شنبه 23 تیر 1403

   
 
 پرسشهای متداول  •  جستجو  •  لیست اعضا  •  گروههای کاربران   •  مدیران سایت  •  مشخصات فردی  •  درجات  •  پیامهای خصوصی


فهرست انجمن‌ها » داستان و نوشته های زیبا » ***من یک زن هستم...***

ارسال موضوع جدید  پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک
 ***من یک زن هستم...*** « مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی » 
نویسنده پیام
rezvaneh
پستتاریخ: چهار‌شنبه 31 خرداد 1391 - 19:43    عنوان: ***من یک زن هستم...*** پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

همكار در ساوه‌سرا
همكار در ساوه‌سرا

عضو شده در: 16 تیر 1390
پست: 1290
محل سکونت: ساوه
blank.gif


امتياز: 33520

جمله‌‌‌هایی برای خواندن و تفکر...بدون جبهه‌گیری حتی ذره‌ای.........

من بعد از تو متولد شدم...

من یک زن هستم.

همان حوایی که تو را از بهشت برین آواره‌ی این کویر اضطراب کرد...

من همان کینه‌ی کهنه‌ی هزاران ساله‌ام...

من بعد از تو آمدم...

نمی‌خواهم دوم باشم ولی...اول بودن را هم نمی‌خواهم...سایه‌ی تو هم نیستم ...

من می‌خواهم زن باشم؛ شانه به شانه‌ی تو...

راستی هنوز هم نگفته‌ای چطور با آن همه ادعا گول مرا خوردی؟ گرچه هنوز هم خام فریب‌های زنانه‌ام می‌شوی و به روی خود هم نمی آوری ... شاید هم اصلاً نمی‌فهمی...

من زن هستم! یاد گرفته ام سکوت کنم خیلی وقت‌ها ...گاهی فریاد‌هایم نیز در سکوت می‌شکنند ...

وقتی یک جور‌ی به شال قرمزم زل می‌زنی ... می دانی قرمز رنگ قشنگیست؟؟

وقتی به خودت اجازه دادی و پاکی ام را فدای ...هوس هایت کردی...باز هم سکوت می کنم .نمی دانم چه مرگم می‌شود که فریاد نمی‌زنم ... اشک هم نمی ریزم...

تو خیلی وقت‌ها خیلی چیزها را نمی‌بینی...شرم چشمانم و سرخی گونه‌هایم را وقتی کلمات پاستوریزه نشده ات را روانه‌ی من می‌کنی، می بینی؟

تو از چشمانم فقط مقدار زیبایی‌اش را می بینی ...غمش را ...حرفش را نادیده می‌گیری...ولی من خیلی وقت‌ها می خوانم چشمانت را و باز هم سکوت...

تو همیشه پاک‌تر از من بودی ..و من می‌شوم بلای آخر الزمان... من عصیان می‌کنم فقط ...و فقط یاد گرفتی مرا سرزنش کنی که چرا فاطمه نیستم ؟؟؟به من بگو تو چقدر علی شدی؟؟!!

من در عصیان فروغ غرق می‌شوم و تو بی شرمانه می‌گذری و می‌گویی چند؟؟؟

من دلم را باتو لای همان گل‌های سرخی که نمی دانم برای چند نفر بردی جا می‌گذارم ...

من دلم را توی چشمانت جا می گذارم وتو راحت می روی ...روحم زن می‌شود و تو مرا جا می گذاری...

من با درد می آفرینم ...عجیب زندگی ام با درد عجین شده ...خاک من از درد بود و دل ...خاک تو شاید خیلی وقت ها دل هم نداشت... دل نداری که گاهی صورتم یکهو کبود می شود...و من هی می‌گویم پایم به پله گیر کرد....افتادم!!!

من می آفرینم ...من با درد می آفرینم و با یک لبخند کودکم عاشق می‌شوم ...

من زن می‌شوم...من مادر می شوم ...من زیبا می شوم ...من احساس می کنم ...

