي گلوله‌ها و بمب‌هاي شيميايي دشمن عمل کرد و حتي يک مورد گلوله عمل نکرده بر جاي نماند.

ضعف‌هاي پدافند شيميايي:
دورنماي آينده:
به منظر مي‌رسد قدمهاي بعدي دشمن افزون بر سيانور و اعصاب عوامل ميکروبي زير باشد:
بايد تمامي موارد گذشته را با ديد علمي و محققانه‌اي بررسي، نارساييها را اصلاح و از اين تجربه‌ها در قبال حملات دشمن استفاده کنيم. 2)-در بررسي واحدها مشاهده شد که حتي پس از آغاز عمليات در جزيره هم از ماسک يا قوطي امداد استفاده نشده بود. 3)-ريش بلند برخي از برادران، به ويژه پيرمردها باعث شده بود که به رغم استفاده از ماسک، گاز شيميايي به ويژه اعصاب و سيانور به داخل ماسک نفوذ کند و آنها را در وضعيت وخيمي قرار دهد. 4)- هيچ يک از برادران مجروح از پودر رفع آلودگي استفاده نکرده بودند. به رغم آنکه استفاده از اين پودر اثر قاطعي در از بين بردن گازهاي سمي در سطح پوست دارد، به ويژه اينکه مانع از آن مي‌شود که پوست تاول بزند. 5)-در يکي از موارد که فرمانده يکي از واحدها کاملاً توجيه بود و خودش از طريق بي‌سيم سريعاً به نيروها دستور استفاده از ماسک را داد، هيچ زائده مهمي پيش نيامده بود. 6)-در چند مورد، دشمن شبانه از توپ حاوي گاز شيميايي (خردل) در جزيره استفاده کرد و برادران متوجه نشده و تا صبح در منطقه آلوده استراحت کرده بودند. همچنين، برخي از برادران در منطقه، نخست از ماسک استفاده مي‌کردند اما از آنجا که تمرين کافي نداشتند، پس از حدود نيم ساعت ماسک را بر مي‌داشتند و به فعاليت خود ادامه مي‌دادند. بدين ترتيب، بيشتر مجروحان بدحال ما به همين حوادث مربوط بودند. 2)-استفاده مستقيم از خود ميکروبها. 1)- ماسک بايد هميشه به همراه رزمندگان باشد و آن را به کمر خود ببندند. بررسي حدود ‌‌17 تن شهيد ناشي از گاز سيانور نشان مي‌دهد که آنها در کنار سنگر خود ايستاده بودند و در مدت دو دقيقه‌اي که گاز پخش شد، حتي فرصت نکردند از داخل سنگر ماسکهاي خود را بردارند و از آنها استفاده کنند. 1)- سموم ميکروبي مانند آنتروتوکسين استافيلوکوک، اسهال و استفراغ شديد، سم بوتيليسم (که به سرعت باعث مرگ مي‌شود)؛
انتهای گزارش
منبع:آرشيو مرکز مطالعات و تحقيقات جنگ سپاه / گزيده اسناد عمليات بدر ـ جلد ‌‌6 سند شماره ‌‌32419


این مطلب آخرین بار توسط Aliabadi در چهار‌شنبه 10 اسفند 1390 - 04:36 ، و در مجموع 1 بار ویرایش شده است.
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی [وضعيت كاربر:آفلاین]
Aliabadi
پستتاریخ: یکشنبه 13 شهریور 1390 - 14:18    عنوان: حجم استفاده عراق از سلاح هاي شيميايي عليه ايران پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

مدیر انجمن
مدیر انجمن

عضو شده در: 30 بهمن 1388
پست: 2217

blank.gif


امتياز: 58880

ميزان استفاده عراق از سلاح هاي شيميايي عليه ايران
در جنگ تحميلی 8 ساله عليه ايران رژيم عراق با بهره گيری از چالش های ميان تهران و واشنگتن، با تحريك كاخ سفيد و با هدف رسيدن به اميال خود، مرزهای غربی كشورمان را مورد تاخت و تاز قرار داد. اين جنگ به لحاظ بسياری پارامترها، با ساير نزاع های چند سال اخير متفاوت بوده است. استفاده از جنگ افزارهای شيميايی در اين جنگ از سوی رژيم عراق يكی از اين پارامترها است كه هيچگاه در اين وسعت، در هيچ نزاع منطقه ای به كار نرفت. وسعت اين اقدام غيرانسانی و مغاير با قوانين بين المللی به حدی بود كه حتی شهروندان عراقی نيز از آن در امان نماندند. اسفند ماه سال 1366 يادآور خاطره تلخ بمباران شيميايی شهر حلبچهدر منطقه كردستان عراق است كه طی آن صدها نفر از اهالی منطقه جان خود را از دست دادند.
اولين باری كه ارتش عراق از سلاح شيميايی در جنگ استفاده كرد مربوط به 27 مهرماه 1359 در منطقه جنوب (استان خوزستان) است. در اين سال عراق چهار بار از سلاح شيميايی از نوع تاول زا (گاز خردل) استفاده كرده كه 1 مصدوم و 20 شهيد به دنبال داشت. حملات شيميايی ارتش بعث در سال های 1360 و 61 كه مقارن بود با عمليات های پياپی رزمندگان اسلام، گسترش يافت. در سال 1360 عراق 6 بار از اين سلاح مرگبار و غير انسانی استفاده كرد كه باز در همان منطقه (جبهه های جنوب) و از همان نوع تاول زا بود اين بار 101 نفر به شهادت رسيدند. در سال1361، در عمليات والفجر مقدماتی 12 بار مناطق غرب و جنوب مورد اصابت بمب های شيميايی قرار گرفت. جبهه ميانی، غرب و شمال غرب و بخشی از استان های ايلام، آذربايجان غربی، اردبيل، باختران، كردستان و سليمانيه و در عمليات های والفجر 2 و 4 در سال1362، 64 بار مورد اصابت بمب های شيميايی از نوع تاول زا(خردل) و اعصاب (تابون) قرار گرفتند. بر اثر اين حملات وحشيانه و غير انسانی صدها نفر شهيد و هزاران نفر مصدوم شدند. در اين سال (62) سلاح های شيميايی تعداد زيادی از اهالی غير نظامی مناطق مزبور را مصدوم و نابينا كرد. از تاريخ اول فروردين تا 27 اسفند 1363، 2225 نفر مصدوم و 40 شهيد در عمليات های خيبر و بدر حاصل اصابت 58 بار بمب های تاول زا، اعصاب، خفه كننده و آلوده كننده خون است سال 1364، در عمليات های والفجر 8 و ابتدای والفجر 9 در مناطق جنوب 76 بار سلاح شيميايی به كار رفت كه حاصل آن 77 شهيد و حدود 11 هزار و 644 نفر مصدوم بود. عراق در پاسخ به حملات رزمندگان اسلام و به خاطر شكست سنگين در عمليات های پيروزمندانه كربلای دو،چهار ، پنج وشش 102 بار از سلاح های شيميايی استفاده كرد كه 4720 نفر مصدوم و 107 نفر به شهادت رسيدند. در سال 1365عراق در مناطق شلمچه، سردشت، خوزستان، بصره، كردستان، دياله و ايلام 43 بار از سلاح شيميايی استفاده كرد كه 9440 مصدوم 442 شهيد حاصل اين حملات وحشيانه بود.

در سال پايانی ،34 حمله شيميايی در مناطق غرب، شمال غرب و جنوب ثبت شده است كه آخرين بار آن بعد از قرار داد 598 در تاريخ سوم شهريور در عمليات باز پس گيری «فاو» بود. بر اساس آمارهای رسمی نهادهای مسؤول در اين رابطه تعداد كل شهدای حملات شيميايی در طول جنگ حدود 2600 شهيد و تعداد كل مصدومان نظامی و غير نظامی حملات شيميايی 107 هزار نفر و تعداد جانبازان شيميايی (كه در حال حاضر تحت پوش بنياد جانبازان هستند) حدود 45 هزار نفر است. به كارگيری سلاح های شيميايی از سوی عراق در حالی صورت می گرفت كه اين كشور جزو 120 كشور امضا كننده پروتكل ژنو درباره منع استفاده از سلاح های سمی، خفه كننده و تركيبات باكتريولوژیك قرار داشت. پروتكل 1925 ژنو كه طی قطعنامه 2612 (12)Bسازمان ملل مجدداً به تصويب رسيده است، صراحتاً استعمال سلاح های شيميايی را منع می كند. اما به نوشته هفته نامه اشپيگل چاپ آلمان يك كارخانه توليد گاز خردل و اعصاب (تابون) می تواند ساليانه 000/760/1 تن مواد خام شيميايی را به گازهای كشنده خردل و تابون مبدل سازد.

در حالی كه در كارخانه توليد سلاح های شيميايی سامرا 4 خط توليد مشغول ساخت 4 نوع ماده ضد عصبی مرگ زا بود و مواد اوليه هر يك از خطوط توليد از كشورهای غربی به اسم گازهای حشره كش خريداری می شد كه توليد هفتگی آن جمعاً حدود 10 هزار تن بود. راديوی صدای عراق در تاريخ 30 مهر 1380 اعلام كرد: در جنگ با ايران از پودر سياه زخم استفاده می نمودو در طول 8 سال جنگ هر هفته اقدام به توليد 3 هزار ليتر ماده مادر در توليد پودر سياه زخم می كرد. بر اساس تحقيقات به عمل آمده گاز تابون اغلب در زمان حمله به رزمندگان ايران مورد استفاده قرار می گرفت كه خيلی سريع مرگ را به دنبال دارد و از آنجا كه مواد اين گاز به فاصله چند ثانيه تجزيه می شود، هيچ اثری از آن در محيط باقی نمی ماند.

پزشكان انگليسی می گويند: بازماندگان بمباران شهر حلبچه كه بيش از 5 هزار كشته داشت به بيماری های روانی، پوستی و مغزی بسيار خطرناك مبتلا هستند و تعداد بيماران سرطانی بسيار زياد است. اين سلاح ها دارای تأثير موروثی بوده و از نسلی به نسل ديگر منتقل می شود.


ضايعات مشاهده شده در مصدومان شيميايی به شرح ذيل می باشد.


1. سوختگی های پوستی از درجه 1 تا 3 در نقاط مختلف سطح بدن كه 20 تا 70 درصد سطح بدن را به خصوص صورت، دندان ها و نواحلی تناسلی را می پوشاند. تحريك شديد چشم ها، ورم ملتهبه كه با احساس سوزش شديد، اشك، ريزش، ترس از نور و خيره شدن ديد همراه است. ضايعات ريوی، گرفتاری دستگاه تنفسی فوقانی، تمام بيماران از احساس سوزش در ناحيه سينه و سرفه و علایم فارانژيت و برنشيت رنج می برند و اكثراً دچار سرفه های پياپی، دفع خلط و تنگی تنفس هستند. عوارض گوارش شامل اشكال در بلع، حالت تهوع و استفراغ كه در مقايسه با ساير عارضه ها كمتر مشاهده می شود. عوارض خونی كه خطرناك ترين عارضه در ميان مصدومان گازها ی شيميايی است پس از 5 تا 7 روز در بيمار علايم دپرسيون مغز استخوان پديد می آيد. اين علايم با كاهش سلول های خونی مشخص می شود و تعداد گلبول های سفيد به 500 می رسد.
انواع سلاح های شيميايی

وی ايكسVX
سمی ترين سلاح شيميايی است و به شكل مايع چسبناك و بی رنگی است كه به آرامی به گاز بی رنگ و بو تبديل می شود. وی ايكس با تحريك اعصاب موجب تشنج و فلج رگ های خونی و ريه ها می شود. مقدار 10 ميلی گرم از اين ماده بر روی پوست برای مرگ كافی است و قربانيان درنهايت بر اثر خفگی می ميرند. عراق توانايی ساخت بيش از 200 تن وی ايكس را داشته و هرگز نيز آمار واقعی آن ميزانی كه عراق ادعا می كند نابوده كرده، به دست نيامده است.

سارين
همانند وی ايكس مايع بوده و به سرعت تبخير می شود. سارين همچونVX موجب ناتوانی، فلج و در پایان خفگی می گردد. فرقه [ژاپنی] «آنوم» در متروی توكيو به سال 1995 با پخش سارين 12 تن [از شهروندان این كشور] را به كام مرگ فرستاد. عراق در ابتدا به بازرسان تسليحاتی اعلام كرده بود كه 112 تن از اين ماده سمی را توليد كرده اما بعدها ادعا كرد اين ميزان 790 تن بوده است. اين كشور همچنين نوعی بمبهای تركيبی توليد می كرد كه حامل 2 محفظه جداگانه مواد شيميايی بوده و پس از انفجار در تركيب با يكديگر سارين ايجاد می كرده است. عراق به ساخت هزاران راكت، گلوله های توپ و بمبهای محتوی سارين و استفاده از آنها عليه ايرانی ها در جنگ با اين كشور طی دهه 1980 ميلادی اعتراف كرده و [همچنين] عقيده بر اين است كه [اين تسليحات] عليه شهروندان عراقی كرد نيز به كار گرفته شده است.

گاز خردل
گاز خردل در حالت معمولی مايعی بی رنگ است. عنصر خردل به گاز تبديل می شود و ممكن است بی بو بوده يا با بوی تند خردل يا سير استشمام شود. خردل به هنگام تماس [با بدن فرد] بافت ها را از بين می برد، زخم هايی شبيه تاول ايجاد می كند و منجر به آسيب ريه ها و چشم ها می شود. خردل اغلب مرگ آور نيست اما می تواند سبب كوری، مشكلات تنفسی و ديگر آسيبها [ی جسمانی] شود كه برای سال ها دردآور خواهند بود.اين گاز برای اولين بار در جنگ جهانی اول مورد استفاده قرار گرفت. بغداد دو دسته آمار از ميزان توليد اين گاز اعلام كرده است: [اولين بار ميزان توليد خود را] 3 هزار و 80 تن [اما دربار دوم] 2 هزار و 850 تن اعلام كرد. عراق به استفاده گسترده از گاز خردل عليه [نيروهای] ايرانی در طول جنگ با ايران در دهه 1980 اعتراف كرده است. بغداد به سازمان ملل اعلام داشته كه بالغ بر 550 گلوله توپ حاوی گاز خردل را پس از جنگ 1991 خليج فارس نابود كرده است.


سياه زخمANRHRAX

3 دسته سياه زخم بيماری زا وجود دارد: پوستی، گوارشی و ريوی يا تنفسی. مرگ آورترين نوع آن – و تنها نوعی كه به عنوان سلاح شناخته شده – سياه زخم تنفسی است كه با علايم شبيه آنفولانزا شروع می شود اما در نهايت ريه ها را پر از مايع می كند و منجر به مرگ می شود. تنها ميزان كمی از پودر سياه زخم در برخی افراد مستعد آلوده شده برای ايجاد عفونت مرگبار كافی است. عراق اعتراف كرده بود كه 2 هزار و 200 گالن از ميكروب سياه زخم - كه چنانچه افراد به صورت مؤثر به آن آلوده شوند برای كشتن ميليون ها نفر كافی خواهد بود - توليد كرده است. بازرسان تسليحاتی می گويند عراق همچنين از دهه 1990 ميلادی در تلاش برای توليد نوع مرگبارتر سياه زخم خشك (پودری) بوده است. اين نوع پودر از هواپيما امكان پخش دارد.


