سه شنبه 6 تیر 1396

   
 
 پرسشهای متداول  •  جستجو  •  لیست اعضا  •  گروههای کاربران   •  مدیران سایت  •  مشخصات فردی  •  درجات  •  پیامهای خصوصی


فهرست انجمن‌ها » فرهنگستان » پنجمین سالگرد رحلت علامه عسگری

ارسال موضوع جدید  پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک
 پنجمین سالگرد رحلت علامه عسگری « مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی » 
نویسنده پیام
atena
پستتاریخ: شنبه 26 شهریور 1390 - 22:50    عنوان: پنجمین سالگرد رحلت علامه عسگری پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

همكار در ساوه‌سرا
همكار در ساوه‌سرا

عضو شده در: 26 مهر 1389
پست: 1302

iran.gif


امتياز: 33700

علامه شیخ مرتضی عسگری (پژوهشگر تاریخ اسلام و حدیث شناس) در سال 1284در ساوه متولد شد.

وی تحصیلات مقدماتی حوزوی خود را را تا شرح لمعه در حوزه علمیه قم خدمت استادانی چون امام‌خمینی(ره) خواند و سپس از قم به نجف ‌رفت و در نجف در درس‌های آیت‌الله حکیم شرکت کرد.

علامه عسگری همزمان با شرکت در کلاسهای درس آیت الله حکیم در فعالیت‌های سیاسی آن زمان عراق نیز شرکت و همزمان چند دانشکده و بیمارستان و مؤسسه خیریه در عراق تاسیس ‌کرد.

ایشان همچنین در تبادل استاد میان این دانشکده‌ها و الازهر مصر نقش مهمی را ایفا می‌کرد. اکثر افرادی که اکنون مسئولان عراق هستند، شاگردان مرحوم علامه عسگری و فارغ‌التحصیل دانشکده اصول دین عراق هستند که ایشان بنا نهاده‌اند.

علامه عسگری تا زمان حکومت صدام در عراق بود و وقتی صدام خواستاردستگیری ایشان شد وی از عراق فرار ‌کرد و به ایران ‌آمد. در ایران هم سه دانشکده اصول دین در تهران، قم و دزفول را بنیان نهاد.

علامه عسگری طی عمر خود کارهای فرهنگی بسیاری انجام داد و بیش از پنجاه کتاب نوشت. این کتاب‌ها تاثیر بسیار زیادی بر مسلمانان گذاشت و بعضی از کتاب‌های ایشان در شیعه شدن بسیاری نقش مهمی را ایفا کرد.

به طوری که در طول تاریخ هیچ کس مثل علامه عسگری نتوانست بسیاری از غیر شیعه‌ها را شیعه کند ،چنانکه گفته می شود توفیقی ایشان در این زمینه حتی از علامه امینی و سید شرف‌الدین هم بیشتر بوده است.

از سوی دیگر علامه عسگری مناظرات بسیاری در کشورهای مختلف داشت و معمولا در تمامی مناظرات موفق بود و توانست طرف خود را قانع کند. مناظرات علامه عسگری با علمای یهود بسیار معروف است.

مهمترین ویژگی آثار علامه عسگری در این است که اولا همه آثارشان را از منابع اهل سنت نوشته است و از کتاب‌های اهل سنت استفاده کرده است و ابتکار ایشان هم این است که برای اولین بار برخی از صحابه ساختگی را مطرح کرد یعنی افرادی که اصلا وجود خارجی ندارند و شخصیت‌های ساختگی‌اند.

ایشان ثابت کرد که این افراد به اسم صحابه پیامبر مطرح شده‌اند و حرف‌هایی که از زبان ایشان نقل شده است دروغ است. این مهمترین کار ایشان است. علامه عسگری 150 نفراز صحابه ساختگی پیامبر را معرفی کرد.

[پژوهشگر و رجالی بزرگ شیعه] [برخوان دانایی و کرامت اهل بیت(ع)]

آثار قرآنی ایشان نیز بسیار زیاد است. کتاب «القرآن الکریم و روایات المدرستین» از جمله این آثار است. مقصود ایشان از نوشتن این کتاب این است که قرآن در مکتب اهل بیت و در مکتب اهل سنت چگونه معرفی می‌شود و قرآن را از این دو دیدگاه بررسی و تفاوت‌هایش را بیان می کنند.این کتاب سه جلد است و فقط در سودان خیلی‌ها را شیعه کرده است.

از خصوصیات اخلاقی ایشان این بود که بسیار متواضع بودند و هرگز به نام و نشان و مال و ثروت وابستگی نداشت، به طوری که شاید هیچکس مثل او پیدا نشود که اعلام کند از هیچ کتابم حق‌التالیف نمی‌گیرم.

علامه عسگری برای هیچ کدام از کتاب‌هایش حق‌التالیف نگرفت و می‌گفت هر کسی که دوست دارد می‌تواند کتاب‌هایم را منتشر کند و از حقوق مادی آن استفاده کند.

مرحوم آیت‌الله العظمی گلپایگانی به علامه عسگری نامه‌ای نوشتند و در آن نامه ذکر کردند که من از شما خواهش می‌کنم که اسم من را در دانشکده خودتان بنویسید تا روز قیامت جزو خدمت‌گزاران دانشکده اصول دین محشور شوم.

علامه عسگری شب یکشنبه ، (25 شهریور 1385 مصادف با 4 رمضان 1428 و 16 سپتامبر 2007 ) در سن نود و هشت سالگی در بیمارستان میلاد تهران جان به جان آفرین تسلیم کرد.
روحش شاد راهش پر رهرو
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی [وضعيت كاربر:آفلاین]
تشکرها از این تاپیک
atena از این تاپیک تشکر میکنم 
atena
پستتاریخ: شنبه 26 شهریور 1390 - 22:53    عنوان: پاسخ به «پنجمین سالگرد رحلت علامه عسگری» پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

همكار در ساوه‌سرا
همكار در ساوه‌سرا

عضو شده در: 26 مهر 1389
پست: 1302

iran.gif


امتياز: 33700

اصالت خانوادگى:

از امتيازات وبرجستگى ‏هاى هر انسانى داشتن خاندانى پاك واصيل مى‏باشد، چنانچه اين مسأله در اهل بيت عصمت وطهارت: در حد اعلاى آن مشهور است.