شعر می‌گویم ...

من عجیبم ...اشک می‌ریزم...من فال‌های حافظ را اگر اسم تو نباشد باور نمی کنم...

من اگر عاشق شوم ، نمی توانم ...تو اگر عاشق نشوی هم می توانی...

من اگر بی وفا شوم خائنم و تو ...مردی فقط ...

مرد ...

این کلمه‌ی سه حرفی عجیب برایم سخت می شود گاهی اوقات...

اگر نخواهمت ...باز هم سایه‌ات را برای مصلحت می‌خواهم ...مصلحتی که مردان قانون نویس تعیین کرده‌اند...

من، دختر حوا...یاد گرفته ام عریانی دلم را لااقل، بگذارم برای کسی که با دستانش می بخشد ،و با چشمانش می گوید...

من دختر همان حوایم...هنوز هم سیب می‌چینم...و تو هنوز آدم نشدی...

من بعد از تو آمدم ...

نمی‌خواهم دوم باشم ولی ...اول هم نمی خواهم باشم...سایه ی تو هم نیستم ...

من می‌خواهم زن باشم شانه به شانه ی تو...


نویسنده: دختر حوا
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی [وضعيت كاربر:آفلاین]
تشکرها از این تاپیک
soveh(چهار‌شنبه 31 خرداد 1391 - 19:51), jalalfirozi(پنج‌شنبه 1 تیر 1391 - 23:26), harchi(جمعه 2 تیر 1391 - 15:28), neda_y(شنبه 3 تیر 1391 - 12:25), rezvaneh از این تاپیک تشکر میکنم 
soveh
پستتاریخ: چهار‌شنبه 31 خرداد 1391 - 23:29    عنوان: پاسخ به «***من یک زن هستم...***» پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

مديريت كل انجمن‌ها
مديريت كل انجمن‌ها

عضو شده در: 2 فروردین 1389
پست: 3473
محل سکونت: IRAN
blank.gif


امتياز: 87705

بسیار زیبا بود thank
Applause
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger [وضعيت كاربر:آفلاین]
adame_haji
پستتاریخ: پنج‌شنبه 1 تیر 1391 - 03:18    عنوان: پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

عضو فعال
عضو فعال

عضو شده در: 30 آبان 1384
پست: 627
محل سکونت: بسیج یک
iran.gif


امتياز: 16869

It was incredibly beautiful
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در MSN Messenger [وضعيت كاربر:آفلاین]
rezvaneh
پستتاریخ: پنج‌شنبه 1 تیر 1391 - 21:43    عنوان: پاسخ به «***من یک زن هستم...***» پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

همكار در ساوه‌سرا
همكار در ساوه‌سرا

عضو شده در: 16 تیر 1390
پست: 1290
محل سکونت: ساوه
blank.gif


امتياز: 33520

دوستان از لطفتون ممنونم flower
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی [وضعيت كاربر:آفلاین]
velayat20
پستتاریخ: جمعه 2 تیر 1391 - 02:00    عنوان: پاسخ به «***من یک زن هستم...***» پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

خوب داره پيش مي‌ره
خوب داره پيش مي‌ره

عضو شده در: 28 آذر 1390
پست: 84

blank.gif


امتياز: 2095

واقعا عالی هست. thanks
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی [وضعيت كاربر:آفلاین]
neda_y
پستتاریخ: شنبه 3 تیر 1391 - 12:24    عنوان: پاسخ به «***من یک زن هستم...***» پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

مدیر انجمن
مدیر انجمن

عضو شده در: 15 اسفند 1387
پست: 321
محل سکونت: ساوه
iran.gif


امتياز: 8705

زن قداست دارد
براي با زن بودن بايد مرد بود نه نر.....
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی نام شناسایی در AIM شناسه عضویت در Yahoo Messenger شناسه عضویت در MSN Messenger [وضعيت كاربر:آفلاین]
Aliabadi
پستتاریخ: شنبه 3 تیر 1391 - 13:35    عنوان: پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