بوتولينوم توكسين
نوعی سم پست كه از باكتری «كلاستريديوم بوتوليندم» به دست می آيد و يكی از مرگبارترين سموم شناخته شده، به شمار می رود . ميزان بسيار كمی از آن، در حدی كه غذا با اين باكتری تماس پيدا كند، می تواند موجب گرفتگی عضلات معده، تاری ديد و ضعف عضلانی گردد و تا فلج و مرگ نيز پيش رود. بوتولينوم چنانچه به شكل توليد شده باشد – به ويژه هنگامی كه استنشاق صورت گيرد – با فلج و مرگ سريع همراه خواهد بود. ميزان 70 بيلونيوم گرم از اين سم برای كشتن كافی است. بغداد اعتراف كرده بود كه بالغ بر 5 هزار و 300 گالن از سم بوتولينوم توكسين را تهيه نموده كه بيشترين اين ميزان در كلاهك موشك ها و ديگر تسليحات قرار داده شده بود.

افلاتوكسين

نوعی سم توليد شده از قارچی به نام «Aspergillius flavus» و از دسته قارچ هايی است كه در غلات پرورش پيدا می كنند. افلاتوكسين به طور بالقوه عامل سرطان زايی است كه موجب سرطان كبد می شود. اين سم در مقادير بالا می تواند سبب درد شكمی، تورم ريه ها و مغز، تشنج، كما و در نهايت مرگ شود.
رژیم بعث عراق اعتراف كرده بود كه بيش از 520 گالن افلاتوكسين توليد نموده و در كلاهك موشك ها و بمبها جاسازی كرده است
.

آثار واقسام سلاح های شيميايی
از اين سلاحها برای كشتن افراد و وارد كردن صدمات بسيار جدی و يا ايجاد انواع معلوليت ها در انسان استفاده می شود. اين سلاحها بر اساس اثرات مختلفی كه بر بدن افراد می گذارد، به 3 دسته تقسيم بندی می شوند. دسته اول سلاحهايی هستند كه روی سيستم عصبی بدن تأثير می گذارند. در اين دستهGA،GB،GD،GF وVX (متيل فسفو بوتيوئيك اسيد، گاز سارين) قرار دارند. دسته دوم، اثرات خود را روی پوست به جا می گذارند و شاملHD (گاز خردل گوگرد)،HN (خردل نيتروژن)،L وCX هستند. دسته سوم نيز باعث اختلال سيستم تنفسی بدن می شوند. در اين گروه گازهای بی رنگCG وDP، كلرین (CL) و فسفوكلرين (Ps) وجود دارند. از سلاحهای شيميايی كه روی اعصاب اثر می گذارند، قبل و در طول جنگ دوم جهانی استفاده های بی شماری شده است.

دسته ی اول: اين مواد از نظر شيميايی وابسته به حشره كش های آلی فسفره هستند. اين دسته از سلاحهای شيميايی مانع از عمل آنزيم استيل كولين استراز می شوند. وقتی مواد شيميايی اين دسته وارد بدن شوند، غلظت استيل كولين را در بدن به بيش از حد لازم می رساند. ريه ها و چشمها به سرعت اين مواد را جذب كرده در كمتر از يك دقيقه بر سيستم عصبی بدن تأثيرات قابل توجهی می گذارند. علايم آن به صورت آبريزش بينی، ترشح زياد بزاق، تنگی قفسه سينه، كوتاهی تنفس، تنگی مردمك چشم، انقباض عضلانی و يا حالت تهوع و انقباض شكم ظهور می كند. دسته دوم سلاحهای شيميايی كه بر روی پوست تاول و سوختگی ايجاد می كنند، ماندگاری فراوانی در محيط دارند. اين مواد روی چشمها، پوشش مخاطی، ريه ها، پوست و اجزای خون اثر گذاشته و اگر از طريق تنفس وارد ريه ها شوند، بر شدت تنفس اثرات منفی می گذارند و اگر توسط غذا بلعيده شوند، سبب اسهال و استفراغ می شوند. خردل ها كه جزو اين دسته هستند به خاطر خواص فيزيكی خود مقاومت و ماندگاری بسيار زيادی در سرما و دماهای معتدل دارند. اگر دو دقيقه از تماس يك قطره خردل با پوست بگذرد، صدمات جبران ناپذيری به اين عضو وارد می شود.CX نيز كه جزو اين گروه است، پودری كريستالی شكل است كه در دماهای 39 تا 40 درجه سانتی گراد ذوب شده و در دمای 129 درجه سانتی گراد به جوش می آيد. اين ماده را با افزودن موادی خاص در دمای اتاق به حالت مايع در می آورند.CX دارای بوی بسيار نامطبوعی است.

در غلظت های كم آن سوزش شديد چشم بروز می كند، اما در غلظتهای بالا به پوست حمله كرده و چند ميلی گرم آن سبب دردهای زياد و سوزشهای فراوان شده و زخمهای بدی بر جای می گذارد. برای پيشگيری از اثر اين مواد سربازان بايد به لباسها و ماسكهای حفاظتی مجهز باشند. دسته سوم از سلاحهای شيميايی آنهايی هستند كه بر دستگاه تنفسی اثر می گذارند. اين مواد به شدت به بافت ريه آسيب می رسانند. فسفوژن كه خطرناك ترين عضو اين گروه است، برای اولين بار در سال 1915 استفاده شد. اين ماده گازی بی رنگ است كه در دمای 2/8 درجه سانتی گراد جوش می آيد، بنابراين بسيار فرار و ناماندگار است، ولی چون غلظت بخار آن 4/3 برابر هوا است، به مدت طولانی در گودال ها و ديگر مناطق پست زمين باقی خواهد ماند. غلظت زياد آن پس از چند ساعت سبب مرگ می شود، اما در غلظت های كم سبب سرفه، اختناق، احساس تنگی قفسه سينه، حالت تهوع و سردرد و غيره می شود
(انواع اول و سوم اين سلاح يعنی گازهای سارين وخردل همان هايی هستند كه حكومت عراق در جريان جنگ تحميلی از آنها در برابر رزمندگان ما و حتی مناطق كردنشين خود استفاده كرد.) در اين ميان، محققان طرفدار صلح نيز بيكار ننشسته اند و همواره برای يافتن راه حل مبارزه با اين سلاحها، مطالعه و تحقيق می كنند. مثلاً آنها فهميده اند اگر موشها مقدار كمی از آنزيمی با نامNTE داشته باشند، نسبت به فسفرهای آلی حساسترند. اين موشها كم تحرك تر هستند و شانس مردنشان نسبت به جانورانی كه مقدار اين آنزيم در بدنشان در حد طبيعی است، 2 برابر بيشتر است، پس وجود اين آنزيم در بدن موشها از اثر فسفرهای آلی جلوگيری می كند. به همين ترتيب، انسانها نيز ژن اين آنزيم را دارند، پس می توان اميدوار بود كه از داورهايی كه سطحNTE را افزايش بدهند، برای مبارزه با اين مواد شيميايی استفاده كرد، البته اين داروها را بايد پيش از حمله گازهای شيميايی به كار برد. به عبارت ديگر، «هيچ درمانی برای ضايعات مواد شيميايی وجود ندارد، مگر پيشگيری از تماس انسان ها با اين مواد
»

کد:
http://img.tebyan.net


این مطلب آخرین بار توسط Aliabadi در چهار‌شنبه 10 اسفند 1390 - 04:38 ، و در مجموع 1 بار ویرایش شده است.
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی [وضعيت كاربر:آفلاین]
Aliabadi
پستتاریخ: یکشنبه 13 شهریور 1390 - 15:09    عنوان: پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

مدیر انجمن
مدیر انجمن

عضو شده در: 30 بهمن 1388
پست: 2217

blank.gif


امتياز: 58880

توانمندي شيميايي عراق مديون چه كساني بود؟
حال حاضر بيش از 50 هزار نفر نفر تحت عنوان جانباز شيميايي تحت پوشش درماني و خدماتي بنياد شهيد و امور ايثارگران هستند.

در طول جنگ 8 ساله عراق عليه ايران عوامل شيميايي مختلفي مورد استفاده قرار گرفت. براساس گزارش هايي مستند، بيشترين عوامل شيميايي استفاده شده در طول جنگ تحميلي، عوامل اعصاب (سارين، سومان و تابون) بود و پس از آن گاز خردل (تاول زا(.

سارين، گاز اعصاب بي رنگ و بو است كه در آمريكا، روسيه و عراق توليد شده و به راحتي حل نمي شود. بسيار بي ثبات است و از سمي ترين نوع تسليحات شيميايي است. گاز سومان نيز از تركيب سارين و ماده شيميايي ديگري به نام LEWISITE، تهيه مي شود كه ماده اي تاول زا است و در روسيه ساخته شده است.

تابون كه سازنده آن يك شيميدان آلماني به نام "گرهاردشردر " است ساختاري فسفاتي دارد و جزو دسته آسان ترين گازهاي اعصاب از نظر توليد است.

گاز خردل نيز باعث سخت شدن چشم و مشكلات ريوي مي شود. تاول زا است و بويي شبيه پياز دارد و آمريكا، آلمان، روسيه و عراق در قرن 20 آن را توليد كرده اند. در طل سال هاي جنگ كشورهاي متعددي براي تجهيز ماشين جنگي صدام به ياري او شتافتند و براساس تحقيقات به عمل آمده 445 شركت غربي در زمينه هاي مختلف به ويژه سلاح هاي شيميايي نقش داشته اند.

نكته مهمي كه در اين ميان وجود دارد آن است كه برخي از شركت هاي ياري كننده صدام جنبه صوري داشته و بعد از اجراي اهداف مورد نظر خود از ميان رفته اند. بعضاً نيز دولت هاي شركت هاي تابعه از فعاليت آنها اطلاع نداشته و پس از كسب آگاهي از كمك هاي اين شركت ها به رژيم مخلوع صدام، آنها را تحت پيگرد قرار داده و يا از كنار اين مسئله گذشته اند.

يك سوم از مجموع 445 شركت غربي را شركت هاي آلماني تشكيل مي دهند در گزارش 12 هزار صفحه اي عراق درباره تسليحات اين كشور، به تفصيل بيان شده كه بين شركت هاي نظامي آلمان و عراق چه معاملاتي در زمينه تسليحات انجام شده است.

يك روزنامه وابسته به جناح چپ برلين به نام "تاگس زايتونگ " در ماه دسامبر 2002 به انتشار بخش هايي از گزارش 12 هزار صفحه اي عراق به سازمان ملل درباره برنامه تسليحاتي اش پرداخت.

در اين گزارش محرمانه ترين قسمت ها به چاپ رسيد كه از آلمان به عنوان تجهيز كننده درجه اول انبارهاي تسليحاتي صدام نام برده شده است. البته نام 80 شركت آلماني موجود در گزارش 12 هزار صفحه اي عراق به سازمان ملل از اين گزارش حذف شده است اما در ميان نام شركت هاي باقيمانده مي توان نام شركت هاي معروفي همچون "زيمنس " و "بنز " را مشاهده كرد.

در اين گزارش 12 هزار صفحه اي، عليرغم اينكه نام شركت هاي غربي در آن درج شده بود، شوراي امنيت سازمان ملل در آن زمان 800 صفحه از جمله بخش هايي از نام مراكز تجاري غرب را كه به برنامه تسليحات كشتار جمعي عراق كمك كرده بودند، سانسور كرد. در ميان اسناد باقيمانده نام 24 شركت انگليسي را كه در تجهيز صدام به تكنولوژي هسته اي و شيميايي نقش داشته اند، مي توان يافت. بيش از 17 شركت آمريكايي نيز كه بعضاً در تعامل با شركت هاي انگليسي بودند، به ارسال تسليحات لازم به عراق شركت داشتند.

براساس گزارش كميته سناي آمريكا در 25 مه و 7 اكتبر سال 1994 با عنوان "صادرات دو منظوره ادوات جنگي و شيميايي آمريكا و تأثير آنها بر پيامدهاي سلامتي جگ خليج فارس "، از سال 1985 تا 1989 محموله هاي بسياري از مواد ميكروبي را شركت هاي آمريكايي مخفيانه به درخواست و بيمه نامه اداره بازرگاني آمريكا به عراق ارسال كرده اند.

روزنامه آمريكايي واشنگتن پست در 30 دسامبر 2002 اعلام كرد اسناد پراكنده بيانگر آن است كه دونالد رامسفلد، وزير دفاع كنوني آمريكا، زماني كه عراق عليرغم كنوانسيون هاي بين المللي، تقريباً هر روزه، از سلاح هاي شيميايي استفاده مي كرد، به عنوان مأمور سياسي به بغداد سفر كرد. در ادامه اين گزارش تصريح شده است ارتباط آمريكا با صدام در طول سال هاي قبل از حمله اش به كويت در سال 1990 شامل تبادل اطلاعات در سطح وسيع، فراهم كردن بمب هاي خوشه اي از طريق يك شركت قديمي به نام "چي لين " و سهولت دستيابي عراق به مواد شيميايي و ميكروبي از سياست هاي سري آمريكاست.

تعداد قابل توجهي از شركت هاي ژاپني، هلندي، سوئدي، بلژيكي، اسپانيايي و فرانسوي سهم عمده اي در توانايي تسليحاتي رژيم بعث به ويژه سلاح هاي شيميايي داشته اند

منبع گزارش


کد:
http://www.chemical-victims.com/


این مطلب آخرین بار توسط Aliabadi در چهار‌شنبه 10 اسفند 1390 - 04:40 ، و در مجموع 1 بار ویرایش شده است.
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی [وضعيت كاربر:آفلاین]
Aliabadi
پستتاریخ: یکشنبه 13 شهریور 1390 - 16:00    عنوان: پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

مدیر انجمن
مدیر انجمن

عضو شده در: 30 بهمن 1388
پست: 2217

blank.gif


امتياز: 58880

خاطرات شيميايی شهردار تهران
محمد باقر قاليباف:" شاهد فاجعه سردشت بودم. ده‌ها زن و کودک خردسال در اين جنايت آشکار بشری به شهادت رسيدند. کشورهای مدعی دفاع از حقوق بشر ثابت کردند آنجا که منافعشان اقتضا کند پا روی تمام قوانين و شعارهای خود می‌گذارند محمد باقر قاليباف در نهمين يادواره "تجليل از ايثارگران و شهدای بهداری لشگر ٢٧ محمد رسول الله (ص)" که در 24مهرماه سال جاری برگزار شد، به خاطرات نابی از دوران دفاع مقدس پرداخت که گزيده آن را می خوانيد:

خاطره‌ای از ديدار با يک جانباز شيميايی
روزی برای ديدار با شهيد محمديانی که مجروح شيميايی بود به سبزوار رفتم. ايشان در دوره جنگ فرمانده گردان بود (اين شهيد روزهای آخر عمرش با ويلچر مفتخر به درجه سرداری شد). وزنش 57 - 58 کيلو شده بود. همينطور مثل شمع آب می‌شد.
صبح بود و تازه نور خورشيد روی بالکن خانه افتاده بود. من و شهيد محمديانی در اتاق نشسته بوديم ديدم دختر و پسر خردسال او کيف به دست آمدند پشت پنجره تا خداحافظی کنند و به مدرسه بروند؛ همينطور اشک می‌ريختند. ديدم پدرشان هم مانند آنها اشک می‌ريزد. بعد از آنکه بچه‌ها رفتند، اين شهيد دست در گردن من انداخت و گفت: "ای کاش در جبهه شهيد می‌شدم حالا نمی‌دانم با اين بچه‌ها چه کار کنم". گويا ٥ – ٦ روز بعد هم وی به شهادت رسيد
.