حضرت علامه در اين باره مى‏ فرمايند: «سلسله نسب ما به حضرت امام محمّدباقر(ع) برمى‏گردد وجد اعلاى ما از مدينه به سبزوار مهاجرت كردند. مرحوم علامه مجلسى اجداد ما را از سبزوار به ساوه دعوت نموده وآنها را به عنوان شيخ الاسلام آنجا تعيين نمودند جد ما مرحوم [آيت اللَّه‏] سيّد اسماعيل شيخ الاسلام از ايران به نجف مهاجرت كرد وفرزندش [مرحوم آيت اللَّه سيّد محمّد شيخ الاسلام‏] كه پدرم باشد از نجف به سامرا رفتند».

اكنون به طور اجمال به معرفى برخى از افراد خاندان حضرت علامه عسكرى مى ‏پردازيم:

1 - مرحوم آيت اللَّه سيّد محمّد بن اسماعيل حسينى (شيخ الاسلام) ساوجى، عالِمى فقيه وپرهيزكار بود. ايشان ساليان متمادى ملازم وهمراه عارف بزرگوار علامه حضرت آيت اللَّه سيّد مرتضى كشميرى؛ بود و از شدت اخلاص وارادتى كه به اين عارف بزرگوار داشت بعد از وفات ايشان نام فرزندش را مرتضى گذاشت. اين عالم ربانى وخدمتگزار (زمانى كه براى زيارت مخصوص اميرالمؤمنين ‏عليه ‏السلام به نجف آمده بودند) در نجف بيمار شده ودر تاريخ بيست وپنجم ذيحجه الحرام 1333 هـ. ق. وفات نمودند. بدن مباركش را پس از غسل وطواف به وادى السلام منتقل كرده ودر كنار قبر پدر بزرگوارشان جنب قبر حضرت هود وحضرت صالح دفن شد.

2 - حضرت آيت اللَّه سيّد اسماعيل حسينى (شيخ الاسلام ساوجى) جدّ پدرى استاد: فرزند سيّد محمّد كوچك ساوجى عالمى جليل از بيت علم وشرافت بود.

مرحوم حاج آقا بزرگ تهرانى مى‏ فرمايند: «خاندان ايشان (علامه عسكرى) از زمان پادشاهان صفوى تا زمان ما همگى از اعاظم علما بوده وبه وظائف شرعى ودينى خود عمل كرده. ايشان علاوه بر اشتغالات علمى وتبليغى به تهذيب نفس وعبادات ومناجات مشغول بودند تا آنجا كه به ديدار صاحب عصر وزمان حضرت حجة بن الحسن العسكرى عجل اللَّه تعالى فرجه الشريف (كه ديدارش آرزوى هر آرزمند است) نائل آمدند».

اين عالِم ربانى نيز پس از رحلت در قبرستان وادى السلام نجف در كنار قبر حضرت هود وحضرت صالح ‏عليهم‏السلام مدفون گرديد.

3 - خاتمة المحدثين حضرت آيت اللَّه ميرزا محمد شريف عسكرى تهرانى(ره) جد مادرى استاد، حضرت علامه عسكرى در حدود هفت ماهگى پدر بزرگوارشان را از دست داده بودند و در دامانِ جد بزرگوارشان حضرت آيت اللَّه ميرزا محمد شريف عسكرى تهرانى‏ رحمه الله وبا توجهات خاص وتشويقات ايشان پرورش علمى وعملى يافتند. ايشان در ماه شعبان 1281 هـ. ق. در تهران ديده به جهان گشود. پدرش (مرحوم رجبعلى) در سال 1287 هـ. ق. وفات يافت. وى به همراه دائى خود به نام سيد زين العابدين مشهور به سيد آغا ومادرش در سال 1290 هـ. ق. به نجف مشرف شدند ودر سال 1292 هـ. ق. به همراه آن دو به سامرا هجرت كردند. ايشان در آغاز به تأليف فهرستِ ابوابِ بحار الانوار به نام «مصابيح الانوار» اشتغال داشت وپس از آن مشغول به تأليف مستدرك بحار الانوار گرديد وتا هنگام وفات (28 جمادى الاولى 1371 ه. ق.) به اين امر اشتغال داشتند.
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی [وضعيت كاربر:آفلاین]
atena
پستتاریخ: شنبه 26 شهریور 1390 - 22:57    عنوان: پاسخ به «پنجمین سالگرد رحلت علامه عسگری» پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

همكار در ساوه‌سرا
همكار در ساوه‌سرا

عضو شده در: 26 مهر 1389
پست: 1302

iran.gif


امتياز: 33700

ورود به حوزه علميه قم:

حضرت علامه عسكرى پس از گذراندن سطوحى از علوم حوزوى بنا به دلايلى در سال 1350 ه. ق. در سن هيجده سالگى در دوران رياست حضرت آيت اللَّه العظمى حاج شيخ عبدالكريم حائرى؛ وارد حوزه علميه قم شد.

حضرت علامه عسكرى مى‏ فرمايند:

«زندگى من وپدرم از املاك ساوه مى ‏گذشت واز سهم امام استفاده نمى‏ کردم، رضا شاه بردن پول را از ايران به عراق ممنوع كرد به حدى كه حتى وجوهات شرعى را كمك رانند ه ها در لباسهايشان مخفى مى‏ کردند وبه نجف (براى مرحوم آيت اللَّه العظمى سيد ابوالحسن اصفهانى؛) مى ‏بردند. به همين دليل مجبور شدم در زمان مرحوم آيت اللَّه حاج شيخ عبدالكريم حائرى؛ وارد حوزه علميه قم شوم».

ايشان ابتدا در مدرسه رضويه ساكن شدند، تصدى ورياست مدرسه رضويه به عهده استاد ومربى اخلاق حضرت آيت اللَّه حاج شيخ مهدى پائين شهرى؛ بود، كه از چهره هاى محبوب ومقبول در شهر قم بود وبه تربيت شاگرد مى‏ پرداختند وهنوز خاطر ه هاى خوش از ايشان در خاطره مردم اين شهر باقى است.