مدیر انجمن
مدیر انجمن

عضو شده در: 30 بهمن 1388
پست: 2274

blank.gif


امتياز: 60455

رضوانه جان اين قسمت ..........از متون و عقايد كتاب مقدس يهوديان و مسيحيان در باره داستان آدم و حوا و نوع نگرش منفي به حوا سرچشمه مي گيرد. اين نقليات انان در باره داستان خلقت آدم و حواست و انها به ايندسته اساطير بال و پر ميدهند و از نظر تاريخي زن را موجود درجه دوم نگاشته اند. تا صده اخير بسياري از زنان در جوامع امروز صنعتي نان خور همسرشان بودند و از نظر مالي و حقوقي وابسته به شوهرشان بودند. شوهر رئيس خانواده بود و بنا بر بافت جوامع مردسالاري حرف و حكم و قانون او اجراء ميشد، زيرا اين حق به لحاظ وظيفه نان آوري او براي خانواده تحقق مي يافت و زنان حق مالكيت چنداني نداشتند.
يك نگرشي به فلسفه خلقت زن و مرد در قران بكنيد مي بينيد انجا چنين دسته بندي ديده نمي شود. وقت شد سطور مربوطه را از منابع مزبور بالا بشكل عيني با آدرس و صفحه نقل و قول ميكنم.
انسان بودن زن و مرد اهميت دارد. طبق قوانين بيولوژي نبودن جنس ماده و نر يعني عدم ادامه حيات. پس هم زن هم مرد هردو بدون شك در صحنه هستي و حيات اساس و ستون زندگي را تشكيل ميدهند و هر دو اهميت دارند.

در صده هاي اخير با تغيير و تحولات اين جوامع شكل اساسي توليد اقتصادي در جوامع صنعتي با تعيير بنياد ي جامعه كشاورزي به جامعه صنعتي روبرو شد. علت ان نيز جمعيت زياد ( نبودن عامل كنترل جمعيت و باروري مثل امروز ) نداشتن مواد غذايي كافي براي همه و گسترش فقر و كمبود منابع غذايي و غيره بود.

با و وقوع انقلاب صنعتي و نياز جامعه جديد به نيروي كار ( كه كمبود نيروي كار وجود داشت) زن حي و حاضر بود و نرخ دستمزدش هم ارزان بود . بخاطر توليدات صنعتي و نياز به نيروي كار در ان جوامع زن عز و قربش بيشتر شد و كمي از نقش نان خوري فاصله گرفت و به جمع نان آوران بتدريج پيوست و در توليدات اقتصادي جامعه سهيم شد.تحولاتي بتدريج و به مقتصاي كشورها و سنت ها رخ داد و در حوزه اجتماعي و كار زنان به حق و حقوقي دست يافتند ولي به ازاي ان از داشتن خانواده ، ازدواج و فرزندان محروم ماندند و به اين علت بسياري از ملل اروپايي از كمبود نيروي انساني برخوردار هستند زيرا بسياري ازمردان ديگر به سنت هاي ديروزي تشكيل خانواده مقيد نيستند و نقش نان آوري را در خانواده با شرايط امروزي كه زنها براي انها مي نگارند به گردن نمي گيرند. زنان اگر حتي بخواهند بر فرض خانواده ايي تشكيل دهندبايد قيد كار و درامد خود را بزنند و خانه نشين شوند زيرا خود نان ده خود هستند و بسياري از زنان زير بار اين مسئله هم نمي روند. دنياي كار و قوانين ان جايي براي پا گرفتن خانواده و رشد كودكان نمي دهد. زيرا خانواده گسترده و بزرگ در اين جوامع محو شده و هر كس خودش بايد گليم خودش را از اب در بياورد. براي يك زن و مرد در يك خانواده كوچك بزرگ كردن بر فرض دو بچه و شاغل بودن تمام وقت زن و مرد امري محال و نشدني است و موجبات اختلاف و طلاق اي همين فشار مضاعف و نبودن عمه و خاله و مادر بزرگ و مادرشوهر و فاميل در همياري جمعي خانوادگي است. نه مردها نه زن ها هيچكدام حاضر نيستند دو شغله باشند ( يعني هم كار بيرون و هم كار داخل منزل و ترو خشك كردن كودكان و امر تربيت) را به عهده بگيرند. طبيعي است كه مشكل درست ميشود.