[/size]
کد:
http://www.tebyan.net/

------------------------------------------------------------
به نقل از سایت

کد:
http://www.chemical-victims.com


باقری از روزهای اعزام به جبهه می گوید:
17 سال داشتم که به جبهه رفتم. مدت سه ماه دوره غواصی را در پادگان شهید بهشتی کرمان گذراندم.
سکاندار قایق بودم، عملیات والفجر 8 چند روزی بود که شروع شده بود در یکی از روزهای عملیات با قایق نیروهای جدید را به منطقه می بردم، دشمن مدام منطقه را بمباران می کرد با هر سختی بود خودمان را به منطقه رساندیم.

وی بمباران شیمیایی آن روز را به یاد می آورد:
در کنار سنگر ایستاده بودم که یک لحظه هواپیمای دشمن بمبی را در 10 متری من به زمین انداخت. با انفجار بمب گرد سفید رنگی روی صورت و بدنم پاشید.
آن زمان اطلاعاتی درباره بمب شیمیایی نداشتم. خواهر زاده ام «شهید رضا خردمند» هم با من بود.
شدت بمباران به حدی بود که همه سنگر ها از بین رفته بود و امکانات دفاعی نداشتیم. بعد از چند ساعت که منطقه آرام شد ما را به عقب منتقل کردند. بدنم خارش شدیدی گرفته بود، از چشمانم مدام اشک می آمد. با اتوبوسی که صندلی نداشت به بیمارستان امیدیه در اهواز منتقل شدیم.
بدنم سوخته بود و چشمانم جایی را نمی دید یک لحظه فقط صدای رضا را شنیدم که از شدت درد ناله می کرد به او گفتم آرام باشد ولی ریه هایش سوخته بود به همین خاطر در بیمارستان به شهادت رسید.
مجید به ادامه درمان در تهران اشاره می کند و می گوید:
یک هفته در کما بودم از آن روزها چیزی به یاد ندارم ولی مادرم می گوید: بدن و صورتم به شدت سوخته بود و قابل شناسایی نبودم. چشمانم 25 روز جایی را نمی دید در بیمارستان فارابی چند عمل روی چشمانم انجام شد تا اینکه به لطف خدا بینایی ام را تا حدودی بدست آوردم.
پزشکان امیدی برای زنده ماندنم نداشتند ولی به لطف خدا و تلاش پزشکان و پرستاران زحمتکش تا حدودی بهبود پیدا کردم. اما تنگی نفس و مشکلات پوست و چشم دیگر سعادت حضور دوباره در جبهه را به من نداد.

باقری ادامه می دهد:
دوران جنگ پزشکان و پرستاران بیمارستان ها برای مجروحین شیمیایی زحمات زیادی را کشیدند. آنها با اینکه می دانستند آسیب می بینند اما با این حال با جان و دل مجروحین را مداوا می کردند. نمی دانم الان آن پزشکان و پرستاران کجای این سرزمین هستند اما برای همه آنها آرزوی سربلندی و موفقیت می کنم.

--------------------------------------------------------

نقش فداکارانه کارکنان وزارت بهداشت و سازمان هلال احمر و بیمارستانها در دفاع مقدس
در ایسنا این بخش ها را می خوانیم ........... مولف
----------------------------------------------------------

500دستگاه آمبولانس در «عمليات كربلاي» از بين رفت


اوج قله فعاليت‌هاي امدادي و بهداري رزمي در «عمليات كربلاي 5» نمايان شد چرا كه دشمن از هر نوع عوامل شيميايي و سلاحي استفاده كرد تا رزمندگان‌مان را زمين‌گير كند. آن‌ها بيش از 500 دستگاه آمبولانس‌ ما را با گلوله خمپاره منهدم كردند. در هر آمبولانس يك امدادگر و يك راننده شهيد مي‌شدند و حدود 1000 نفر از بخش بهداري دراين عمليات به شهادت رسيدند. اگر يك رزمنده تنها يك بار به منطقه عملياتي مي‌رفت امدادگران ما روزي حدود 10 بار در مسيرهاي خطرناك عملياتي و بدون هيچ امكانات زرهي مناسب كه بتواند جلوي گلوله و تركش‌ها را بگيرد رفت و آمد مي‌كردند.

وقتي دشمن به پست‌‌هاي امدادي هم رحم نكرد
دشمن علي‌رغم تمام معاهده‌هاي حقوق بشر، در طول جنگ تحميلي بيش از 200 پست امدادي و 150 اورژانس را مورد اصابت گلوله‌ها خمپاره‌ قرار داد. آن‌ها حتي به پنج بيمارستان ما به طور مستقيم حمله كردند. در «عمليات والفجر8» «بيمارستان حضرت فاطمه (س)» را مورد اصابت بمب‌هاي شيميايي قرار ‌دادند. سير تكاملي بيمارستان‌ها و بهداري‌ها به اين صورت بود كه در ابتدا و در عمليات‌هايي مانند «فتح‌المبين» و «بيت‌المقدس» از كانكس‌هاي امدادي استفاده مي‌شد. جان مجروحان و كادر پزشكي در اين بيمارستان‌ها به خطر مي‌افتاد و دايره فعاليت جراحان بسيار تنگ بود.اما در سال هاي بعدي جنگ تحميلي بيمارستان‌هاي سوله‌اي كه سازه‌ آن‌ها از آهن و تيرآهن بود ايجاد شد و بر روي سقف اين بيمارستان‌ها تا جايي كه مقاومت داشت كيسه‌هاي پر از خاك قرار مي‌گرفت تا بر اثر اصابت گلوله و يا خمپاره به سقف بيمارستان آسيبي به مجروحان نرسد. در نهايت كادر پزشكي و مهندسي توانستند با همكاري يكديگر بيمارستاني كه كاملا به دست متخصصان داخلي طراحي شده بود را بسازند.

انجام 100 هزار عمل جراحي در جبهه‌ها
بيمارستان‌هاي صحرايي «فاطمه زهرا(س)، علي ابن ابيطالب (ع)، امام حسين(ع) و امام حسن(ع)» از جمله بيمارستان‌هايي بودند كه سازه آن‌ها كاملا بتوني بودند. اين بيمارستان‌ها حدود 100 متر زيربناي بتوني داشتند كه در بازه زماني 9 ماه و در شرايطي كاملا حفاظتي با رفت و آمد محدود ساخته شدند و ظرف مدت يك هفته تجهيز شدند. در همين جا بايد بگويم كه ركورد احداث بيمارستان صحرايي شكسته شد و حدود 60 بيمارستان صحرايي ايجاد شد. همچنين در سال‌هاي انتهايي جنگ تحميلي زمان ساخت اين بيمارستان‌ها به شش ماه رسيد. در اين بيمارستان‌ها عمل‌هاي جراحي بسيار سنگين انجام مي‌شد به طوري كه نزديك 100 هزار عمل جراحي در بيمارستان‌ها انجام شد. قطعا اگر در طول جنگ بهداري نبود آمار شهداي هشت سال دفاع مقدس به صورت بسيار چشمگيري افزايش مي‌يافت.


بمباران شيميايي بيمارستان‌ها
دشمن در سال‌هاي دوم و سوم جنگ تحميلي به صورت كاملا ناجوانمردانه و وسيع استفاده از سلاح‌هاي شيميايي را در دستور كار خود قرار داد و با بهره‌گيري از عوامل زوداثر و غيرپايدار مانند اعصاب و خون در كوتاهترين زمان رزمندگان را از پاي درمي آورد. در طول جنگ حدود 100 هزار نفر از رزمندگان ومردم بي گناه شيميايي شدند.

کد خبر: 91070503172
چهارشنبه ۵ مهر ۱۳۹۱ - ۰۸:۴۰

منبع گزارش


----------------------------------------------------

بمباران شیمیایی علیه کادردرمانی در زمان دفاع مقدس

در دهم دي‌ماه سال ‪ ۱۳۶۵‬یکی از سیاه ترین جنایات جنگی در کارنامه رژیم صدام ثبت گردید. در این روزهواپيماهاي رژيم بعثي عراق، بيمارستان‌صحرايي ‪ ۵۲۸‬ سومار در غرب كشور را هدف بمباران شيميايي با گاز خردل قرار دادند.
اين حمله شيميايي در حالي روي داد كه در همان زمان پزشكان و كادر درماني مشغول درمان تعداد زيادي ازمجروحان جنگي درآن بيمارستان بودند.

بر اساس اسناد منتشر شده در سازمان ملل در آن زمان ، در این جنایت نزدیک به پانصد نفر از مجروحين و بيماران تحت مداوا در آن بيمارستان و نيز پزشكان ، پرستاران و كاركنان آن مركز در اثر گاز خردل شهید با مصدوم شدند.

ايثار و شجاعت شهيد " سرهنگ دكتر احمد هجرتي" كه امروز بيمارستان صحرايي سومار مزين به نام آن شهيد والامقام است در حالي روي داد كه او در اتاق عمل بيمارستان صحرايي بر بالين مجروحش به شهادت رسيد و هرگز حاضر نشد تا در لحظه فرود بمبهاي شيميايي بيمارش را ترك كند. او و كادر درماني اش استوار و مظلوم به شهادت رسيدند.

اين حمله بدون شك ناقض اصول حقوق بشردوستانه بين‌المللي از جمله پروتكل ‪ ۱۹۲۵‬ژنو و كنوانسيون ‪۱۹۴۹‬ ژنو و قطعا جنايتي جنگي است كه درمقابل ديدگان جهانيان و سكوت مجامع بين‌المللي اتفاق افتاد .

کد:
http://www.chemical-victims.com


[/color][/size]


این مطلب آخرین بار توسط Aliabadi در دوشنبه 10 مهر 1391 - 06:33 ، و در مجموع 5 بار ویرایش شده است.
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی [وضعيت كاربر:آفلاین]
Aliabadi
پستتاریخ: سه‌شنبه 15 شهریور 1390 - 12:19    عنوان: پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

مدیر انجمن
مدیر انجمن

عضو شده در: 30 بهمن 1388
پست: 2217

blank.gif


امتياز: 58880

ترجمه آزاد از مولف
از اشپيگل 17.11.1997




Arsenal des Todes
كارخانه مرگ
نوشته فون پاول راينر
Von Paul, Rainer


Die farblose Flüssigkeit ist geruchlos. Wer die unsichtbaren Tröpfchen einatmet oder auf die Haut bekommt, hat nicht mehr lange zu leben.Zunächst verengt sich die Regenbogenhaut, bis die Pupillen nur noch stecknadelkopfgroß sind, Schweiß bricht aus, krampfartig wird der Mageninhalt erbrochen. Dann entleeren sich Darm und Blase, zuckend verlieren die Opfer das Bewußtsein, sie sterben an einer Lähmung des Atemzentrums im Gehirn und der Atemmuskulatur.


اين ماده مايع بي رنگ و بدون بو است. هرگاه فردي يك قطره قليلي از اين مايع را لمس كند و يا اين ماده به روي پوستش برسد، ديگرزنده نمي ماند. به محض تماس با ان ابتداء پوست جمع ميشود به اندازه ايي كه قطرروزنه هواكش سلول هاي پوست به اندازه سر سوزن ميشوند. قرباني شروع به عرق شديد و معده قرباني شروع به درد شديد مي كند واستفراغ ايجاد ميشود. بعد روده و مثانه قرباني به فاصله هاي كوتاه شروع به تخليه مي كنند و مصدوم بيهوش ميشود و مركز تنفسي در مغز از كار مي افتد و ماهيچه هاي تنفسي فلج شده و قرباني ميمرد.



Nervengase wie Sarin, Tabun oder VX entfalten ihre tödliche Wirkung innerhalb von 8 bis 21 Minuten. Sie stören die Übermittlung von Nervenimpulsen im Gehirn und an den Muskeln durch die Blockierung eines lebenswichtigen Enzyms, die Folge ist eine totale Verkrampfung der Muskulatur.


گاز شيميايي مرگ اورعصب زرين مانند تابون و فاوايكس مرگ اور هستند و قرباني در عرض هشت تابيست و يك دقيفه براثر تماس با ان ميميرد. اين گاز مرگ آور تمامي عكس العمل هاي عصبي مغز و ماهيچه ها را فلج مي كنند. عواقب ان اين است كه تمامي ماهيچه هاي بدن فلج و از كار ميافتند.

Mit der Erforschung und der Herstellung von chemischen Kampfmitteln (Chemical Weapons, CW) hatte der Irak schon in den siebziger Jahren begonnen. Sie wurden im iranisch-irakischen Krieg eingesetzt: 1982 zunächst Senfgas, zwei Jahre später erstmals Nervengas. Saddam Hussein ließ damals bereits Tabun und Sarin herstellen, drei Jahre danach lief die Produktion von VX an, das zehnmal giftiger ist als Sarin. Ein Gramm VX tötet bis zu 500 Menschen. Westliche Rüstungsexperten schätzen, daß Saddams chemischen Kampfstoffen etwa 50 000 Iraner zum Opfer fielen, dazu mindestens 5000 nordirakische Kurden im Verlaufe der Vernichtungskampagnen in den Jahren 1987 und 1988.

عراق از دهه هفتاد تحقيقات و بررسي ساخت تسليحات شيميايي خود را شروع كرد. اين تسليحات شيميايي در جنگ عراق عليه ايران استفاده شد. در سال 1982 ابتداء عراق از گاز خردل استفاده كرد. دو سال بعد براي اولين بار از گاز مرگ اور عصب عليه ايران استفاده كرد. صدام اجازه ساخت گاز تابون و فاوايكس را صادر كرده بود. اين دو گاز دهها بار سمي تر از سارين هستند. يك گرم گاز فاوايكس براي كشتن 500 انسان كفايت مي كند. كارشناسان نظامي وتسليحاتي غربي محاسبه مي كنند كه تسليحات شيميايي صدام 50000 ( پنجاه هزار )ايراني را كشته است. كه از اين تعداد حداقل پنج هزاركردهاي شمال عراق را شامل ميشود. اين كشتارها ما بين سال 1987 تا 1988 انجام يافته.