حضرت علامه پس از مدتى اقامت در مدرسه رضويه به مدرسه فيضيه منتقل شدند وبا حضرت آيت اللَّه حاج شيخ على صافى برادر بزرگتر حضرت آيت اللَّه العظمى صافى گلپايگانى هم حجره شدند، دروس سطوح عالى (رسائل، مكاسب، كفايه ومنظومه حاج ملا هادى سبزوارى (در حكمت)) را در محضر اساتيد بزرگى همچون آيت اللَّه العظمى سيد شهاب‏الدين مرعشى نجفى؛ وحضرت آيت اللَّه حاج شيخ محمدحسين شريعتمدار ساوجى آموختند.

حضرت استاد اين دروس را با هم مباحثه بزرگوارشان حضرت آيت اللَّه حاج شيخ مرتضى حائرى يزدى؛ صبحها پس از نماز صبح مباحثه مى‏ کردند. در اين زمينه مى‏ فرمايند:

«من وهم بحثم مرحوم حاج شيخ مرتضى حائرى(ره) هر كتابى را از دو جايش مباحثه مى‏ کرديم وقبل از شركتِ در درسِ استاد، حتماً آن درس را بحث مى‏ کرديم».

در محضر امام‏ خمينى؛ وعلم كلام: يكى از امتيازات ايشان اين است كه در عنفوان جوانى با مردى بزرگ در علم ومعرفت آشنا شدند. بزرگ مردى كه بعدها دست ابر قدرت شرق و غرب را از اين كشور قطع كرد وحكومت جمهورى اسلامى را در ايران حاكم كرد.

حضرت استاد علامه عسكرى كتاب باب حادى عشر را (كه در علم كلام مى ‏باشد) در محضر رهبر كبير انقلاب عارف بزرگ امام خمينى؛ آموختند.

«در يكى از حجرات صحن مطهر حضرت معصومه(س) مرحوم امام خمينى؛ درس كلام شروع كرده بودند كه بنده نيز در آن شركت مى‏ کردم».
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی [وضعيت كاربر:آفلاین]
atena
پستتاریخ: شنبه 26 شهریور 1390 - 23:00    عنوان: پاسخ به «پنجمین سالگرد رحلت علامه عسگری» پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

همكار در ساوه‌سرا
همكار در ساوه‌سرا

عضو شده در: 26 مهر 1389
پست: 1302

iran.gif


امتياز: 33700

درس تفسير:

درس تفسير در حوزه آن روز از جمله دروس بى ‏رونق بود وتوجه كمى به آن مى ‏شد، حضرت علامه عسكرى از جمله كسانى هستند كه در رسميت بخشيدن وتوجه بيشتر كردن به تفسير قرآن كوشش وسعى فراوانى كردند ودر همين راستا با دوست وهمفكرشان (در اين زمينه) حضرت آيت اللَّه سيد محمود طالقانى درس تفسيرى را در محضر حضرت آيت اللَّه ميرزا خليل كمره ‏اى شروع كردند.

مربّى اخلاق استاد: حضرت علامه گذشته از استفاده‏ هاى فراوان علمى از اين اساتيد بزرگ از مرحوم آيت اللَّه العظمى سيّد محمّدتقى خوانسارى؛ وآيت اللَّه حاج شيخ مهدى پائين شهرى؛ استفاده‏هاى فراوان اخلاقى كردند. ايشان در اين باره مى‏ فرمايند:

«مربى اخلاقم مرحوم شيخ مهدى پائين شهرى بود. البته از اساتيد ديگرى نيز در اخلاق عملى استفاده كردم [مثلاً] مرحوم آيت اللَّه سيّد محمّدتقى خوانسارى؛ كه روزها خدمتشان مى‏رسيديم وبا اخلاقشان تربيت مى‏شديم نه با حرفشان».
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی [وضعيت كاربر:آفلاین]
atena
پستتاریخ: شنبه 26 شهریور 1390 - 23:01    عنوان: پاسخ به «پنجمین سالگرد رحلت علامه عسگری» پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

همكار در ساوه‌سرا
همكار در ساوه‌سرا

عضو شده در: 26 مهر 1389
پست: 1302

iran.gif


امتياز: 33700

بازگشت به سامرا:

حضرت استاد پس از چند سال اقامت در حوزه علميه قم بنا به دلايلى به سامرا ]چون كه طرح نوينى براى تحصيل وتعليم وتفسير علوم قرآنى پى ريختند كه اين طرح با مخالفت رو برو شد وهمين امر موجب شد كه از قم به سامرا هجرت كنند[ بازگشتند ودروس باقى مانده از سطح (بخشى از كفايه) وخارج فقه واصول را در سامرا نزد اساتيد بزرگى همچون آيت اللَّه ميرزا حبيب ‏اللَّه اشتهاردى؛ وآيت اللَّه مرعشى شوشترى و... آموخت.

حضرت آيت اللَّه ميرزا حبيب ‏اللَّه اشتهاردى؛ از ويژگيهاى خاصى برخوردار بود هم ميراث دار مكتب سامرا بود وهم از شاگردان مرحوم آيت اللَّه حاج شيخ هادى تهرانى؛ بود كه صاحب مكتب خاصى در علم اصول بود. اين استاد بزرگ وقتى هوش واستعداد حضرت علامه را مى ‏بيند توجه بيشترى به ايشان مى‏كند. چنانچه استاد خود در اين باره مى‏ فرمايند:

«استاد اصلى من [در سامرا] مرحوم آيت اللَّه آقا ميرزا حبيب‏ اللَّه اشتهاردى (ره) بود كه توجه خاصى به من داشت و حتى براى من و هم مباحثه ‏ام مرحوم شيخ غلامحسين درس اختصاصى مى ‏گذاشت كه جلو بيفتيم».

ودر جاى ديگر مى‏ فرمايند:

«حوزه علميه سامرا چندين استاد بزرگ داشت يكى مرحوم جدم آيت اللَّه ميرزا محمّدتقى تهرانى؛ وآيت اللَّه ميرزا محمود شيرازى؛ وآيت اللَّه ميرزا حبيب‏اللَّه اشتهاردى».

هجرت به كاظمين:

حضرت استاد پس از دركِ تهاجمِ بيگانه در جامعه، به تأليف كتابى به نام «الامراض الاجتماعيه» پرداختند وبه دنبال كسى بود كه با حضرت استاد هم فكر وهم رأى باشد، در اين ميان تنها كسى كه مى‏توانست به ايشان كمك كند، استاد احمد امين (مؤلف التكامل فى الاسلام) بود.