زيرا ما بين 1.توليد اجتماعي فراوردهاي اقتصادي Produktion و 2.امر زاد ولد اجتماعي Reproduktionتناقض پيش ميايد. بقاي دراز مدت هر جامعه ايي نيز به اين دو عامل وابسته است و در هيچكدام از اين دو امر نمي شود قصور رخ دهد چون بقاء دراز مدت يك جامعه با خطر و بحران مواجه ميشود. يكي از علل اين مشكلات از بين رفتن خانواده گسترده و بزرگ است كه بسياري از نقش و وظايف را بر عهده مي گرفت و بار يك خانواده را سبك مي كرد.بين اين عامل نيز بايد تعادل هميشه برقرار باشد تا زندگي تك تك افراد و ادامه ان ميسر شود و به روال طبيعي همه چيز پيش رود. چون جوامع غربي خود درگير اين مشكلات هستند يكي از ان روندها پديده تعكيس است كه مد رايجي است و يكي از موضوعات داغ بازار تبليغات ومطبوعات و استراتژي تعكيس موضوعيت كردن رقابت و دشمني مصنوعي جنسيتي بين زنان و مردان است واين مد در ميان عده اي ازافراد ديگر جوامع از روي عدم اگاهي تقليد و كپي برداري و تكرار ميشود.


از اين دو فاكتور يعني زادولد اجتماعي Reproduktionو توليد اقتصادي مادي اجتماعيProduktion را نمي شود يكي را قرباني ان ديگري كرد. زيرا يك جامعه طبيعي هم به نيروي كار نياز دارد و با نبودن نيروي كار توليد اقتصادي اجتماعي نيز ممكن نيست و به توليد اقتصادي اجتماعي جمعي نيز جامع نياز دارد تا بقاء و معيشيت اجتماعي ممكن شود و پديده فقر و بيماري جامعه را به مرگ و نابودي تهديد نكند. در يك جامعه زن و مرد پيكره واحد را تشكيل ميدهند و هر دو در انجام اين وظايف حفظ و ادامه زندگي اجتماعي چه بخواهند يا نخواهند سهيم هستند زيرا در يك جامعه ايي زندگي مي كنند كه از صدها امكانات شغلي ديگران استفاده مي كنند از جمله در بخش مسكن، تغذيه ، بهداشت ، پوشاك، رفت و امد، آموزش و صدها خدمات ديگر........... بنابر اين بر اساس انجام اين دسته وظايف و فعاليت ها و نقش ها خود بخود حقوقي ايجاد ميشود. رويدادهاي اجتماعي نشان ميدهند در ايده هاي خلاق و كارساز و در سايه كار و فعاليت بهبود حقوقي حاصل شده.

قرار دادن جنسيتي در مقابل جنسيت ديگر علاوه بر اينكه مشكلي را حل نمي كند بلكه مشكلت جديد از جمله گسترش طلاق ها و تشديد اختلافات خانوادگي را نيز در بر دارد. اگر مقوله ظلم چه به زن چه به مرد مطرح است بايد در باره اش بشكل دقيق و اجمالي بحث شود و عوامل بوجود امدن و از بين بردن ان روشن شود تا زمينه بهبود اجتماعي حاصل شود.


نقل قول:
من بعد از تو متولد شدم...

من یک زن هستم.

همان حوایی که تو را از بهشت برین آواره‌ی این کویر اضطراب کرد...