Auf knapp 11 000 mit chemischen Kampfmitteln gefüllte Granaten und Sprengköpfe sowie 50 Raketen hatte der Irak sein Chemiewaffen-Arsenal damals beziffert. Nicht nur diese Angaben, erkannten die Uno-Experten, waren unvollständig. Zwar waren bis April 1994 insgesamt 481 044 Liter chemischer Kampstoffe, darunter 21 365 Liter Tabun und 64 133 Liter Sarin, sowie 28 421 Giftgas-Bomben, -Raketen und -Granaten vernichtet worden.

تعداد تسليحات جنگي عراق مانند نارنجك هاي پرشده ( از اين سموم) و ديگر سلاحهاي پرتاب كننده 11000 عدد بوده. عراق پنجاه راكت نيز به به گازهاي شيميايي مجهز كرده بوده. نه تنها كارشناسان سازمان ملل به اين دسته اطلاعات اگاه بودند هرچند همه داده هاي صدام كامل نبود.البته تا ماه آپريل سال (هزار و نه صدو نود چهار) 1994 در مجموع (چهارصدو هشتادو يك هزارو چهل و چهار)481044 ليتر گاز مرگ اور شيميايي و علاوه بران( بيست و يك هزارو سي صدو شصت و پنج )21365ليتر تابون و (شصت و چهار هزارو صدو سي وسه) 64133 ليتر سارين و (بيست و هشت هزارو چهار صدو بيست و يك) 28421 بمب شيميايي و راكت و نارنجك پرشده از گاز مرگ اور نابود شدند.

Doch daß Saddams Giftküche damit noch lange nicht geleert war, erfuhren die Unscom-Experten im Sommer vorletzten Jahres, nach der Flucht von Saddams Schwiegersohn General Hussein Kamil Hassan, der für das irakische Rüstungsprogramm verantwortlich war. Auf einer Farm des Generals stießen die Inspekteure auf ein Konvolut von Unterlagen, das auf Hunderttausenden von Seiten Einzelheiten des irakischen CW-Programms dokumentierte.

بله آشپزخانه ساخت گازهاي مرگ اور هنوز به اين زودي خالي نشده است. كارشناسان سازمان ملل در تابستان دو سال پيش بعد از فرار داماد صدام جنرال حسين كاميل حسن كه اومسئول برنامه تسليحاتي عراق بود. در مزرعه اين جنرال كارشناسان نظامي به يك گزارش و اسناد صد هزار صفحه اي در باره برنامه تسليحاتي گ. وا برميخورند

Die Befragung des Dissidenten und die Analyse der Schriftstücke lieferten erneut Beweise für die Lügen des Regimes. So hatte Bagdad behauptet, vom Nervengas VX seien zwar 260 Kilogramm hergestellt worden, die weitere Produktion sei aber wegen technischer Probleme 1988 eingestellt worden.

وقتي كه اين اسناد( صدهزار صفحه اي) تجزيه و مطالعه ميشود دروغ رژيم صدام مشخص ميشود. بغداد در ان زمان ادعا كرده بوده كه گاز مرگ بار فاوايكس فقط به مقدار 260 كيلو توليد شده و ديگر توليدات در سال 1988 بعلت نواقص فني مسكوت و معلق مانده.



Sicher ist auch, daß die irakische VX-Produktion ohne ausländischen, mutmaßlich westlichen Beistand nicht hätte auf Touren kommen können.

Von den vier zur VX-Herstellung nötigen Grundstoffen waren nur zwei in irakischen Chemiefabriken hergestellt worden. Die beiden anderen hatte sich Saddam Anfang 1988 anliefern lassen - insgesamt 550 Tonnen.

بطور حتم پروژه توليد عراقي نمي توانست گازهاي مرگ اورفاوايكس را بدون كمك هاي خارجي از جمله پشتيبانان غربي به نتيجه برساند. زيرا از چهار ماده اساسي براي توليد گاز مرگ اور فاايكس دو رقم ان در داخل عراق توليد ميشده. دو رقم ديگر را صدام در سال 1988 ميتوانست از خارج وارد كند كه در مجموع پانصد و پنجاه تن ميشده.

Von dem vermutlich ebenfalls mit Hilfe ausländischer Experten hergestellten VX-Vorläufer, dem chemisch stabilen Salz VX-Hydrochlorid, fehlt bislang jede Spur, ebenso von weiteren 700 Tonnen VX-Grundstoffen. Beweise für die Vernichtung dieser Menge haben die Iraker noch nicht vorgelegt.

براي ساخت گاز مرگ اور فاوايكس به نمك هيدروكلرويك فاوايكس نياز است كه به احتمال زياد به كمك خارج و متخصصان خارجي تهيه ميشده تا بحال ردپايي برجا نمانده و نيز ار ماده اصلي هفت صد تن ماده فاوايكس نيز ردي برجا نيست. مدارك و اسنادي كه نشانگر نابودي اين مواد باشد هنوز از سوي عراق بيان نشده.


17.11.1997
کد:
http://www.spiegel.de/spiegel/


این مطلب آخرین بار توسط Aliabadi در چهار‌شنبه 10 اسفند 1390 - 04:44 ، و در مجموع 1 بار ویرایش شده است.
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی [وضعيت كاربر:آفلاین]
Aliabadi
پستتاریخ: سه‌شنبه 15 شهریور 1390 - 12:57    عنوان: پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

مدیر انجمن
مدیر انجمن

عضو شده در: 30 بهمن 1388
پست: 2217

blank.gif


امتياز: 58880

شمار حملات شيميايي

رديف
تاريخ حمله
محل
نوع عامل
شيوه به كارگيري
---------------------------------

1.

7/12/1362
منطقه شط علي (حاشيه شرقي هورالهويزه)
گاز خردل
بمباران هوايي
-------------------------------------------------------
2
8/12/1362
هورالهويزه
گاز خردل
بمباران هوايي
-------------------------------------------------------
3.
8/12/1362
منطقه هورالهويزه
گاز خردل
بمباران هوايي
-------------------------------------------------------
4
10/12/1362
منطقه طلائيه-
توپخانه
-------------------------------------------------------
5
10/12/1362
منطقه طلائيه-
توپخانه
-------------------------------------------------------
6
14/12/1362
جنوب مهران
گاز خردل
توپخانه
-------------------------------------------------------
7
16/12/1362
جزاير مجنون-
بمباران هوايي
-------------------------------------------------------
8
19/12/1362
جزاير مجنون
گاز خردل
------------------------------------------------------- -
9

20/12/1362
جزاير مجنون
گاز خردل
------------------------------------------------------- -
10
23/12/1362
حاشيه جزاير مجنون-
توپخانه
-------------------------------------------------------
11
23/12/1362
منطقه البيضه
--------------------------------------------------------
12
23/12/1362
حاشيه جزاير مجنون
-------------------------------------------------------
13
24/12/1362
منطقه حسينيه
توپخانه
------------------------------------------------------
14
27/12/1362
منطقه جفير-
بمباران هوايي
-------------------------------------------------------
15
27/12/1362
منطقه البيضه
فسفري
بمباران هوايي
-------------------------------------------------------
16
27/12/1362
منطقه كوثر (غرب جفير)
فسفري
بمباران هوايي
-------------------------------------------------------
17
30/12/1362
منطقه هورالهويزه
گاز اعصاب
بمباران هوايي
-------------------------------------------------------
18
22/12/1363
جنوب غربي جزيره شمالي مجنون
گاز اعصاب و خون
بمباران هوايي
-------------------------------------------------------
19
22/12/1362
غرب جزيره شمالي مجنون
گاز اعصاب
بمباران هوايي
-------------------------------------------------------
20
22/12/1363
شرق جزيره شمالي مجنون
گاز اعصاب
بمباران هوايي
-------------------------------------------------------
21
22/12/1363
غرب جزيره شمالي مجنون
گاز اعصاب و خون
بمباران هوايي
-------------------------------------------------------
22
23/12/1363
غرب جفير-
بمباران هوايي
-------------------------------------------------------
23
23/12/1363
جنوب شرقي جزيره
گاز اعصاب و خردل
بمباران هوايي
-------------------------------------------------------
24
23/12/1363
شمال جفير
بمباران هوايي
-------------------------------------------------------
25
23/12/1363
جنوب غربي جزيره
گاز اعصاب
بمباران هوايي
-------------------------------------------------------
26
23/12/1363
جنوب هويزه
گاز اعصاب
بمباران هوايي
-------------------------------------------------------
27
24/12/1363
جنوب غربي جزيره شمالي
گاز اعصاب
بمباران هوايي
-------------------------------------------------------
28
24/12/1363
غرب جزيره شمالي
گاز اعصاب
بمباران هوايي
-------------------------------------------------------
29
24/12/1363
حد فاصل جاده كيان دشت و شط علي
گاز خردل
بمباران هوايي
-------------------------------------------------------
30
24/12/1363
اسكله شهيد همت (حاشيه هورالهويزه)
گاز اعصاب
بمباران هوايي
-------------------------------------------------------
31
24/12/1363
اسكله شمالي شط علي
گاز خردل
بمباران هوايي
-------------------------------------------------------
32
24/12/1363
غرب جفير
گاز خردل-اعصاب
بمباران هوايي، توپخانه
-------------------------------------------------------
33
24/12/1363
جنوب غربي هويزه
گاز خردل
بمباران هوايي
-------------------------------------------------------
34
24/12/1363
منطقه جفير
خون
بمباران هوايي
-------------------------------------------------------
35
24/12/1363
منطقه جفير
گاز اعصاب
بمباران هوايي
-------------------------------------------------------
36
24/12/1363
منطقه عمومي هويزه
گاز اعصاب
بمباران هوايي
-------------------------------------------------------
37
25/12/1363
جزيره مجنون شمالي
گاز اعصاب
بمباران هوايي
-------------------------------------------------------
38
25/12/1363
جزيره مجنون شمالي
گاز خردل- خون
بمباران هوايي
-------------------------------------------------------
39
25/12/1363
پل خيبر
گاز خفه كننده
بمباران هوايي
-------------------------------------------------------
40
25/12/1363
جفير
گاز اعصاب
بمباران هوايي
-------------------------------------------------------
41
25/12/1363
جزيره مجنون
گاز خردل
بمباران هوايي
-------------------------------------------------------
42
25/12/1363
پل خيبر
گاز خردل
بمباران هوايي
-------------------------------------------------------
43
25/12/1363
منطقه جفير
گاز خردل
توپخانه
-------------------------------------------------------
44
26/12/1363
جزيره مجنون جنوبي
گاز اعصاب- خردل
توپخانه
------------------------------------------------------
45
27/12/1363
ضلع جنوب غربي جزيره مجنون
گاز خردل
بمباران هوايي
-------------------------------------------------------
46
27/12/1363
جزيره مجنون جنوبي
گاز خردل
بمباران هوايي
-------------------------------------------------------
47
19/1/1364
منطقه هورالهويزه
گاز اعصاب- خردل
بمباران هوايي، توپخانه
-------------------------------------------------------
48
21/1/1364
سه راه پادگان حميد
گاز خردل
بمباران هوايي
-------------------------------------------------------
49
23/1/1364
منطقه جفير
گاز خردل
بمباران هوايي
-------------------------------------------------------
50
25/1/ 1364
منطقه چنانه
گاز خردل
توپخانه
-------------------------------------------------------
51
29/1/1364
منطقه عين خوش
گاز خردل
خمپاره
-------------------------------------------------------
52
29/2/1364
منطقه جفير
گاز خردل
بمباران هوايي
-------------------------------------------------------
منبع: مجنون (مروري بر عمليات بدر و خيبر)، نوشته: سيد مسعود جزايري، ناشر: نسيم حيات، تاريخ چاپ: اول / 1384، صفحه 103 الي 106

کد:
http://www.chemical-victims.com/
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی [وضعيت كاربر:آفلاین]
atena
پستتاریخ: سه‌شنبه 15 شهریور 1390 - 21:06    عنوان: پاسخ به «شهدا و قربانيان مظلوم حملات و بمبارانهاي شيميايي در ايران» پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

همكار در ساوه‌سرا
همكار در ساوه‌سرا

عضو شده در: 26 مهر 1389
پست: 1222

iran.gif


امتياز: 31795

خیلی از کشورها و شرکت های غربی محکوم به پرداخت جریمه شدند که البته هیچ گاه هیچ مبلغی پرداخت نشد و حتی دریغ از یک معذرت خواهی خشک و خالی.
و ما هنوز داریم شهید میدیم شهدایی که سالها با درد خاموش درون خود ساختند و آرام در کنج خلوت خانه های کوچکشان جان دادند و ما فقط شنیدیم یکی دیگر از جانبازان شیمیایی 8 سال دفاع مقدس به خیل یارانش پیوست.
ای کاش بیشتر میتوانستیم از وجودشان بهره ببریم .
هم جانبازی مظلومانه دارند و هم شهادت.
یکی از مصادیق اونها هم نماینده ی خدوم مردم ساوه یار همیشگی شان حسین اسلامی یا به قول آقای تقوی شهید حسین اسلامی است.
زیادند از این اسلامی ها فراموششان نکنیم.
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email [وضعيت كاربر:آفلاین]
Aliabadi
پستتاریخ: چهار‌شنبه 16 شهریور 1390 - 06:20    عنوان: خبرنگاران و نويسندگان ايراني ، زينب كبري (ع) زمان ما پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

مدیر انجمن
مدیر انجمن

عضو شده در: 30 بهمن 1388
پست: 2217

blank.gif


امتياز: 58880

ناجوانمردانه ترين جرايم جنگي حملات شيميايي عليه ايران

1.خبرنگاران و نويسندگان ايراني ، همانند زينب كبري (ع) زمان ما هستند و ميتوانند پيام مظلومانه شهدا و جانبازان شيميايي را به جهان برسانند

2.نوشتن كتابها و گزارش فجايع حملات شيميايي به زبانهاي زنده دنيا


مجله اشپيگل در سال17.11.1997 تحت مقاله اي كه عنوان ميكند، مي گويد كه سازمان ملل از ميزان توليدات تسليحات شيميايي با وجود ندادن اطلاعات كامل رژيم صدام اگاه بوده. به هر صورت اين مقاله ذره ايي از واقعيت ها را مطرح ميسازد و با اينكه چند سال قديمي است بهتر از هيچي است. سئوالي كه مطرح ميشود، پس چرا اقدامات لازمه را سازمان ملل با توجه به گروه كارشناسان و متخصصيني كه در اين زمينه دارد با وجود حداقل 260 كيلو گاز مرگ اور براي نابودي و نظارت كامل انجام نداده؟ سازمان مللي چه توضيحي براي مردم ما و خانواده و بازماندگان شهدا و آزادگان دارد؟ چرا مانع كشتاردسته جمعي شيميايي ايرانيان توسط رژيم صدام نشده؟ با اينكه حملات عراق مابين 1380 تا 1388 بيش از سه هزار مرتبه بوده؟ با اينكه بسياري از آزادگان در كشورهاي متعدد وشهداي شيميايي تا قبل از شهادتشان تحت نظارت و درمان بوده در كلينيك هاي كشورهاي متعدد و دركشورمان برجا هست حملات شيميايي ناجوانمردانه و غير قانوني بوده وبطور كامل ضد حقوق بشر اين فجايع رخ داده و جانبازان فعلي مدرك زنده هستند.