استاد امين از اساتيد برجسته در علم رياضى در تمام عراق بودند. ايشان به پنج زبان دنيا (يعنى انگليسى، فرانسوى، تركى، عربى وفارسى) در حد نوشتن وخواندن وسخن گفتن تسلط داشت.

حضرت علامه عسكرى (به دنبال استاد امين) به كاظمين سفر كرده وكتاب «الامراض الاجتماعيه» را به استاد امين مى‏دهند تا او مطالعه كند ونظرات خودش را بدهد.

«شب با استاد احمد امين در صحن كاظمين قرار گذاشتيم. وقتى ايشان آمد، از نوشته من تعجب كرده بود، كه يك طلبه اين مطالب را درك كرده است به اصطلاح خودش گفت: اگر كسى اين واقعيات را فهميد بايد ماهى صد دينار به او بدهيم.

ايشان براى شروع كار مى‏ گفت: بايد دارالمعلمين تأسيس كنيم ومن مى‏ گفتم از مدارس ابتدائى شروع كنيم. ايشان مى‏ گفت: براى مدارس ابتدائى از كجا معلم تهيه مى‏كنيد؟ در مدارس جديده كه معلم متدين وجود ندارد، در مدارس قديمه (حوز ه هاى علمى) كه كسى نمى ‏تواند اين كار را بكند، من هر دو سخن را از جانب ايشان زياده روى مى‏ديدم، طلبه نمى ‏تواند در مدارس ابتدائى درس بدهد يعنى چه؟! البته بعدها فهميدم كه او درست مى‏ گفت، بالاخره روى نظرم توافق شد».

استاد پس از تأسيس اين مدرسه به سامرا بازگشتند؛ اما مدتى نگذشته بود كه استاد امين از اداره مدرسه به تنهايى عاجز مانده بود، نامه‏اى به حضرت علامه عسكرى مى‏ نويسد ومى‏ گويد: شما مرا در اينجا گرفتار كردى وخودت فرار كردى. حضرت علامه بعد از اين نامه دوباره به كاظمين رفتند ودر رأس كارها قرار گرفتند.

اين مدرسه كه در سال 1363 هـ. ق. (در 31 سالگى حضرت استاد علامه عسكرى) تأسيس شده بود گذشته از روال عادى درسها، برنامه‏ هاى فوق العاده‏اى داشت واز شاگردان اين مدرسه مى ‏توان به شهيد آيت اللَّه سيد محمّدباقر صدر؛ اشاره كرد.

بازگشت مجدد به سامرا وادامه تحصيل:

حضرت علامه عسكرى پس از افتتاح اين مدارس، تصميم داشتند كه دانشكده اسلامى افتتاح كنند ولى با مخالفت افراد متنفذى روبرو شدند، لذا به سامرا بازگشتند ويك دوره ديگر در دروسِ خارج آيت اللَّه ميرزا حبيب‏اللَّه اشتهاردى؛ كه از روى كتاب عروة الوثقى آيت اللَّه سيد محمدكاظم يزدى؛ تدريس مى ‏شد شركت كردند ودر اين ايام بود كه درهاى تحقيقات جديد علمى به روى ايشان باز شد وتأليفات گراسنگ وبى‏نظيرى همچون «عبداللَّه بن سباء» و«نقش عايشه در تاريخ اسلام» انجام گرفت.

سفرى به قم براى تأسيس حوزه نوين:

در همين ايام كه با اوائل مرجعيت حضرت آيت اللَّه العظمى بروجردى؛ در ايران بود وايشان احساس كرد كه مساعدتر بودن اوضاع حوزه علميه قم نسبت به حوزه عراق مى ‏شود حوزه نوينى در قم ايجاد كرد، لذا به قم آمدند، برنامه ايجاد يك حوزه نوين اسلامى كه (شامل دروس حديث‏شناسى، علوم قرآنى، تاريخ اسلام وتبليغ در كنار فقه واصول بود) را به حضرت آيت اللَّه العظمى بروجردى؛ ارائه دادند.

حضرت آيت اللَّه العظمى بروجردى؛ با طرح حضرت علامه موافقت كردند؛ اما در مقدمات كار بودند كه اوضاع ايران بخاطر جريان ملى شدن صنعت نفت آشفته شد. لذا حضرت علامه مجبور مى‏شوند كه به عراق برگردند؛ اما اين بار ايشان در بغداد ساكن شدند وبا حمايتهاى مرجعيت وقت حضرت آيت اللَّه العظمى حكيم؛ شروع به تأسيس مؤسسات فرهنگى اجتماعى سياسى نمودند. حضرت علامه در اين زمينه مى‏ فرمايند:

«با حمايت مرحوم آيت اللَّه حكيم؛ (كه نماينده ايشان در بغداد هم بودم) شروع كردم به ايجاد مؤسسات اسلامى شامل مدارس دينى، مدارس جديد براى دختران وپسران (از ابتدائى تا پايان دبيرستان) مراكز آموزشى براى دختران وپسران، درمانگ ه ها، صندوق‏هاى خيريه، كتابخانه‏ها و... در شهرهاى مختلف عراق براى جامعه شيعه، همچنين يك بيمارستان در بغداد ودانشكده اصول الدين كه پس از سالها پيگيرى ورنج وخون دل خوردن در سال 1384 ه. ق. در بغداد تأسيس شد.

در بغداد علاوه بر منبر ومحرابى كه در محله كراده شرقى داشتم، هر روزه درس‏هاى حديث وتفسير وتاريخ اسلام وعقايد گذاشته بودم كه دانشجويان جوان واساتيد وطلاب جوان، استقبال زيادى از آنها مى‏ کردند».

حضرت علامه عسكرى در كنار تمامى اشتغالات فرهنگى وسياسى واجتماعى، چه در عراق وچه در ايران به تحقيق وتأليف كتابهاى گوناگون در راستاى هدايت جامعه مشغول بودند، حاصل اين تحقيقات علمى، دگرگونى وهموار نمودن ر ه هاى شناخت معارف اسلامى بود ونگاه هاى محققين وتشنگان حقيقت را متوجه مكتب اهل بيت(ع) نمود.