من همان کینه‌ی کهنه‌ی هزاران ساله‌ام...

من بعد از تو آمدم...

نمی‌خواهم دوم باش
م
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی [وضعيت كاربر:آفلاین]
atena
پستتاریخ: شنبه 3 تیر 1391 - 17:22    عنوان: پاسخ به «***من یک زن هستم...***» پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

همكار در ساوه‌سرا
همكار در ساوه‌سرا

عضو شده در: 26 مهر 1389
پست: 1302

iran.gif


امتياز: 33700

Aliabadi, عزيز؛
توضيحات جالبي داشتيد و از آن مهمتر اسنادي است كه با استناد به آنها ارائه مطلب كرديد.
هميشه اشارات ظريف و خاصي كه در باب متمايز كردن جنسيت مطرح مي شود يكي از بزرگترين ترفندهاي غرب صهيوني است.
در دهه هاي اخير طرح مسائل اين چنيني در غرب باعث پيدايش فمنيست و خيلي نگرش هاي ديگر شد كه عواقب آن در همان غرب و در چندين سال اخير در دنياي شرق مشهود است.
ممنونم
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی [وضعيت كاربر:آفلاین]
velayat20
پستتاریخ: شنبه 3 تیر 1391 - 20:57    عنوان: پاسخ به «***من یک زن هستم...***» پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

خوب داره پيش مي‌ره
خوب داره پيش مي‌ره

عضو شده در: 28 آذر 1390
پست: 84

blank.gif


امتياز: 2095

من زنم وبه همان اندازه از هوا سهم میبرم که ریه های تو!دردآور است که من آزاد نباشم تا تو به گناه نیفتی، قوس های بدنم بیشتر از افکارم به چشمهایت می آیند،تاسف بار است که باید لباسهایم را به میزان ایمان تو تنظیم کنم.
زنده یاد سیمین دانشور
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی [وضعيت كاربر:آفلاین]
rezvaneh
پستتاریخ: شنبه 3 تیر 1391 - 22:12    عنوان: پاسخ به «***من یک زن هستم...***» پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

همكار در ساوه‌سرا
همكار در ساوه‌سرا

عضو شده در: 16 تیر 1390
پست: 1290
محل سکونت: ساوه
blank.gif


امتياز: 33520

علی آبادی عزیز؛ ممنون بابت نوشته‌ هاتون...بنده به شخصه با نظرتون موافق هستم...اما بحثی که هست و هدف کلی این پست رو نشون می‌ده همون برابری زن با مرده، و به شکلی به صورت اعتراضی کمرنگ و شاید لطیف خواسته‌‌های یک زن از مرد و به نوعی اجتماع رو خواستاره...به شکلی که در پایان متن خواستار برابری و شانه به شانه بودن در کناره مرده...

با رشد فکری و آزادی عمل بیشتر خانم‌ها در فعالیت‌های مختلف در عرصه‌های گوناگون، خانم‌ها ثابت کردند که اگر بیشتر از آقایون موفقیت کسب نکرده باشن، میزان این موفقیت کمتر هم نبوده!

به شخصه این اعتقاد رو دارم که زن و مرد خارج از تمام حاشیه‌هایی که در روابطشون شکل می‌گیره، که اگر با دیدی مثبت و تکامل یافته به بحث ارتباط زن و مرد نگاه بشه، کاملاً کمرنگ و حتی محو می‌شه، در تمام زمینه‌ها می‌تونن مکمل فوق العاده‌ای برای هم باشن Smiling
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی [وضعيت كاربر:آفلاین]
rezvaneh
پستتاریخ: شنبه 3 تیر 1391 - 22:13    عنوان: Re: پاسخ به «***من یک زن هستم...***» پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