چرا اين بحث حياتي در محافل خبري جهان بشكل واقعي مطرح نشد؟چرا در باره عوارض و عواقب دراز مدت ان با جهانيان زياد سخني به ميان اورده نشد؟ با همه اين جرايم جنگي و نقص حقوق بشرتوسط صدام روزنامه نگاران بزرگ جهان اقدامي نكردند؟ با اينكه همه اين خبرنگاران بخوبي ميدانند با توجه به زنده بودن افراد كثير از ازادگان وجانبازان و قبر شهداي شيميايي وشاهدان ديگر خانواده و بازماندگان شهداي شيميايي چنين اسيب هايي ميتوانند در باره ان گزارش هاي زيادي تهيه كنند و ان را به جهان انعكاس دهند. با تشكيل پرونده و پبگيري حقوقي ميتوان اين واقعيت ها و فجايع را ثابت كرد و عاملان ان مي بايست خسارات سنگيني به بازماندگان اين شهدا و جانبازان داده شود. با اينكه اين خسارات فقط بخشي از فاجعه هم نميشود زيرا آسيب هايي كه وارد شده متاسفانه جبران ناپذير است.

خود اين كارشناسان خبري بخوبي ميدانند كه عوارض پزشكي اين فجايع فراي زمان است . اميدوارم كارشناسان و خبرنگاران و دانشمندان باوجداني درجهان نيز باشند كه اين سكوت را بشكنند و فرياد درد و مظلوميت اين شهدا و جانبازان را به كشورهايشان برسانند و واقعيت هارابه مردمشان بگويند.اين تخلفات جنگي و جنايات به هرحال در صفحه تاريخ تك تك ثبت ونگاشته خواهد شد. زيرا اين پرونده ها به اين زودي بسته نخواهد شد. حتي اگر ضد حقوق بشر هم عمل نمايند و ترتيب اثري در اين باره ندهند به طور حتم حيثت تاريخي برايشان نخواهد ماند . همانطور كه مي بينيم با گذشت سالهاي سال از حوادث ويتنام ولي هنوز هم در باره ان گزارش و خبر تهيه ميشود و اين حوادث عصر معاصر رخ داده و فراموش نمي شود.

خبرنگاران و نويسندگان عزيز ايراني ميتوانند در باره اين فجايع بنويسند و جهان را اگاه كنند. هستند نويسنده هاي معتهدي كه كتابها نوشته اند. به عقيده من اگر اين كتابها به زبانهاي زنده ترجمه شود بطور حتم تاثير فراواني بر روي افكار عمومي جهان خواهد داشت و انان با واقعيت هاي و مظلوميت ايرانيان بيشتر اشنا خواهند شد. همانگونه كه زينب كبراي (ع) اخبار ظلم و ستم هاي يزيد و معاويه و شمر را در باره امام حسين به سرزمين هاي گوناگون برد و و با مردم كشورهاي ديگر در باره ان سخن گفت و نگذاشت پيام امام حسين و فجايع كربلا از حافظه و يادها فراموش شود و مي بينيم با خدمت اين بانوي بزرگوار رينب كبراي (ع) اين امر مهم به انجام رسيد.
امروزه خبرنگاران و نويسندگان و رسانه هاي گروهي ما نقشي مانند زينب كبراي (ع) در باره شهدا و جانبازان حملات شيميايي بايد داشته باشند تا اين موضوع مظلومانه به فراموشي سپرده نشود. جنگ ويتنام هم بوسيله خبرنگاران و نويسندگان به جهان منعكس شد. اين كار به هر صورت شدني است و اين ديگر به تعهد وحساسيت نويسندگان و خبرنگاران ما دارد. بازماندگان اين شهدا و جانبازان زيادي هنوز زنده هستند و فرصت براي كار خبري بطور كامل وجود دارد. بيان و انعكاس نقض حقوق بشر و تمامي كنواسيون ها بايد باز ياداوري شود.


بخش هاي اصلي مقاله اشپيگل را بشكل آزاد ترجمه و همراه ترجمه مقالات ديگر به روح شهداي حملات شيميايي وآزادگان فداكار و رنج ديده مان تقديم ميكنم. باشد تا نداي مظلوميت اين عزيزان به گوش وجداني و فهمي و انساني در وراي كشورهاي ديگر برسد و از واقعيت هاي حملات شيميايي و مظلوميت ملت ما با خبر شوند و اين انحصار خبري جهاني درجهان در اين باره شكسته شود. زيرا هرروز جانبازي و آزاده اي ايراني مانند گل پرپر ميشود وبه سوي خدا عروج ميكند . كارخبري رساندن اخبار وپيام هاي مظلومانه انها حداقل وظيفه انساني و اسلامي ماست..... مول
ف


این مطلب آخرین بار توسط Aliabadi در چهار‌شنبه 10 اسفند 1390 - 04:46 ، و در مجموع 1 بار ویرایش شده است.
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی [وضعيت كاربر:آفلاین]
Aliabadi
پستتاریخ: چهار‌شنبه 16 شهریور 1390 - 10:36    عنوان: پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

مدیر انجمن
مدیر انجمن

عضو شده در: 30 بهمن 1388
پست: 2217

blank.gif


امتياز: 58880

3500 حمله شيميایی به ايران / اولين حمله 7 صبح 18 مرداد 62

رژيم بعث عراق در سالهاي جنگ تحميلي، ۳ هزار و ۵۰۰ بار به ايران حمله شيميايي كرد كه ۳۰ مورد آن در مناطق مسكوني بوده است.

وبلاگ جانبازان شیمیایی ایران- رژيم بعث صدام در سالهاي دفاع مقدس هرگاه در نبرد با رزمندگان ايراني شكست مي‌خورد براي جبران ناكامي و شكست‌هاي خود،به استفاده از سلاح‌هاي شيميايي متوسل مي‌شد.

عراق در اين حمله‌ها ، صدها تن گاز خردل، سارين و ديگر گازهاي كشنده را عليه رزمندگان ايراني مورد استفاده قرار داد.

رژیم عراق از ابتدای جنگ به طور محدود از گلوله های شیمیایی استفاده می کرد. در جریان عملیات «والفجر – 2» عراق به طور وسیع با استفاده از هواپیما مبادرت به بمباران شیمیایی غرب جاده پیرانشهر – رواندوز کرد.

این حمله که در ساعت 7 صبح روز سه شنبه 18 مرداد ماه سال 62 به وقوع پیوست، منجر به مصدوم شدن جمعی از رزمندگان شد.

عراق از تاریخ 19/5/1362 تا 4/9/1362 دوازده بار با استفاده از توپ، خمپاره و هواپیما اقدام به کاربرد گازهای شیمیایی، عمدتاً در غرب کشور از جمله مناطق نظامی و غیر نظامی پیرانشهر، بازی دراز، مریوان، بانه، پنجوین و پاوه کرد.

موارد دیگر ثبت شده از کاربرد سلاح شیمیایی توسط دشمن به شرح زیر است:

- ساعت 5 بامداد 3 آبان ماه 62، هواپیماهای دشمن روستای باینجان از توابع بانه را بمباران شیمیایی کردند که منجر به شهادت و مصدوم شدن جمعی از اهالی روستا شد. در این حمله از بمب های شیمیایی حاوی ترکیبی از آرسنیک و نیتروژن موستارد، موسوم به بمب های تاول زا استفاده شد.

- ساعت 17 روز 16 آبان ماه سال 62، 4 فروند هواپیمای دشمن منطقه ای بین رودخانه شیلر و ارتفاعات لری را هدف حملات شیمیایی قرار دادند که منجر به تحریکات چشمی شدید در مجروحین شد.

- 19/1/1364؛ چهار نقطه از منطقه عملیاتی« بدر» در هورالهویزه در داخل خاک ایران هدف بمب های و گلوله های شیمیایی عراق قرار گرفت که این بمب ها حاوی گاز خردل و اعصاب بودند.

- ساعت 17 روز 20/1/1364 مجدداً منطقه عملیاتی «بدر» در هورالهویزه از سوی عراق گلوله باران شیمیایی شد.

- 26/10/1365؛ یک فروند هواپیمای عراقی که منطقه عملیاتی «کربلا – 6» را بمباران شیمیایی کرد، سرنگون شد.

- 23/10/1365؛ هواپیماهای عراقی مواضع رزمندگان اسلام در منطقه عملیاتی«کربلا – 5» را بمباران شیمیایی کردند که منجر به مصدوم شدن عده ای شد.

وزش باد موجب شد مقادیری گازی سمی به سوی مواضع مقدم نیروهای عراقی منتقل و در نتیجه جمعی از آنان نیز مصدوم شدند.

- 24/10/1365؛ سرهنگ دوم ولید الوان حمادی رییس ستاد تیپ 59 عراق که در منطقه عملیاتی «کربلا – 5» به اسارت درآمد، اعتراف کرد که رژیم عراق به کرات از بمب ها و گلوله های شیمیایی علیه نیروهای ایران بهره برده است.

- 25/10/1365؛ در جریان دفع پاتک دشمن در منطقه عملیاتی «کربلا – 6» عراق مواضع نیروهای ایران را بمباران شیمیایی کرد.

- در پی بکارگیری مجدد سلاح شیمیایی توسط عراق در دسامبر 86، دبیرکل سازمان ملل متحد روز 16/10/1365 نگرانی خود را از نقض قوانین بین المللی اعلام کرد.

- 15/10/1365؛ یک انبار مهمات شیمیایی دشمن در ساحل غربی اروند رود، حدفاصل جزیره ام الرصاص و مینو، هدف آتش توپخانه نیروهای اسلام قرا گرفت ومنفجر شد که بر اثر آن صدها نظامی عراقی کشته و زخمی شدند.

- 7/12/1365؛ عراق اقدام به کاربرد سلاح شیمیایی در شمال جاده شلمچه – بصره کرد که با آمادگی کامل پدافند شیمیایی ایران، آثار آن خنثی شد.

- 7/4/1366؛ رژیم عراق چهار نقطه شهر کردنشین سردشت را هدف حملات شیمیایی قرار داد که منجر به شهادت 60 تن از مردم این شهر شد.

- 16/7/1366؛ یک منطقه عملیاتی در شمال سومار توسط هواپیماهای عراقی بمباران شیمیایی شد که شهادت جمعی از رزمندگان را در پی داشت.

- 21/10/1366؛ عراق مبادرت به پرتاب گلوله شیمیایی در یک منطقه عملیاتی مقابل سردشت کرد.

- 27/12/1366؛ رژیم عراق هم زمان با پیشروی نیروهای ایران به سوی حلبچه، چندین بار اقدام به بمباران شیمیایی این شهر کرد و دست به کشتار مردم این شهر زد.

- 30/12/1367؛ هلال احمر جمهوری اسلامی تعداد شهدای بمباران شیمیایی رژیم عراق در شهرهای آزاد شده در عملیات «والفجر – 10» را بیش از 5 هزار نفر اعلام کرد. رژیم عراق در این حملات از گازهای سیانور، خردل و اعصاب استفاده کرد.

- 10/1/1367؛ هواپیماهای عراقی روستای کلال در حومه پاوه را هدف بمباران شیمیایی قرار دادند.

- 21/1/1367؛ هواپیماهای عراقی یک روستا در منطقه مریوان و هم چنین شهر مریوان را بمباران و گلوله باران شیمیایی کردند.

- 27/1/1367؛ رژیم عراق در حمله به مواضع نیروهای اسلام در فاو مبادرت به استفاده وسیع ازسلاح شیمیایی کرد.

- 28/2/1367؛ چند روستا از جمله مرزن آباد و بیتوش از توابع سردشت توسط هواپیماهای عراق بمباران شد.

- 24/3/1367؛ یک منطقه مسکونی در یک روستای بانه توسط هواپیماهای عراق بمباران شیمیایی شد.

- 4/4/1367؛ نیروهای عراقی با استفاده گسترده از سلاح شیمیایی به رزمندگان اسلام در جزایر مجنون حمله کردند.

- 3/5/1367؛ نیروهای عراق با بهره گیری گسترده از سلاح های شیمیایی به مناطق گیلان غرب و سرپل ذهاب پیشروی کرده و مناطقی را به اشغال خود در آوردند.

- 11/5/1367؛ هشت نقطه در منطقه غرب اشنویه هدف بمباران شیمیایی عراق قرار گرفت که در اثر این جنایت، بیش از 2 هزار و 400 تن از مردم غیرنظامی منطقه مصدوم شدند.

- جمهوری اسلامی ایران در پی استفاده وسیع رژیم عراق از سلاح های شیمیایی و سکوت مجامع جهانی تصمیم گرفت برای افشا نمودن این جنایت ضد بشری و روشن شدن اذهان مردم جهان، مجروحین را برای ادامه مداوا، به کشورهای مختلف اعزام کند.

بر اساس آمار موجود، در سال 62 حدود 58 نفر، در سال 63 تعداد 3 نفر، در سال 65 تعداد 6 نفر، در سال 66 تعداد 24 نفر و در سال 1367 تعداد 53 نفر از مجروحین شیمیایی که شدت جراحت آنان بیشتر بود، به کشورهای انگلیس، فرانسه، آلمان، اتریش، هلند، سوئد، سوییس، بلژیک، ژاپن، اسپانیا و امریکا اعزام و تحت مراقبت های ویژه قرار گرفتند.

شدت جراحت بعضی از این قربانیان حملات شیمیایی دشمن به حدی بود که معالجات در مورد آنان مؤثر واقع نشد و به شهادت رسیدند.

به طور کلی آمار موجود از کاربرد سلاح های شیمیایی توسط رژیم عراق علیه نیروهای ایران حکایت از این دارد که از 22 سپتامبر 1980 تا 30 مارس 1984 رژیم عراق 83 بار سلاح شیمیایی به کاربرد که بر اثر آن 116 تن شهید و 4450 تن مجروح شدند.

از 30 مارس 1984 تا 25 آوریل 1985 عراق 29 بار از گازهای شیمیایی علیه نیروهای ایران استفاده کرد که بر اثر آن 42 شهید و 2966 تن مجروح شدند.

از 25 آوریل 1985 تا 21 مارس 1986 این رژیم مجموعاً 69 بار سلاح شیمیایی به کاربرد که در نتیجه 104 تن شهید و 15000 تن مجروح شدند.