حضرت علامه در اين زمينه مى‏ فرمايند:

«هر تحقيقى براى نگارش يك تاريخ صحيح از صدر اسلام (يعنى از آغاز دعوت تا پايان عصر ائمه) وبخصوص شكل‏گيرى تشيع ومكتب اهل بيت: به يك گردنه‏اى از احاديث وروايات مشهور ومقبول در نزد قاطبه مسلمانها ومورخان وسيره‏نويسان ومحدّثان مى‏رسيد كه اين روايات از نظر من اعتبار وعلميّت واستناد لازم را نداشتند واز يك دستِ تحريفگر در تاريخ اسلام خبر مى‏دادند، دستى كه مكتب اهل بيت(ع) را به حاشيه رانده بود، پرده بردارى از اين واقعيت بناهاى رفيعى را كه برخى مورخان بزرگ اهل سنت ونظير طبرى برافراشته بودند متزلزل كرد... اينجا بود كه بحمد اللَّه زحماتم نتيجه داد ونگا ه ها را متوجه مكتب اهل بيت(ع) وحوزه شيعه كرد، كتابهائى از قبيل عبداللَّه بن سباء، صد وپنجاه صحابى ساختگى، احاديث عايشه، بارها در قاهره وبيروت با اجازه وبدون اجازه من چاپ شدند، علماء واساتيد اهل سنت بر آنها مقدمه يا نقد نوشتند وبه زبانهاى مختلف هم ترجمه شدند وتصور مى‏كنم به خواست خدا تأثيرى بر جريان تفكر اسلامى داشته‏اند».

حضرت استاد در طول عمر با بركت وپر بارشان، در كنار كارهاى علمى، فرهنگى وسياسى واجتماعى و تاسیس مراکز آموزشی اسلامی در مناسبتهاى گوناگون با عالمان وانديشمندان وديگران مباحثه ومناظره داشتند؛ از جمله:

1 - مباحثه با بن‏ باز مفتى بزرگ عربستان‏
2 - مباحثه با دانشمند بزرگ اهل سنت ابوالعلى مودودى‏
3 - مباحثه با امام جمعه رقّه‏
4 - مباحثه با يكى از علماء اهل سنت‏
5 - مباحثه با مبشر ومبلغ مسيحى در بغداد
و...
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی [وضعيت كاربر:آفلاین]
atena
پستتاریخ: شنبه 26 شهریور 1390 - 23:06    عنوان: پاسخ به «پنجمین سالگرد رحلت علامه عسگری» پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

همكار در ساوه‌سرا
همكار در ساوه‌سرا

عضو شده در: 26 مهر 1389
پست: 1302

iran.gif


امتياز: 33700

البته فراموش نشه ایشون نسبت به اصالت خودشون این رو بیان کردند:
حضرت علامه عسكرى در اين زمينه مى ‏فرمايند: «پدرم مرحوم [آيت اللَّه‏] سيّد محمّد حسينى معروف به شيخ الاسلام بود. مرحوم علامه مجلسى اجداد ما را از سبزوار به ساوه دعوت كرد وآنها را شيخ الاسلام ساوه قرار داد. علامه مجلسى براى شهرستانها شيخ الاسلام مى‏ فرستاد چنانكه امروزه در هر شهر وشهرستانى امام جمعه تعيين مى‏كنند. در شهر ساوه سنّى‏هاى متعصبى بودند كه اجداد ما در طول زمان مردم ساوه را شيعه كردند تمامى اجدادم لقب شيخ الاسلام داشتند، جز من كه لقب عسكرى را دارم به مناسبت تولدم در شهر عسكريين‏ عليهماالسلام».
اقای مدیر به نظرتون گنجاندن زنگی نامه ایشون در بخش نامداران ساوه ای کنار افرادی چون شهید چمران و اقای سمندری خالیه؟
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی [وضعيت كاربر:آفلاین]
soveh
پستتاریخ: یکشنبه 27 شهریور 1390 - 00:00    عنوان: پاسخ به «پنجمین سالگرد رحلت علامه عسگری» پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

مديريت كل انجمن‌ها
مديريت كل انجمن‌ها

عضو شده در: 2 فروردین 1389
پست: 3471
محل سکونت: IRAN
blank.gif


امتياز: 87655

atena, جان بسیار متشکرم...مطلب بسیار خوبی تهیه کردی...فکر کنم قبلا هم Aliabadi عزیز مطالبی در مورد ایشون گردآوری کرده بودند.
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger [وضعيت كاربر:آفلاین]
atena
پستتاریخ: شنبه 25 شهریور 1391 - 21:35    عنوان: پاسخ به «پنجمین سالگرد رحلت علامه عسگری» پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

همكار در ساوه‌سرا
همكار در ساوه‌سرا

عضو شده در: 26 مهر 1389
پست: 1302

iran.gif


امتياز: 33700

ششمين سالگرد ارتحال حضرت علامه عسگري رو تسليت عرض مي‌كنيم.

مصاحبه ي منتشر نشده از علامه ي مبارز، مجاهد نشر حقايق اسلامي
با توجه به اينكه زندگي‌نامه علامه در شماره هاي چهارم و پنجم وششم سانا منتشر شده لازم ديدم يك گفتگوی منتشر نشده از خبرگزاری فارس با مرحوم علامه عسکری رو در ساوهسرا قرار بدم كه خوندش خالي از لطف نيست.
http://download.aftab.cc/sana/sana6/
http://download.aftab.cc/sana/sana5/
http://download.aftab.cc/sana/sana4/
مرحوم علامه سید مرتضی عسگری در گفتگوی منتشر نشده با خبرگزاری فارس گفته بود: پاسخگویی به شبهات منافاتی با وحدت شیعه و سنی ندارد.
متن گفتگوی اختصاصی علامه عسگری با خبرگزاری فارس به شرح ذیل است:
فارس: با تشکر از این که در این گفت وگو شرکت کردید. از آن جا که شما نوعاً در مسائل تاریخی و دفاع از عقاید حقه شیعه قلم می زنید، سؤال اول ما هم در این زمینه است و آن این که این روزها به بیان مسائل تاریخ شیعه و تحولاتی که در تشیع رخ داده کم تر پرداخته می شود و دلیل آن را هم گاهی اوقات حفظ وحدت ذکر می کنند. نظر شما در این مورد چیست؟