همكار در ساوه‌سرا
همكار در ساوه‌سرا

عضو شده در: 16 تیر 1390
پست: 1290
محل سکونت: ساوه
blank.gif


امتياز: 33520

velayat20 نوشته است:
من زنم وبه همان اندازه از هوا سهم میبرم که ریه های تو!دردآور است که من آزاد نباشم تا تو به گناه نیفتی، قوس های بدنم بیشتر از افکارم به چشمهایت می آیند،تاسف بار است که باید لباسهایم را به میزان ایمان تو تنظیم کنم.
زنده یاد سیمین دانشور


فوق العاده بود ولایت بیست عزیزApplauseApplauseApplause
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی [وضعيت كاربر:آفلاین]
abbasbehnam
پستتاریخ: چهار‌شنبه 8 خرداد 1392 - 03:11    عنوان: پاسخ به «***من یک زن هستم...***» تعریف زنی از اوصاف زنی دیگر‍! پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

کاربر نیمه فعال
کاربر نیمه فعال

عضو شده در: 31 اردیبهشت 1392
پست: 228
محل سکونت: تهران - u.s.a - texas san antonio
usa.gif


امتياز: 6130

یک از اخلاقهای پسندیده در جامعه بشری، تعریف از همدیگر می باشد، که این امری بسیار پسندیده می باشد. اما هین تعریف کردن در بعضی موارد تبدیل به یک معضل اجتماعی می شود.

در یکی از شایع ترین مواردی که تعریف نتیجه اش خوب نمی شود، تعاریفی است که زنان یا مردان از زیباییهای دیگری برای همسرشان می گویند.

این امر در بین زنان بیشتر رواج دارد؛ مثلا زنان در مجالس عروسی و میهمانیها و ... سعی بر جلوه گری و نشان دادن زیباییهایشان برای همدیگر هستند که البته این امر هیچ عیبی ندارد؛ ولی مشکل زمانی ایجاد می شود که زنی زیباییهای زن دیگری را برای افراد نامحرم و یا همسرش تعریف می کند، که این تعریف یکی از بدترین تعاریفی است که صورت می گیرد.

در مشاوره ها، زن جوان از شوهرش به خاطر چشم چرانی و یا رابطه با زن دیگر،( که در خیلی ازمواقع دوست خودش می باشد) گله و شکایت می کند، که یکی از علل ارتباط شوهرش با زنی دیگر می تواند، همین تعریف کردن او از زیباییهای زنان دیگر برای همسرش باشد، که این خلاف حیا و عفاف است. و وقتی که حیا و عفاف در زندگی زناشویی ازبین رفتٰ، جایش را خیانت و گناه پر می کند.

و توصیه ای به همه زنان و دختران برای مقابله با اینجور مشکلات و ناهنجاریها از زبان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) که فرمودند:
« زن مسلمان با زنی که اوصاف و زیبایی های او را برای شوهرش توصیف می کند، همنشین نشود زیرا این عمل مانند آن است که شوهر آن زن، زیبایی او را دیده است » (1)

ای زنان و دختران ایران زمین ! همانا تعریف از زیبایی شما در مقابل نامحرم، عین بی حجابی و بی حیایی شماست، زیرا ذهن انسان قدرت تصویر سازیش بسیار بالاست.
ای زنان و دختران ایران زمین ! مواظب خودتان ودیگران باشید، تا زیباییهایتان که تنها مخصوص محارم و شوهرتان است، نامحرم با تعریف نبیند.

========================
1- النبی (صلی الله علیه و آله) : ( لا تباشر المراة تنعتها لزوجها کانه ینظر الیها) تفسیر ابن کثیر ج 3 ص384
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی [وضعيت كاربر:آفلاین]
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید  پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک صفحه 1 از 1

فهرست انجمن‌ها » داستان و نوشته های زیبا » ***من یک زن هستم...***
پرش به:  



شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید
شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید
شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید


Home | Forums | Contents | Gallery | Search | Site Map | About Us | Contact Us
------------------------------------------------------------------------

Copyright 2005-2009. All rights reserved.
© by Aftabgardan Cultural Center : Aftab.cc