همچنین از 21 مارس 86 تا 8 آوریل 87 دفعات استفاده عراق از سلاح شیمیایی و تعداد شهدا مشخص نیست، ولی تعداد مجروحین 3893 نفر برآورد شده است.

و در مجموع از 22 سپتامبر 1980 تا 8 آوریل 87 عراق حداقل 196 بار از سلاح شیمیایی استفاده کرد که 262 شهید و 27309 مجروح به جای گذاشته است

در این بخش از گزارش به بررسی بازتاب و انعکاس کاربرد سلاح شیمیایی توسط عراق، از دیدگاه مجامع پزشکی، رسانه های گروهی، مجامع بین المللی و شخصیت های سیاسی جهان می پردازیم:

- 20/12/1362؛ پروفسور هندریکس، رییس مؤسسه سم شناسی گهنت بلژیک، گفت که نتیجه تحقیقات نشان می دهد که مجروحین ایرانی بستری در اتریش بر اثر ماده شیمیایی گاز ازت معروف به «صلیب زرد» و ماده ای به نام میتوتوکسین یا «باران زرد» مسموم شده اند.


- 25/12/1362؛ عصمت کتانی، معاون وزیر خارجه عراق، در واشنگتن تلویحاً به استفاده عراق از بمب های شیمیایی علیه نیروهای ایران اعتراف کرد.

- 29/10/1363؛ دبیرکل سازمان ملل در جلسه شورای امنیت گفت که نتوانسته است از عراق در مورد عدم استفاده از سلاح های شیمیایی در جنگ با ایران تعهد بگیرد.

- 15/12/1362؛ حدود 65 تن از نمایندگان سازمان های خبری داخلی و خارجی از یک صد تن از مجروحین بمباران شیمیایی عراق در عملیات «خیبر» که در تهران بستری هستند، بازدید کردند.

- 12/1/1364؛ دبیرکل سازمان ملل با انتشار بیانیه ای، استفاده عراق از سلاح های شیمیایی را تأیید و قویاً آن را محکوم کرد.

- 14/10/1365؛ وزیر امور خارجه ایران در پیامی به دبیر کل سازمان ملل با اشاره به کاربرد سلاح شیمیایی توسط عراق، اعلام کرد که ایران در صورت عدم اتخاذ تصمیم فوری باز دارنده علیه اعمال عراق، خود را ملزم می داند در جهت دفاع مشروع، به هر وسیله بازدارنده متوسل شود.

- 16/11/1365؛ روزنامه «دیلی تلگراف» به نقل از خبرنگار اعزامی خود به تهران نوشت که یک خلبان اسیر عراق اعتراف کرد قبل از این که هواپیمایش سقوط کند، مواضع ایرانی ها را مورد حمله شیمیایی قرار داده بود.

- 10/11/1365؛ نماینده ایران در سازمان ملل در نامه ای به دبیرکل ضمن اعلام این که عراق در روزهای 26، 28، 30 دی ماه 65 از سلاح شیمیایی استفاده کرده است، خواستار اعزام هیأتی به ایران برای بررسی این مسئله شد.

- 18/11/1365؛ با شهادت یک تن دیگر از مجروحین شیمیایی در آلمان، جمع مجروحین شیمیایی که در بیمارستان های آلمان به شهادت رسیدند، به 11 نفر رسید.

- 25/12/1365؛ ستوان کاظم دوغیر، افسر متخصص سلاح های شیمیایی عراق، که در منطقه «کربلا – 5» به اسارت درآمد، گفت که عراق علاوه بر هواپیما، از توپ های 55 و 175 میلیمتری برای شلیک گلوله های شیمیایی استفاده می کند.

- 29/1/1366؛ دکتر ولایتی در پیامی به مدیر اجرایی برنامه محیط زیست سازمان ملل، خواستار اعزام هیأتی جهت رسیدگی به جنایات عراق در به کارگیری سلاح های شیمیایی شد.

- 17/4/1366؛ کمیسیون بین المللی حقوق بشر در پاریس رژیم عراق را به دلیل استفاده از سلاح های شیمیایی محکوم کرد.

- 9/4/1366؛ سازمان بهداشت جهانی حملات شیمیایی عراق به مناطق مسکونی شهر «سردشت» را تقبیح کرد.

- 8/4/1366؛ در پی به کارگیری مجدد سلاح های شیمیایی توسط عراق و بمباران شیمیایی شهر سردشت وزارت امور خارجه ایران طی یادداشتی به دبیرکل سازمان ملل از امضا کنندگان پروتکل 1925 ژنو خواست تا برای جلوگیری از این اعمال، تلاش کنند.

- 23/4/1366؛ دیوید ملور، معاون وزیر خارجه انگلیس، گفت که کاربرد سلاح های شیمیایی توسط عراق در جنگ، فوریت دست یافتن به توافقی در زمینه منع کامل استفاده از این گونه سلاح ها را طلب می کند.

- 2/5/66؛ هانس دیتریش گنشر، وزیر خارجه آلمان، گفت که عراق آغاز کننده جنگ و به کار گیرنده بمب های شیمیایی در جنگ با ایران بوده است.

- 12/5/1366؛ سازمان ملل بنا به درخواست ایران یک سری اسناد شامل 30 صفحه عکس مربوط به زنان و کودکان مجروح شیمیایی سردشت را منتشر کرد.

- 20/7/1366؛ 2 تن از نمایندگان صلیب سرخ جهانی و 31 خبرنگار خارجی از آثار بمباران شیمیایی عراق در سومار و اجساد شهدا بازدید کردند.

- 10/9/1366؛ دادستان آلمان علیه 12 شرکت آلمانی متهم به ارسال تأسیسات شیمیایی به عراق، اعلام جرم کرد.

-6/12/1366؛ سازمان ملل عراق را متهم کرد که علیه ایران از سلاح های شیمیایی استفاده کرده و دست کم به یک هزار تن از این طریق جان سپرده اند.

- 10/1/1367؛ رادیو استرالیا ضمن تأکید بر استفاده عراق از سلاح شیمیایی علیه مردمحلبچه گفت که نخستین بار نیست که عراق هنگامی که در تنگنا قرار می گیرد، از سلاح شیمیایی استفاده می کند.

- 10/1/1367، روزنامه ایتالیایی «آل ژورنو» حمله عراق به حلبچه را اولین مورد قتل عام اهالی غیرنظامی یک شهر توسط سلاح شیمیایی دانست.

- 10/1/1367؛ وزرای خارجه نیوزلند و استرالیا و دبیر کل سازمان ملل و نخست وزیر انگلیس و وزیر خارجه کانادا بمباران شیمیایی شهر حلبچه را محکوم کردند.

- 10/1/1367؛ دکتر موریس و دکتر ژرژ از سازمان «پزشکان بدون مرز» بلژیک پس از بازدید از شهر حلبچه و معاینه مجروحان شیمیایی، در بروکسل به کارگیری گاز خردل و احتمالاً سیانوژن توسط عراق را تأیید کردند.

- 11/1/1367؛ حدود 48 نماینده پارلمان انگلیس، گروهی از نمایندگان مجلس ژاپن، گروه حقوق بشر پارلمان انگلیس، صلیب سرخ جهانی و نخست وزیر لهستان خواستار محکومیت صدام به خاطر بمباران شیمیایی حلبچه شدند.

- 15/1/1367؛ وحید منجی اوغلو، قائم مقام کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان، پس از بازدید از مهاجرین کرد عراق در دو استان کشورمان گفت که خود شاهد بمباران شیمیایی محل اقامت مهاجرین کرد بوده که در تاریخ پناهندگی کمیساریای عالی بی نظیر بوده است.

- 25/1/1367؛ ژاک دو میلیانو مدیر گروه پزشکی هلند پس از بازدید از حلبچه و معاینه مجروحین گفت که عراق در حلبچه از گازهای شیمیایی اعصاب استفاده کرده است.

-11 /3/1367؛ دکتر ولایتی در اجلاس ویژه خلع سلاح سازمان ملل گفت که موضع اخیر شورای امنیت در قبال بمباران های شیمیایی عراق در سردشت و حلبچه موجب خواهد شد که جنگ افزارهای شیمیایی به عنوان سلاح هایی برای انهدام سریع بشر به زودی به کلیه نقاط جهان سرایت کند.

- 3/4/1367؛ اعضای مجلس سنای امریکا با صدور قطعنامه ای ضمن محکوم کردن عراق به خاطر استفاده از سلاح های شیمیایی در جنگ با ایران، از ریگان خواستند با ادامه فشارهای سیاسی، مانع استفاده بیشتر عراق از این سلاح شود.

- 10/4/1367؛ طارق عزیز، وزیر خارجه عراق، در آلمان اعلام کرد که عراق در جنگ علیه ایران از سلاح شیمیایی استفاده کرده است.

- 11/4/1367؛محمد مشاط، سفیر عراق در انگلیس، در مصاحبه با رادیو لندن گفت که از زمانی که ایران حملات خود را به خاک عراق آغاز کرد، عراق از سلاح های شیمیایی استفاده کرده است.

- 10/5/1367؛ کارشناسان اعزامی سازمان ملل که از عراق و ایران دیدن کردند، به این نتیجه رسیدند که نیروهای عراقی در جنگ با ایران مکرراً از سلاح شیمیایی استفاده کرده اند.

- 25/6/65؛ یک شرکت هلندی تولید کننده فرآورده های شیمیایی به خاطر صدور غیرقانونی محصولات خود به عراق، در دادگاه شهر ارهم به پرداخت 100 هزار فلورن محکوم شد.
سید هادی کسایی زاده | 11:12 - 89/06/18

منبع گزارش
کد:
http://chemical-victims.blogfa.com/post-362.aspx


این مطلب آخرین بار توسط Aliabadi در چهار‌شنبه 10 اسفند 1390 - 04:47 ، و در مجموع 1 بار ویرایش شده است.
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی [وضعيت كاربر:آفلاین]
Aliabadi
پستتاریخ: چهار‌شنبه 16 شهریور 1390 - 11:49    عنوان: پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

مدیر انجمن
مدیر انجمن

عضو شده در: 30 بهمن 1388
پست: 2217

blank.gif


امتياز: 58880

بخش هايي از مقاله اشپيگل در باره رويدادهاي توليد گاز مرگ اور در عراق و نقش كارخانجات شيميايي كشورهاي غربي

13.08.1990
Rüstung
Schlimmer als die Pest
Das Giftgas, mit dem der irakische Diktator Saddam droht, wird vor allem mit deutscher Hilfe produziert.

Beim Bundesnachrichtendienst in München-Pullach, der bundesdeutschen Spionagezentrale, herrschte helle Aufregung. Einer der Agenten, der Irak-Spezialist Al Kadhi, war in die Hände von Saddam Husseins Geheimdienst gefallen und zum Tode verurteilt worden. In einem Gefängnis von Bagdad wartete der Spion auf seine Hinrichtung.

Ein Wettlauf mit der Zeit begann, prominente Fürsprecher setzten sich für den Delinquenten ein. Bundespräsident Richard von Weizsäcker schickte ein Gnadengesuch an den irakischen Staatschef. Außenminister Hans-Dietrich Genscher nutzte politische Gespräche mit dem Diktator Saddam Hussein, um für den Deutsch-Iraker um Gnade zu bitten.

Noch während der Genscher-Visite im November 1987 wurde das Todesurteil in Lebenslänglich umgewandelt. Wenig später kam Al Kadhi frei. Bei seiner Ankunft in der Bundesrepublik warteten auf ihn nicht nur seine deutsche Ehefrau. Auch die Zollfahndung interessierte sich für den Heimkehrer und schrieb ihn zur Aufenthaltsermittlung aus.

Dem BND-Mann droht nun auch hier ein Prozeß. Die Darmstädter Staatsanwaltschaft ermittelt gegen Al Kadhi, 51, wegen Verdachts eines Verstoßes gegen das Außenwirtschaftsgesetz (Aktenzeichen 21 Js 35285 6/87). Er soll gemeinsam mit ehemaligen Preussag-Managern wesentlich an der Giftgas-Produktion im Irak beteiligt sein.

Über die Hamburger Firma Water Engineering Trading GmbH (W.E.T) soll Mitinhaber Al Kadhi den Irak mit Anlagen beliefert haben, in denen die chemischen Grundstoffe zur Herstellung der Nervengase Tabun und Sarin erzeugt werden. Die Fabrik (Bezeichnung: "Projekt 33/85") wurde in Einzelteilen über die Türkei ins militärisch streng abgeschirmte Falludscha gebracht.

Diktator Saddam ließ von W.E.T. auch tonnenweise Chemikalien wie Methylenchlorid und Natriumfluorid herbeischaffen. Sie sind zur Produktion von Tabun unverzichtbar.
Fest steht aber, daß Al Kadhi, der früher die Preussag in Bagdad vertrat, ein überaus erfolgreicher Geschäftsmann war.

Weil Al Kadhi bis zu seiner Enttarnung über gute Kontakte zur irakischen Regierung verfügte, rückte er bei W.E. T. vom Berater zum Geschäftsführer und Gesellschafter auf. Finanziell war es ein lohnendes Engagement. Allein für die Vermittlung und Lieferung der Anlage 33/85, die einen geplanten Tagesausstoß von 17,6 Tonnen der Giftgas-Rohstoffe hat, soll er 1,2 Millionen Mark Provision kassiert haben.

Als Saddam vergangene Woche Flugzeuge und Bodentruppen mit chemischen Waffen ausrüsten ließ, waren für den US-Geheimdienst CIA die Produktionsplätze kein Geheimnis. In Salman Pak am Ufer des Tigris liegt das Forschungszentrum für die Giftgas-Herstellung, in Falludscha werden die Vormaterialien und in Samarra die Giftwaffen hergestellt.

An jedem dieser drei Orte, das steht fest, haben deutsche Firmen entscheidende Aufbau- und Entwicklungsarbeiten für den Tod aus dem Labor geleistet. Wie keine andere Nation hat Deutschland Saddam geholfen, das größte und umfassendste chemische Waffenarsenal der Dritten Welt aufzubauen. Experten schätzen die Produktionskapazität auf mehrere hundert Tonnen Giftstoffe im Jahr.

Versündigt haben sich viele im Irak. In der Exportbilanz des Stockholmer Friedensforschungsinstituts Sipri stehen die Deutschen beim Verkauf mörderischer Hardware an Bagdad zwar nur an zwanzigster Stelle. Hoflieferanten bei diesem Geschäft sind vor allem die Sowjetunion, Frankreich und China, die den Irak mit Panzern, Kampfflugzeugen und Geschützen aufrüsteten.

Die Deutschen sind hochgeschätzt als Dozenten im Militärforschungszentrum Saad 16, wo in den letzten Jahren zeitweise 38 deutsche Firmen ausbildeten, sie sind als Ingenieure und Techniker bei der Waffenproduktion in Tadschi und anderswo unverzichtbar geworden.