علامه عسکری: چه چیزی مغایر وحدت است؟

فارس: بیان حقایق تاریخی تشیع. جوان هایی که الان می خواهند این حقایق را پیدا کنند کار برای شان سخت شده است. چرا که از یک طرف با یک جریان روبرو هستند که تندروی می کند و وحدت شکنی می کند و ضررش این است که معرفت به آن حقایق تاریخی صورت نمی گیرد و آن حقایق در پرده ابهام می مانند، از طرفی صحبت هایی هم این روزها هست که اصلاً اختلافی بین تشیع و تسنن نبوده است. مثلاً در باب دموکراسی می گویند که به خلیفه اول و دوم مردم آمدند، رأی دادند و فضا، فضای دموکراسی بوده است، حالا یا با اراده یا با جبر، هرچه که بوده این ها خلیفه شدند و آن جا حق با آنها بوده است.الان این مسائل در دانشگاه و در بین استادان هم مطرح می شود. حالا در این فضا تکلیف چیست؟

علامه عسکری: این یک امر تخصصی است و باید از متخصصین کمک گرفت. در طول تاریخ، اسلام و خط اهل بیت (ع)دو بار آماج حملات شدند. یکی زمان خلفا و یکی زمان معاویه. خلفا نه تنها بعد از درگذشت پیامبر (ص)، بلکه در زمان خود پیامبر (ص) جلوگیری کردند از نوشتن روایت با حدیث پیامبر (ص)، عبدالله بن عمروعاص از پیامبر درخواست می کند که بیاید هر حدیثی را از ایشان می شنود، بنویسد. منتها قریش (قریش همان مهاجرین هستند) گفتند: «تکتب کل تسمعوا من رسول الله و رسول الله بشر یتکلم فی الغضب و الرضا»؛ از عمار خوشش می آید و می گوید «عمار مع الحق»، از ابوذر خوشش می آید، می گوید «مااظلت خضراء و ما اقلت غضرا». از علی خوشش می آید می گوید «علی مع الحق»، نه، نباید نوشت. می گوید ننوشتم. بعد به پیامبر عرض کردم. فرمود: «اکتب فوالذی نفسی بیده ما خرج من فی الاحق».

پس این داستان از آن وقت بوده؛ این که شما می گویید. بعد از زمان پیامبر (ص) در تذکره الحفاظ ذهبی (ذهبی از علمای بزرگ مکتب خلفاست) در ترجمه ابی بکر دارد که با او که بیعت کردند گفت اگر مردم از شما (صحابه) سؤال کردند بگویید «بیننا و بینکم کتاب الله فاحلو ما احل و حرم ما حرم»؛ از پیامبر حدیث روایت نکنید.

ابوبکر در زمان خلافتش مبتلای جنگ ها و اختلافات بود و وقت زیادی پیدا نکرد. زمان عمر که شد، عمر سختگیر بود. حتی نهی کرد که «قرآن بخوانید، از معنای قرآن سؤال نکنید»، امر صادر کرد، تا جایی که صبیغ بن اثل تمیمی در اسکندریه از اصحاب پیامبر (ص) تفسیر قرآن می پرسید. والی آن جا برای عمر نوشت. گفت: او را پیش من بفرست یا برید (برید به پیک های والیان می گفتند). او را با برید نزد عمر فرستادند و به برید گفتند مواظب او باشد که فرار نکند. آمد و داخل شد بر عمر، سلام کرد و گفت: «من صبیغ بن اثل تمیمی هستم. یا امیرالمؤمنین، من الذاریات ذورا؟» گفت: «وانا عبدالله». عمر آن قدر بر سرش خوشه خرما زد که وقتی بلند شد خون از سرش می ریخت و از پیراهنش می چکید. او را مداوا کردند و دوباره آوردند پیش عمر. این بار او را خواباند و 100 تازیانه به پشتش زد و دوباره او را بردند. دفعه سوم گفت: « ان کنت قاتلی فقتلا جمیلا.» دستور داد دیگر کسی با ایشان صحبت نکند. بعد فرستادش بصره. بقیه این داستان درکتاب «دارمی» از کتب مکتب خلفا آمده است.

از امام جعفر صادق علیه السلام پرسیدند چرا اسم شما در قرآن نیامده؟ فرمود: «مگر از رکعات چیزی آمده؟». به پیامبر دوباره وحی می شد. یکی وحی قرآنی بود که همین است که دست ماست. یک کلمه هم کم و زیاد نشده. همراه وحی قرانی، وحی بیانی هم می آمد، معنایش هم می آمد، وقتی که می آمد «یا ایها الرسول بلغ ما انزال الیک و ان لن تفعل فما بلغت» همراه این می آمد «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک فی علی». در قرآن اصول اسلام است. اگر این ها در قرآن بود قرآن سالم نمی ماند و شجره الملعون بنی امیه. یزیدی که خانه خدا را خراب کرد قرآن را سالم نگه داشت. لذا نام ائمه در قرآن نیامده است.

در زمان عثمان، او نتوانست کاملاً مانع روایت حدیث شود. قریش خودشان با همدیگر اختلاف پیدا کردند، عایشه و طلحه و زبیر ضد عثمان شدند. بنابراین در آن دوره کمی روایت حدیث شد تا حضرت امیر علیه السلام آمد. اگر خلافت حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام، نبود. خداوند می بایست دوباره پیامبر می فرستاد. حضرت امیر (ع) آن قسمت از اسلام را که در 25 سال گذشته مانع آشکار شدنش شده بودند به مسلمانان عرضه کرد.

در رکاب حضرت امیر در کوفه بعضی از اصحاب پیامبر بودند که ضد نهج البلاغه بودند، حتی مسعودی که 100 سال قبل از شریف رضی بوده می گوید 400 خطبه از حضرت امیر نزد ما هست. پس از حضرت امیر این چنین شد که روایت های ممنوعه نشر شد، معاویه آمد در سال 41 دستور داد در تمام خطبه های نماز جمعه حضرت امیر را لعن کنند، از کشورهای آفریقا گرفته تا بلاد عربی، تا ایران، تا آسیا، همه کشورها، این را همه می دانند و من این مطلب را به شیخ الازهر هم گفتم. این کار انجام می شد تا بنی العباس آمدند، مگر دو سال حکومت عمر بن عبدالعزیز، 99 و 100 که برداشت این رسم را، این چیزی که مردم می دانند؛ چیزی را که نمی دانند. درست روشن نیستند، مگر بعضی از علما. آن است که دستور داد: لاتأتونی، بفضیله من آل ابی تراب الا و تأتونی بمناقب له. کسانی شروع کردند به حدیث ساختن؛ ام المؤمنین عایشه، ابوهریره، انس بن مالک، عمروعاص هم یکی - دوتا دارد، زیاد ندارد، ولی مهم ام المؤمنین عایشه و ابوهریره است، بعد هم انس بن مالک. این جنگ فرهنگی این چنین شکل گرفت. مثلاً در تاریخ طبری داریم، طبری امام المورخین مکتب خلفاست و سال وفاتش ظاهراً 133 است. طبری نوشته آیه «و انذر عشیرتک الاقربین» که نازل شد پیامبر دستور داد (حالا دوباره شده، بار دومش بنی عبدالمطلب، علی برایشان طعام درست کرد؛ یک ران گوسفند، یک قدح دوغ، پیامبر آن گوشت و دوغ را تبرک کرد. دفعه اول همه خوردند و سیر شدند. ابولهب گفت: و شد ما سحرکم الرجل. حضرت چیزی نگفت. دوباره فرمود غذا آوردند. در خاتمه وقتی دعوتشان کرد به اسلام فرمود: ایکم لعاضدنی الاهذه امر فیکون اخی و وزیر و وصیی و خلیفتی فیکم من بعدی. خب آنها اسلام را قبول نداشتند. علی بلند شد و گفت من. حضرت گردنش را گرفت و بلند کرد: هذا اخی و وزیری و وصیی و خلیفتی فیکم من بعدی فاسمعوا له واطیعوا.

این جا طعنه زدند به ابوطالب، چون شیخ قریش بود. مسخره کردند: ان ابن اخیک یأمرک این تطیع تسمع له. رفتند بیرون. ابوهریره این روایت را درست کرده و روایت کرده که این آیه که نازل شد پیامبر از صفا بالا رفت و ندا داد: یا بنی عبدالمناف، یا بنی عبدالمطلب، یا صفیه بنت عبدالمطلب، یا فاطمه بنت محمد، یا عایشه بنت ابی بکر، انی لااملک لکم من الله شیئاً؛... بروید خدا را عبادت بکنید. من می خواهم روایت ابوهریره را رد کنم و به اصطلاح او را محاکمه کنم. اولاً ابوهریره در یمن بوده و وقتی جعفربن ابی طالب از حبشه برمی گشت و بحر احمر را عبور کرد و آمد یمن ظاهراً پنج نفر از یمن سرازیر شدند پیش ابوهریره. این ها رسیدند به مدینه، سال پنجم هجرت، وقتی که پیامبر غنائم خیبر را تقسیم می کرد از مجاهدین خواست که این ها را هم شریک کنند. خب الا ابوهریره کجا بوده که ازمکه خبر می دهد؟

ثانیاً در آن زمان عایشه هنوز به دنیا نیامده بود. فاطمه به دنیا نیامده بود. به هر حال این مرحله و دفعه اولی است که روایت سازی شده است. دفعه بعدی در زمان ماست. در زمان ما صهیونیسم جهانی و اروپا زمانی توانسته بودند احکام اسلام را از جامعه ما بیرون کنند. من یادم هست نزد آیت الله مرعشی فقه می خواندیم، شرح لمعه می خواندیم، رسیدیم به احیاء الموات. گفتیم چرا این را بخوانیم؟ این که قابل عمل نیست. فقط احکام عبادی و احکام شخصی عمل می شد. با قیام امام خمینی (ره) نظام جمهوری اسلامی شد قانون. نمی گویم حالا کاملاً عمل می کنند، ولی به جای این که در مجلس انتخاب کنند که قانون چه باشد، اسلام قانون شد. از کارهای دیگر هم این بود که پرچم اسرائیلی ها پایین آمد و پرچم فلسطینی ها بالا رفت؛ روز جمعه آخرماه رمضان، روز قدس، سلمان رشدی بی احترامی کرد، نه دانشگاه الازهر حرف زد، نه جماعه الاخوان، نه جمعیت اسلامیه، امام حکم قتلش را صادر کرد. نگویید فایده ای نداشت، الان سلمان رشدی مثل یک زندانی است، بایدنوک قلم این ها را چید. همه این اتفاقات که افتاد، صهیونیسم جهانی، آمریکا جنگی را علیه ما اقامه کردند که زمان معاویه صورت گرفته بود و تا حالا تکرار نشده بود. برای ما سروش درست کردند این جا فرستادند و دیگران را.

فارس: اگر ممکن است در مورد این بحث بیشتر توضیح بفرمایید.

علامه عسکری: شریعتی حسابش از این ها جداست، دکتر شریعتی برای این مناسبت نبود، او زمان قبل تر بود ، سروش را فرستادند، این جنگی که الان شده، سالی 20 میلیون دلار آمریکا مقرر کرده - مبلغی که ظاهری است - در ایران خرج کند. به هرحال جواب این اشکالات را برخی داده اند. آیت ا... مکارم، آیت ا... سبحانی، آیت ا... خزعلی، بنده و... اگر قرار است کاری انجام شود کتاب هایی که نوشته شده چاپ شود. این چیزی است که در توان ما بوده از رادیو و تلویزیون آمده اند با من مصاحبه کرده اند به هرحال این کاری است که ما می توانیم انجام دهیم من در دهه محرم پنج روز در دانشگاه تهران سخنرانی کردم، نماز خواندم. ما دیگر چه کاری می توانیم انجام دهیم. ما مطلب را بیان می کنیم اما انتشارش با شماست که کار مطبوعاتی می کنید. و اما بحث وحدت. در دهه فجر من را دعوت کردند در مورد وحدت شیعه و سنی صحبت کنم گفتم می شود وحدت هیچ مانعی ندارد. آن کاری که ما نباید بکنیم این است که لعن بکنیم. حضرت امیر علیه السلام در جنگ صفین گویا هند را به اصحاب شان معرفی می کردند. فرمودند: «اذکروا معایب افعالهم» من دو جلد «معالم المدرستین» نوشتم که با خواندنش هزاران نفر شیعه شده اند در مصر و جاهای دیگر. منتها «ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن».