Die CIA informierte jüngst das Bundeskriminalamt über einen alarmierenden Verdacht. Ein Ägypter mit Wohnsitz in Minneapolis im US-Bundesstaat Minnesota sei in der Bundesrepublik unterwegs, um Giftlieferungen zur bakteriologischen Kriegführung einzukaufen.
Saddam ist ganz versessen darauf, dieses noch fehlende Teil seinerVernichtungsmaschine zu beschaffen.

Nach Informationen des Pullacher Nachrichtendienstes ist der Irak vor allem in Salman Pak, 35 Kilometer südostwärts von Bagdad, mit der Forschung und Entwicklung von B-Waffen beschäftigt. Solche Waffen sind nach Feststellungen der Sipri-Friedensforscher "hundertmal tödlicher" als die gegenwärtigen C-Kampfstoffe.

Bagdad ist hauptsächlich an Pilzgiften (Mykotoxinen) interessiert. Vor allem die zu den Trichothecenen zählenden Wirkstoffe HT-2 und T-2 sind bei B-Waffen-Forschern begehrt. Militärs halten die Stoffe für wesentlich schlimmer als die früher in B-Waffenlabors produzierten Erreger von Pest, Cholera, Milzbrand oder Typhus.

Es waren wieder einmal die Deutschen, die bereits Pilzgifte an den Irak geliefert haben. Vor drei Jahren vermittelte Josef Kühn aus dem niedersächsischen Neustadt am Rübenberge Bagdad 100 Milligramm des Mykotoxins TH-2 und über 100 Milligramm des Mykotoxins T-2. Die Gifte aus der Bundesrepublik, so ermittelte der BND, hätten bei _(* Im kurdisch-irakischen Dorf ) _(Halabdscha. ) Tierversuchen tödlich gewirkt, selbst bei starker Verdünnung könnten sie beim Menschen noch Krebs auslösen. Der Händler jedoch stellte sich dumm: Er wisse nicht, so Kühn, wofür die Iraker das Gift gebraucht hätten.

Ganz offensichtlich haben Einkäufer wie der Ägypter aus den USA auf ihren Touren Bakterienstämme, Nährlösungen und Fermentationsanlagen zusammengekauft. Doch selbst die CIA, über die mesopotamische Waffenforschung ansonsten bestens informiert, ist auf Spekulationen angewiesen, wie weit der Irak mit seiner B-Waffen-Entwicklung wirklich ist.

Mitten im Golf-Krieg wurden dann Saddams Offiziere von deutschen Militärberatern an Flugabwehr-Raketen unterwiesen.

Als überaus resistent gegen moralische Anwandlungen erwiesen sich deutsche Lieferanten vor allem im Giftgasfall. Über Jahre hinweg wurde der Irak aus der Bundesrepublik von der Hamburger W.E.T. und der Pilot Plant, einer Schwestergesellschaft der Karl Kolb KG aus dem hessischen Dreieich, mit Giftgas-Anlagen beliefert.

Offiziell als Pestizid-Fabriken gegen Dattel-Schädlinge deklariert, handelt es sich offenkundig um Anlagen, die nach einem internen Bericht der Staatsanwaltschaft Darmstadt "für die Synthese chemischer Kampfstoffe" geeignet sind. Strittig ist nur, ob sie auch zu diesem Zweck "besonders konstruiert" wurden.

Trotz internationaler Proteste Mitte der achtziger Jahre lieferten die Kampfstoff-Exporteure immer weiter. Doch sie waren sich offenbar etwas zu sicher. Rund zwölf Tonnen Material hat eine Sonderkommission Irak des Zollkriminalinstituts in Köln bei W.E.T., Kolb und Co. beschlagnahmt.

W.E.T.-Händler Al Kadhi und seine Mitgesellschafter werden wohl mit einer Anklage rechnen müssen. Nach den Ermittlungen fehlten die notwendigen Genehmigungen für die Anlagen in Falludscha, in denen vor allem Phosphortrichlorid und Phosphoroxitrichlorid hergestellt werden. Die beiden Chemikalien sind Ausgangsstoffe für Nervengase. Die Ermittlungen hatten bei W.E.T. schon erste Folgen: Anfang des Jahres wurde für die Firma Vergleich angemeldet.

Hoffnungen kann sich dagegen Kolb machen. Die Ermittlungen schleppen sich hin, immer wieder springen Gutachter ab. Nicht einmal auf Mithilfe von Bundesbehörden können sich die Fahnder verlassen.

Bei der Aufkärung des Falls, klagten die hessischen Strafverfolger dem Frankfurter Generalstaatsanwalt, habe es "gewisse Probleme in der Zusammenarbeit mit der Bundeswehr" gegeben. So habe Mitte 1988 das Bundesamt für Wehrtechnik und Beschaffung eine gutachterliche Stellungnahme zum Kolb-Fall zugesagt. Im April vergangenen Jahres teilte dann das Bundesamt mit, eine Beantwortung der wesentlichen Fragen sei durch die Behörde nicht möglich. Vorher hatte sich auch schon ein Gutachter der Bayer AG verabschiedet. Die Staatsanwaltschaft mußte andere Chemieunternehmen um Unterstützung bitten.

Kaum Schwierigkeiten dürften dagegen die Ermittler im neuesten Fall Ferrostaal haben. Die Essener MAN-Tochterfirma hat als Generalunternehmer eine Kanonenfabrik nach Tadschi in die Nähe von Bagdad geliefert (SPIEGEL 28/1990). Die Belege dafür sind eindeutig.

Fahnder durchsuchten vergangene Woche die Verwaltung des Ferrostaal-Partners Buderus in Wetzlar und nahmen reichlich Material mit. Die Feldmühle-Tochter steht im Verdacht, für die Kanonenfabrik wichtiges Know-how geliefert zu haben.

Fündig wurden die Fahnder auch in den Büros der mittelständischen Export-Union GmbH in Düsseldorf. Dort stießen sie auf die Unterlagen eines brisanten Irak-Geschäftes.

Eine Firma namens Teco aus Bagdad hatte bei Firmeninhaber Wolfgang Böhm 40 Tonnen Bleche und 14 Tonnen Stahlringe für die irakische Ölindustrie bestellt. Beim Preis wurden die Fahnder stutzig. Während diese Menge normalerweise rund einhunderttausend Mark gekostet hätte, wollen die Iraker dafür die stolze Summe von 3,8 Millionen Mark zahlen.

Auffällig auch, daß der Irak im Vertrag auf einer gesonderten Materialprüfung durch den saarländischen TÜV bestand. Mitte Juni reisten eigens drei Teco-Mitarbeiter nach Saarbrücken, um den Test zu überwachen und sich in der Bearbeitung des von der Saarstahl in Völklingen hergestellten Materials schulen zu lassen.

Bei der Speziallegierung handelt es sich, wie die Fahnder herausfanden, um sogenannten martensitaushärtenden Stahl. Wegen seiner besonderen Härte und Zugfestigkeit wird das Metall laut offizieller Exportliste "zur Herstellung von Komponenten einer Gaszentrifugenanlage zur Urananreicherung" verwendet.

Bereits im vergangenen Jahr war die kleine münsterländische Firma H + H Metalform mit Lieferungen für die militärische Nukleartechnik nach Bagdad aufgefallen. Die beiden Firmeninhaber Peter Hütten und Dietrich Hinze hatten Maschinen geliefert, mit denen der Irak Gaszentrifugen herstellen kann. In solchen Anlagen ist die 90prozentige Anreicherung von Uran 235 möglich, der Stoff, aus dem die Atombombe gemacht wird.

Für die Export-Union dürfte es ein heikler Fall werden. Eine offizielle Genehmigung, die für die Ausfuhr dieses Spezialmaterials nötig ist, liegt nicht vor.

Aber auch Verantwortliche von Saarstahl und TÜV dürften Schwierigkeiten haben, plausible Erklärungen zu finden. Unklar ist beispielsweise, warum bei den sichergestellten Unterlagen Blankopapiere mit dem Namenszug eines TÜV-Mitarbeiters waren. Es besteht der Verdacht, daß damit die Exportbehörden getäuscht werden sollten.

Bei ihren Recherchen in Sachen Ferrostaal stießen die Fahnder abermals auf die Firma H + H. Sie soll bei der Firma Schmidt, Kranz & Co. aus dem Werk Zorge im Harz eine Autofrettageanlage bezogen und dann an den Irak geliefert haben. Mit einer ähnlichen computergesteuerten Anlage zur Materialprüfung und zur Härtung von Kanonenrohren sowie Geschoßhülsen hat H + H auch die Bundeswehr beliefert.

H + H fühlt sich in diesem Fall ganz im Recht. Für ihre Bestellung in Zorge und den Export in den Irak kann die Firma eine offizielle Genehmigung aus Eschborn vorweisen. Danach dient die Anlage, ganz harmlos, der Druckprüfung von Flaschen und Behältern.
Drensteinfurt.
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی [وضعيت كاربر:آفلاین]
Aliabadi
پستتاریخ: چهار‌شنبه 16 شهریور 1390 - 13:53    عنوان: پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

مدیر انجمن
مدیر انجمن

عضو شده در: 30 بهمن 1388
پست: 2217

blank.gif


امتياز: 58880

ايران يكي از بزرگترين قربانيان سلاح هاي كشتار دسته جمعي صدام و همكاران غربي اش
جمهوري اسلامي ايران طي سندي كه به كنفراس خلع سلاح سازمان ملل ارايه داد، تعداد تك هاي شيميايي عراق از ژانويه 19981 تا مارس 1988، 242 مورد ذكر كرده وعنوان داشته كه در اين حملات تعداد صد هزار نفر از رزمندگان مردم غير نظامي در معرض انواع گازهاي شيميايي قرار گرفته ومتاسفانه 24 هزار نفر به شهادت رسيده اند code]http://www.chemical-victims.com/[/code]
--------------------------

عراق در طول جنگ ۳۵۰۰‬ بار به ايران حمله شيميايی کرد که ‪ ۳۰‬مورد از آنها در مناطق مسکونی بوده‌است. نخستين نقطه جغرافيايی ايران که قربانی سلاحهای شيميايی عراق شد منطقه‌ای بين هلاله و نی خزر در ‪ ۵۰‬کيلومتری غرب ايلام بوده‌است.[۶۲] با بيش از ۱۰۰۰۰۰[۶۳] قربانی ناشی از جنگ شيميايی عراق بر ضد ايران در طول هشت سال جنگ تحميلی، ايران يکی از بزرگ‌ترین قربانيان سلاح‌های کشتار جمعی می‌باشد.
بمباران شيميايی شهر سردشت توسط عراق در ۷ تير ۱۳۶۶ فجيع‌ترين تهاجم از اين نوع بود که سبب کشته و مجروح شدن عدهٔ بسياری از مردم غيرنظامی شد. جمهوری اسلامی ايران شهر سردشت را نخستين شهر قربانی جنگ افزارهای شيميايی در جهان بعد از بمباران هسته‌ای هيروشيما ناميد.

اساس گزارشهای رسمی، گاز اعصاب باعث مرگ بيش از۲۰۰۰۰ سرباز ايرانی به صورت آنی می‌باشد.از۹۰۰۰۰ بازمانده اين حملات ۵۰۰۰ نفر از آنها به طور مرتب به درمان نياز دارند و در حدود ۱۰۰۰ نفر از آنان هنوز در بيمارستان بستری می‌باشند و حال آنان وخيم گزارش شده‌است.بسياری ديگر نيز مورد اصابت گاز خردل بوده‌اند.[۶۵] همچنين عراق گازهای شيميايی را بر ضد غيرنظاميان، روستاييان و بيمارستان‌ها استفاده کرد که باعث مرگ بسياری از آنان شد. علاوه بر اين ۳۰۸ موشک عراقی در طی سالهای ۱۹۸۸-۱۹۸۰ بر ضد نواحی پر جمعيت ايران شليک شد که باعث مرگ۱۲۹۳۱ نفر شد.

۲۱ مارس ۱۹۸۶ شورای امنيت سازمان ملل متحد اعلام کرد که «اعضای اين شورا پس از تحقيقات کارشناسان به اين نتيجه رسيدند که سلاح‌های شيميايی در موارد زيادی توسط نيروهای عراقی بر ضد نظاميان ايرانی به کار برده شده‌است و اعضای شورای امنيت به شدت اين اقدام عراق در ادامه دادن استفاده از سلاح‌های شيميايی را محکوم می‌کنند.

تنها کشوری که اين موضوع را وتو کرد ايالات متحده امريکا بود.

بنا به گفته کلنل والتر لانگ (به انگليسی: Colonel Walter Lang)، يک مقام ارشد وقت سازمان اطلاعات دفاعی آمريکا(بازنشسته)«استفاده از سلاح‌های شيميايی در ميدانهای جنگی توسط عراق موضوع مهمی برای ريگان و دستياران او نبود.زيرا تنها برای آنها مهم بود که عراق در اين جنگ شکست نخورد.» همچنين او ادعا کرد که سازمان اطلاعات دفاعی «هرگز استفاده از سلاح‌های شيميايی بر ضد غيرنظاميان را نپذيرفت.اما استفاده از آن در ميدان جنگ برای جلوگيری از شکست عراق را اجتناب ناپذير می‌دانست.

دادگاه دسامبر ۲۰۰۶ صدام گفت که «با افتخار» مسووليت هرگونه حمله با سلاح‌های متعارف يا شيميايی بر ضد ايران را به عهده می‌گيرد.

طبق گزارش عراق به سازمان ملل متحد، مواد لازم برای توليد سلاح‌های شيميايی از شرکتهايی از آمريکا، آلمان غربی، انگلستان، فرانسه و جمهوری خلق چين به دست آمده‌است.در دسامبر ۲۰۰۲ در گزارش ۱۲۰۰ صفحه‌ای عراق نام شرکتهای شرقی و غربی و از جمله اشخاصی که در مجموع ۱۷۶۰۲ تن مواد شيميايی را در طول دو دهه در اختيار عراق گذاشته‌اند فاش شد.بزرگ‌ترين ذخيره مواد خام برای توليد اين سلاح‌های شيميايی به ميزان ۴۵۱۵ تن از سنگاپور، ۴۲۶۱ تن از هلند، ۲۴۰۰ تن مصر، ۲۳۴۳ تن هندوستان، ۱۲۰۷ تن از دولت فدرال آلمان، می‌باشد.يک شرکت هندی، اگزومت پلاستيک (به انگليسی: Exomet Plastic)، که اکنون بخشی از EPC می‌باشد ۲۲۹۲ تن از مواد پيش نياز را به عراق صادر کرد. شرکت ال خليج (فارس) شيمی که در سنگاپور قرار دارد و متعلق به سرمايه‌داران اماراتی می‌باشد بيشتر از ۴۵۰۰ تن پيش نيازهای گازهای VX، سارين و خردل به همراه وسايل تولید آن را به عراق فرستاد.

منبع ويكي پديا فارسي

----------------------------------------

جمهوري اسلامي ايران طي سندي كه به كنفراس خلع سلاح سازمان ملل ارايه داد، تعداد تك هاي شيميايي عراق از ژانويه 19981 تا مارس 1988، 242 مورد ذكر كرده وعنوان داشته كه در اين حملات تعداد صد هزار نفر از رزمندگان مردم غير نظامي در معرض انواع گازهاي شيميايي قرار گرفته ومتاسفانه 24 هزار نفر به شهادت رسيده اند

سوال اينجاست كه رژيم عراق با كدام پشتيباني قانوني وبين المللي اقدام به چينين حركاتي مي كرد ، كه لازم است اسناد ومداركي در اين زمينه ارايه گردد.

برپايه تازه ترين اسناد طبقه بندي شده كه بر اساس معاده ﺁزادي اطلاعات از آرشيو سري ملي امريكا بدست امده ، دونالد رامسفلد در سال 1984 پيامي به صدام داده بود مبني بر اينكه امريكا مخالفتي با استفاده از سلاحهاي شيميايي در جنگ عليه ايران ندارد. راجر موريس، عضو سابق شواري امنيت ملي امريكا مي گويد كه استفاده صدام از تسليحات شيميايي عليه نيروهاي ايراني و نيز مردم بي گناه سردشت وحلبچه در واقع با تاييد وزارت بازرگاني امريكا وبا خروج مواد از مركز كنترل وپيشگيري شهر مناسس در ايالت وير جينيا همراه با صدور فناوري مواد شيميايي چون گاز خردل ، سياه زخم ، گاز اعصاب وغيره صورت گرفته است.

دكتر كنت بولاك، مدير كل سابق امور خليج فارس در شواري امنيت امريكا ومدير مركز سياست خاور ميانه اعتراف كرده است ، مسوول بودن ايالت متحده براي ارسال محموله سياه زخم به عراق نيز واقعيت دارد .وي مي گويد :نه تنها ريگان در كمك هاي تسليحاتي شيميايي به صدام زياده روي كرد بلكه با اجازه دادن به عراق براي توليد سياه زخم ويا سلاحهاي ميكروبي ديگر اشتباه فاحشي انجام داد.هوارد تايچر، عضو شواري امنيت ملي امريكا در دولت ريگان فاش كرد :ويليام كيسي ، رئيس وقت سازمان سياه شخصا در مورد تسليحات اعطايي كشتار جمعي وشيميايي به عراق نظارت داشته ومعادل 1.5 ميليارد دلار تجهيزات حساس در زمينه توليد سلاحهاي شيميايي به عراق تحويل شده است.

اروپاييها در اين زمينه از ارزياب امريكايي درس گرفته و كمك هاي تكنولوژي خود را به شرح زير روانه بغداد مي كند:به گزارش مجله اشپيكل چاپ ﺁلمان ، در تاسيسات شيميايي كه شركت هاي ﺁلماني در سامره ساخته بودند، مواد شيميايي بسيار مرگبار((تابون))توليد شد.
كارشناسان ﺁلماني همچينين گفتند كه سه كارخانه فروخته شده به عراق قادر به توليد اسيد سيا ئيد ريك غليظ و فشرده مي باشد كه در توليد سلاح شيميايي استفاده مي شوند . رژيم عراق در سال 61 با كمك شركت هاي شيميايي ﺁلمان غربي به نام ((دري رايخ))وشركت((كارل گلب))توليد گازهاي شيميايي را در شهرهاي سماوه و سامرا شروع كرد وهمچينين شركت شيميايي فليپس باتوليد 500 تن((تودي گليكول))ماده اي اوليه براي توليد ماده سمي خردل ساخت وشركت وست در هامبورگ با سرمايه گزاري 200 ميليون دلاري در عراق توانست ماده شيميايي ((فسفرتري كلرايد)) كه مي توان با ان گاز اعصاب (تابون و سارين )ساخت تهيه نمود.
هفته نامه فرانسوي ((VSP)) در گزارشي فاش كرد دو شركت ﺁلماني به نام هاي ((B.V))و ((Kbc)) موادي را به عراق داده اند كه اين مواد در كار خانه اي در شمال بغداد به گازهاي خطر ناك شيميايي تبديل مي شود.


انگليس نيز در حركتي مذبو حانه محموله شيميايي را از بندر ليورپول به قصد عراق ارسال ميكند كه اين گشتي در بندر نرماندي فرانسه دچار سانحه شده ومحتويات 4گالن ازاين مواد در آب پخش مي شود ودولت فرانسه با اعلام وضعيت فوق العاده ساكنان بندر را سريعا تخليه مي نمايد .وجالب تر از همه اينكه ﺁلماني هاي متمدن واهل دموكراسي وحقوق بشر ، اطلاعات پزشكي مجروحان شيميايي ايران را به موسسات تحقيقاتي خود وكشور عراق براي اصلاح تركيبات شيميايي هديه مي كنند .

((روزنامه فرانفكورتر روند شاو)) چاپ ﺁلمان (اسفند 1376)در گزارشي با عنوان ((ياداوري وتاكيد بر گناه ﺁلمان در حمله شيميايي بر ضد مردم عراق وايران ))به قلم ((ادگار ﺁوت))نوشت : در 16 مارس 1988 ميلادي تنها در حلبچه 5هزار نفر كشته و7 هزار نفر مجروح شدند واهالي اين شهر اكنون از سرطان پوست ٬ بيماري هاي مجاري تنفسي ٬معده وروده رنج مي برند وبسياري نيز حتي تغيير قيافه يافته اند. اين روزنامه مي افزايد سقط جنين در اين مناطق به شدت افزايش يافته وبيشتر نوزادان ناقص الخلقه به دنيا مي ﺁيند .به نوشته اين روزنامه در اين شهر از گازهاي خردل واعصاب ساخت ﺁلمان استفاده شده است.

((هايكو كافمان)) سخنگوي سازمان طرفداران پناهنگان ﺁلمان گفته است هيچ كشوري مانند ﺁلمان ٬عراق را اين اندازه در احداث تاسيسات و زرادخانه هاي توليد سلاح شيميايي ياري نكرده است .وي اظهار مي دارد٬در طول سالهاي 1982 تا 1986 عراق 625 ميليون دلار تسليحات كشتار جمعي وشيميايي از ﺁلمان دريافت كرده است .از مجموع مقالات اروپايي وخصوصا ﺁلماني اين حقيقت بدست مي ايد كه 170 شركت ﺁلماني و موسسه تحقيقاتي به عراق كمك شيميايي وتكنولوژي كرده اندكه مهمترين آنها مي توان به شركتهاي ((كارل كوبك)) ٬((پيلوت پلافت )) و ((واتر ابخيزينگ تريدينگ)) اشاره كرد.

عراقي ها نيز از ابراز اين حقيقت هيچ ابايي نداشته و صراحتا به كاربرد سلاحهاي شيميايي عليه ايران اذعان مي كنند.مجله ((الحريه ))ارگان جبهه دموكراتيك براي ازادي فلسطين چاپ لبنان فاش كرد ٬صدام در جمع كشورهاي عربي به صراحت اعلام كرد كه عليه نيروهاي ايراني از سلاح شيميايي استفاده كرده است.ژنرال عراقي (( هاشم صباح الفخري)) فرمانده عمليات شمال بصره در سال 63 در مصاحبه با خبر نگاران اظهار كرد كشورش حق اشتفاده از مواد شيميايي را براي خود محفوظ نگه مي دارد به همين دليل عراق به يادداشت دبير كل سازمان ملل متحد مورخه 29 ژوئن سال 1984 (8تير 1363)هيچ پاسخي نداد. طارق عزيز و نزار حمدون معاون خارجه عراق در سخنراني خود كرارا به استفاده از سلاحهاي شيميايي اعتراف كرده اند .

سوال بعدي اين گونه مطرح گردد كه بودجه تامين اين تاسيسات گران قيمت ازكجا تامين شده است ؟

((ابو غزاله )) و ((كردزمن)) از تحليگران نظامي خاور ميانه در كتابهاي خود اين گونه اشاره دارند كه دولت عريبستان وكويت مبلغ 50 ميليارد دلار وام عمدتا به صورت بلا عوض در اختيار صدام قرار گذاشته اند.بدين ترتيب تجهيز عراق به سلاح هاي شيميايي از سوي شركتهاي اروپايي وافزايش 63 درصدي بودجه نظامي عراق با كمك 60 ميلياد دلاري 25 كشور جهان ميسر گشته است. وجالب است بدانيد كه علي حسن المجيد (معروف به علي شيميايي)مرد شماره يك جنايات جنگي وخصوصاكابرد سلاح هاي شيميايي عراق به زعم اروپاييان متمدن ،بي گناه است وبايد در اروپا در دادگاهي بي طرف محاكمه گردد.

در پايان بايد به يكي از اعترافات تاريخي ((وفيق السامرايي)) ، رييس بخش ايران در سازمان اطلاعات نظامي عراق اشاره داشت كه گفته است:عراق قصد داشت كه تهران را با موشك همراه با كلاهك شيميايي مورد حمله قرار دهد.

به بهانه سالروز مبارزه با سلاحهاي شيميايي وميكروبي ضمن فرستادن درود به ارواح طيبه شهداي شيميايي دفاع مقدس براي مجروهان شيميايي اين دفاع هشت ساله كه سند هاي زنده حماسه بزرگ ملت سر افراز ايران وهمچينين گواه مظلوميت اين ملت و وحشي گري دولت هاي غربي ورژيم سفاك بعث مي باشند ،آروزي سلامتي عاجل مي كنيم.
انتهای پيام


تهيیه و تنظيم : عباس تيموری - ساجد
کد:
http://www.chemical-victims.com/
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی [وضعيت كاربر:آفلاین]
Aliabadi
پستتاریخ: چهار‌شنبه 12 مهر 1391 - 13:20    عنوان: پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

مدیر انجمن
مدیر انجمن

عضو شده در: 30 بهمن 1388
پست: 2217

blank.gif


امتياز: 58880

بمب باران شیمیایی صدام عامل اصلی شهادت کادر درمانی بیمارستانها

صبح روز دهم دي ماه سال 1365؛ دكتر سريعاً خودش را به بالين مجروحي كه تازه آورده بودند رسانيد. بيمارستان صحرايي 528 سومار، پر بود از مجروحان جنگي كه در گوشه و كنار بيمارستان مشغول استراحت بودند. خستگي و ضعف از قيافه‌ دكتر معلوم بود. او شبانه روز خود را وقف خدمت و كمك به مجروحان جنگي نموده بود. دكتر، مجروح را معاينه كرد. تركش به نقاط مختلف بدن او اصابت كرده بود و بايد هر چه زودتر مورد معالجه قرار مي‌گرفت.
چند ساعت گذشت. دكتر به اتفاق يكي از همكارانش به نام دكتر علوي و چند پرستار و تكنسين اتاق عمل بر بالين مجروح ايستاده بود و مشغول مداواي او شد.
آنها مي‌بايست هر چه سريعتر تعدادي زيادي از تركش‌ها را از بدن او خارج مي‌كردند تا بتوانند جان او را نجات دهند و براي همين، مدت زيادي بود كه آنها در اتاق عمل مشغول فعاليت بودند.
بيمارستان بر دامنه‌ كوهي قرار گرفته بود. ناگهان دشمن زبون با بمب شيميايي، منطقه و بيمارستان را مورد حمله قرار داد. حمله‌اي ناجوانمردانه كه برخلاف همه‌ معيارهاي ارزشمند انساني بود.
سريعاً رزمندگان و حاضران در منطقه، خودشان را به دره‌اي كه در پايين بيمارستان قرار گرفته بود رساندند تا از آسيب گازهاي شيميايي در امان بمانند.
اما دكتر و دستيارانش كه در مرحله‌ي حساسي از مداواي مجروح قرار داشتند و به پايان موفقيت آميز كار خود نزديك مي‌شدند، درنگ كردند تا كارشان به اتمام برسد و بتوانند جان مجروح ديگري را از مرگ نجات دهند و هيچ كدام در آن لحظات سخت حاضر به ترك اتاق عمل و نجات جان خود از مرگ حتمي نگرديدند.
كادر درمان دكتر هجرتي اتاق عمل را ترك نكرد. بمب شيمايي در نزديكي شان فرود آمد، آنها مظلومانه جانشان را در راه نجات آن مجروح از دست دادند و همه با هم به ديار ابدي شتافته و سربلند و سرافراز به شهادت رسيدند.
غيور مرداني كه جان خويش را فداي نجات انساني كردند.
نام دكتر هجرتي از آن روز به بعد زينت بخش نام آن بيمارستان گرديده است.


منبع گزارش
پایگاه اطلاع رسانی قربانیان سلاح های شیمیایی


کد:
http://www.chemical-victims.com



بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی [وضعيت كاربر:آفلاین]
Aliabadi
پستتاریخ: یکشنبه 26 آذر 1391 - 15:32    عنوان: پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

مدیر انجمن
مدیر انجمن

عضو شده در: 30 بهمن 1388
پست: 2217

blank.gif


امتياز: 58880

گزارش سازمان ملل از میزان مواد شیمیایی در حملات شیمیایی که علیه ایران استفاده شده :

سازمان ملل – ۲۰۰۳ – میزان مواد شیمیایی که در دوران جنگ توسط عراق و در بمباران شیمیایی علیه ایران مورد استفاده قرار گرفته بیش از ۱۹ هزار تن برآورد شده است. ۱۸ هزار و پانصد تن خردل و ۱۴۰ تن گاز تابون(اعصاب) و ۶۰۰ تن گاز سارین (گاز کشنده عصبی) در فاصله ۸ سال جنگ تحمیلی بیش از ۳۵۰ مورد بمباران شیمیایی علیه مناطق نظامی و مسکونی ایران صورت گرفته که وسعتی از مرز شمال غرب کشور –اشنویه- تا جنوبی ترین مرز – فاو و دهها بار خلیج فارس- را شامل می شده است. بیش از یک میلیون نفر از افراد نظامی و غیر نظامی ساکن در این مناطق در معرض گاز های شیمیایی استفاده شده توسط عراق قرار گرفتند و بیش از ۶۵۰۰ شهید، ۱۰۰ هزار مصدوم و ۴۵ هزار جانباز شیمیایی برجای ماندند.

کد:
http://www.sarkhat.com
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی [وضعيت كاربر:آفلاین]
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید  پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک رفتن به صفحه 1, 2  بعدی صفحه 1 از 2

فهرست انجمن‌ها » بحث‌هاي عمومي » شهدا و قربانيان مظلوم حملات و بمبارانهاي شيميايي در ايران
پرش به:  



شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید
شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید
شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید


Home | Forums | Contents | Gallery | Search | Site Map | About Us | Contact Us
------------------------------------------------------------------------

Copyright 2005-2009. All rights reserved.
© by Aftabgardan Cultural Center : Aftab.cc