مرحوم خواجه نصیر الدین طوسی در «تجرید الاعتقاد» به ابوبکر می گوید: «الطعن الاول الطعن الثانی» خب من این را نمی گویم. در شرحش علامه حلی باز همین طور. من می نویسم ام المؤمنین عایشه. همه حرف ها را هم می زنم. رفته بودم الازهر علما را دعوت کرده بودند. استاد علم الحدیث آمد؛ گفتم: احادیث ام المؤمنین عایشه را بخوان گفت نعم الکتاب. یک فلسطینی هم از غزه در لندن نوشته و چاپ شده: منهج العلامه عسکری بالتقریب. من تمام حرف هایی را که باید گفته می شد، گفتم. منتهی با زبان خویش. پس نگویید نمی شود.

وهابی ها که آمدند، هنگامی که جمهوری اسلامی تشکیل شد، از هند و پاکستان نوشتند تا حالا 200 کتاب در رد شیعه کشتن ها شروع شده یکی از کتاب ها را احسان به نام «الشیعه والقرآن» نوشته بود. حاجی نوری کتابی داشت به نام «فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب الارباب». این کتاب چاپ سنگی و کسی آن را نخوانده بود. احسان زهیر اسم آن گذاشت «الشیعه والقرآن» این را من جواب دادم در سه جلد. جلد سومش بیش از 1000 صفحه است.

کتاب «فصل الخطاب....» بسیار بزرگ است با خط نوشته شده، ایشان در مورد سنی ها نوشته من همه را جواب دادم. هم مال سنی ها را و هم مال شیعه ها را. نگفتم سنی ها این طور می گویند. نوشتم این نسبت ها به صحابه دروغ نوشته شده و ثابت کردم. پس این طور نیست که جواب داده نشده باشد، علما جواب داده اند و آیت ا... مکارم، آیت ا... سبحانی جواب می دهند، بنده هم جواب می دهم. پس هم جواب داده شده و هم می شود، مطبوعات هم باید منتشر کنند.

هرکس بخواهد می تواند کتاب های من را مجانی چاپ کند، بفروشد و استفاده کند. در لبنان چاپ می کنند و به همه دنیا می فرستند و استفاده می کنند. آنهایی که در مصر شیعه شده بودند آمدند اینجا. نوارهای شان هست، من نوار مباحثات را نگه می دارم، ما نوارخانه داریم، برای این که دیدم وهابی ها می گویند: شرف الدین دروغ گفته، مراجعات دروغ است من هم نوارها را نگه داشتم، برخی مباحثات نوار ویدیویی شان هم موجود است. آمدند، صحبت کردند، شیعه شدند و گفتند که شیعه شدیم. پس می بینید که به شبهات جواب داده ایم، منافاتی هم با وحدت ندارد، ما فقط باید لعن نکنیم.
منبع خبر: www.farsnews.com
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی [وضعيت كاربر:آفلاین]
masoud-mg24
پستتاریخ: یکشنبه 26 شهریور 1391 - 00:25    عنوان: پاسخ به «پنجمین سالگرد رحلت علامه عسگری» پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

کاربر نیمه فعال
کاربر نیمه فعال

عضو شده در: 30 مرداد 1391
پست: 364
محل سکونت: saveh
iran.gif


امتياز: 9240

کل مطلب رو خوندم عالیه افرین
Applause Applause Applause
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر [وضعيت كاربر:آفلاین]
atena
پستتاریخ: یکشنبه 26 شهریور 1391 - 09:00    عنوان: پاسخ به «پنجمین سالگرد رحلت علامه عسگری» پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

همكار در ساوه‌سرا
همكار در ساوه‌سرا

عضو شده در: 26 مهر 1389
پست: 1302

iran.gif


امتياز: 33700

masoud-mg24, خواهش مي‌كنم
خدا علامه رو رحمت كنه؛ يه سوال واسه خودم پيش اومده بود نمي‌دونم كسي اطلاعي داره يا نه
علامه قبل از رحلت مجوز تاسيس يه مركز اصول دين رو هم براي ساوه گرفته بود كه تو يه منبعي نوشته بودن كه داير شده؛ حالا من جز حوزه امام صادق نمي‌شناسم و نمي‌دونم مركز اصول دين داريم يا نه؟ يا اصلا تلفيق شده با حوزه يا خودشه؟
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی [وضعيت كاربر:آفلاین]
masoud-mg24
پستتاریخ: یکشنبه 26 شهریور 1391 - 12:01    عنوان: پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

کاربر نیمه فعال
کاربر نیمه فعال

عضو شده در: 30 مرداد 1391
پست: 364
محل سکونت: saveh
iran.gif


امتياز: 9240

اما atena جان یه سوال ::وقتی من در مورد ایشان تحقیق کردم میگن متولد سامرا هست و پدر و مادرشان اصالتن ساوه ای هستند لطفا راهنماییم کنید
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر [وضعيت كاربر:آفلاین]
atena
پستتاریخ: یکشنبه 26 شهریور 1391 - 12:52    عنوان: پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

همكار در ساوه‌سرا
همكار در ساوه‌سرا

عضو شده در: 26 مهر 1389
پست: 1302

iran.gif


امتياز: 33700

masoud-mg24 نوشته است:
اما atena جان یه سوال ::وقتی من در مورد ایشان تحقیق کردم میگن متولد سامرا هست و پدر و مادرشان اصالتن ساوه ای هستند لطفا راهنماییم کنید


مقالات ارائه شده در سانا دقيق‌تر هستند مراجعه كنيد به بخش اول زندگي‌نامه ايشون در شماره چهارم در ادرس زير ستون يادمان
http://download.aftab.cc/sana/sana4/
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی [وضعيت كاربر:آفلاین]
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید  پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک صفحه 1 از 1

فهرست انجمن‌ها » فرهنگستان » پنجمین سالگرد رحلت علامه عسگری
پرش به:  



شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید
شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید
شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید


Home | Forums | Contents | Gallery | Search | Site Map | About Us | Contact Us
------------------------------------------------------------------------

Copyright 2005-2009. All rights reserved.
© by Aftabgardan Cultural Center : Aftab.cc